https://eitaa.com/im_yua/1704
اسکوبی دو رو ندیدم و بهادرم من اون یکی موشه یادمه که با دوستاش میرفتن مغازه یه مرده(خونه شون اونجا بود)غذا برمیداشتن میرفتن
این مرده هی میخواست از دست این موشا(اسم یکیشون بهادر بود) راحت بشه نمیتونست
https://eitaa.com/im_yua/1709
من یک کیف پر ازشون رو هنوزم دارم الان پیشم نیست پیداشون کردم عکسشون رو میزارم(:
https://eitaa.com/im_yua/1710
باز خوبه یکی شاد شد من خودم از بین رفتم(:
تا یه مدت آخر همه جملاتم همینه(:
پاناما چقدر قشنگه:راجب یه خرس و یه پلنگه و یه اسباب بازیه کوچوله(برای پلنگه اس .نگاه کنین تو عکس معلومه)
اینا یه زندگی خوب دارن تا اینکه رودخونه یا جعبه پر از موز رو برای اینا میاره اینا موز رو میخورن خوششون میاد میگن این جعبه از کجا اومده؟رو جعبه نوشته بود پاناما . خلاصه اینا میرن تا پانامارو پیدا کنن
خیلی داستان قشنگی داشت و البته پر از مفهوم و معنا بود عاشقش بودم😭
اگه مشتاق بودین پایانش روهم لو میدم
یادم باشد
این دوتاام کارتونای مورد علاقه من بودن(: حالا چیزایی که از هرکدوم یادمه میگم:
داستان معجزه آسای توتو: داستان دقیقش یادم نیست ولی میدونم که پسره چندتا قابلمه به دست میآورد که هرچیییییییییی توی قابلمه مینداخت قابلمه ها غذای شاهکار پس میدادن
مثلا پسره یه تاره مو یا لنگه کفش مینداخت تو قابلمه و قابلمه فوری غذا پس میداد
خیلی برام جذاب بود
جمعه۱۴۰۵/۰۱/۲۱
بریم برا تعریف اجتماع امشب
امشب باد شدید می وزید به خصوص اون اول که رفتیم. بعدش اون پرچم های بزرگ جلو چشم چندبار کم مونده بودن بیوفتن(ببخشید دوستان ولی خندم گرفت😔😂)صحنه ی جالبی بود فکرکن هربار پرچم کم می موند بیوفته و اونی که پرچم رو گرفته بود تلاش میکرد برگرده به حالت قائم ولی نهایتش سرعت افتاد رو کم میکرد. به لحظات افتادن نزدیک میشدیم که چندنفر به سرعت حمله میکردن به طرف پرچم و میگرفتن تا نیوفته و برش میگردوندن حالت عادی
سه بار رسما دیدم کم مونده بود بیوفتن بعدش جهت احتیاط رفتیم جلوتر .
هیچی دیگه امشب جلوتر از شبای دیگه بودیم.(و باز هم من پرچم حزبالله ندارم😭)
و همچنان من عاشق دعای فرج دست جمعی😭❤️
https://eitaa.com/im_yua/1713
روزای خوبی بودن ولی این حس که اون موقع تو اوج شادی بودم و الان تو این غم(نمیگم تو اوج غم چون معتقدم بدتر از اینم هست)فاصله این دوتا برام عذاب آور بود به خصوص اینکه شاید دیگه نتونم مثل اون موقع ها شاد باشم
از اونورم تصور اینکه بعضی از بچه ها هیچوقت نمیتونن شادی که من تجربه کردم رو تجربه کنن💔
یادم باشد
حضرت آقا هم پیام جدید دادن (😭❤️)و من تو تجمع خلاصه وار خوندم فردا میام بخش هایی ازش رو میزارم
خوب این قرار بود بخش هایی از پیام رو بزارم که البته میدونم تا حالا خیلیا گذاشتن و ماشاالله همتون دیگه حفظید پس من تعدادی رو میزارم
یادم باشد
خوب این قرار بود بخش هایی از پیام رو بزارم که البته میدونم تا حالا خیلیا گذاشتن و ماشاالله همتون دیگ
صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود،شناخته نشد
#پیامامام