یکشنبه۱۴۰۵/۰۱/۲۳
بیاین بیاین که میخوام از امشب بگم
قبل رفتن دوباره حالم بد شده بود ناراحت بودم یجوری که تو ماشین با هندزفری آهنگگوش میدادم و تو تخیلاتم غرق بودم
هوا هم قشنگ مه آلود بود
رسیدم و رفتیم سمت جمعیت هوا هم یه کوچولو سرد بود
وایستادیم مه هی کم و زیاد میشد چندتا عکس گرفتم
یادم باشد
یکشنبه۱۴۰۵/۰۱/۲۳ بیاین بیاین که میخوام از امشب بگم قبل رفتن دوباره حالم بد شده بود ناراحت بودم یجوری
شدت مه امشب(البته اون موقع که عکس گرفتم خیلی زیاد بود بعدش نسبتا کمتر شد)
خلاصه من هنوز گرفته بودم(همین ایموجی😐منتها با چشمای خمار)که یهو بارون گرفت و از همون اول خوب بارید و هرچقدر بیشتر میگذشت شدتت بارش بیشتر میشد
یعنی سیر حالت قیافه من از چپ به راست👇
😐😃😄😆😁
ماشین نزدیک بود بابام رفت چترارو بیاره
بعدش رفتیم زیر چتر(دستام یکم اذیت کردن برای همین دستکشمم پوشیدم) یکم گذشت بارون تقریبا بند اومد چترهارو بستیم یه مدت وایستادیم یکم بعد دوباره بارون بارید و اینبار از همون اول شدید بارید 🌧و دوباره چترارو باز کردیم و رفتیم زیرش
شعار دادیم و دعای فرجم زیر بارون و چترخوندیم برگشتیم
لباس هایم خیس گردید😂ولی حالم چنان خوب شد بیا و ببین نیشم تا بناگوشم باز شد
نمیدونستم انقدر بارون دوست دارم