امروز با مامانم ساعت ٣ و نیم رفته بودیم ملاقات زنعموم که صبح زایمان کردن. از برگشت گفتم مامان بده من رانندگی کنم.
خلاصه نشستیم. همه چیز عالی بود تا رسیدیم به کوچه خودمون که آخر کوچه خونه ماست. تو کوچه هم، کلی ماشین پارک شده جلوی در خونه هاشون🤦🏽♀
یادداشتهای یک دانشجو
امروز با مامانم ساعت ٣ و نیم رفته بودیم ملاقات زنعموم که صبح زایمان کردن. از برگشت گفتم مامان بده من
.
اول کوچه دوتا ماشین یکی این ور خیابون یکی اون ور پارک بود.
من پیچیدم تو کوچه یهو دیدم یه ماشین از رو به رو داره میاد. من هول کردم نمیدونستم باید چیکار کنم، از ماشین پارک شده رد کردم زدم کنار که اون رد بشه. وقتی داشتم میزدم کنار موتوری رو ندیدم با دیوار یکیش کردم😂😂😂.
انقدر بد صدا داد گفتم هیچیییی بدبخت شدم موتوره پرس کامل شدددد
یادداشتهای یک دانشجو
. اول کوچه دوتا ماشین یکی این ور خیابون یکی اون ور پارک بود. من پیچیدم تو کوچه یهو دیدم یه ماشین ا
.
پسرشون تو کوچه بود. رفت باباشو صدا زد. بنده خدا اومد موتورش رو بلند کرد. فقط چراغ هاش و سرعتش کامل شکست. شمارشون رو گرفتم گفتیم هر هزینه ای کردین بگین که واریز کنیم و خداروشکر بخیر گذشت😂😂
به مامانم میگم اگه میخواستم بیشتر هول کنم و به جای ترمز گاز بدم و پدال ها رو قاطی میکردم الان باید خسارت ماشین رو به روییش هم که پارک بود میدادیم😂
از صبح دارم فقط رانندگی ها رو خراب میکنم. این از عصر اون از صبح که باز هم توشهری رد شدم🤣
خاطره شد. فقط امیدوارم دیگه تکرار نشه😁.
یادداشتهای یک دانشجو
امروز با مامانم ساعت ٣ و نیم رفته بودیم ملاقات زنعموم که صبح زایمان کردن. از برگشت گفتم مامان بده من
نینیِ عمو🥲🥲
یه آدم بزرگ تو ورژن خیلی خیلی کوچولو..
بابام تو گوشش اذون و اقامه گفتن😅
یادداشتهای یک دانشجو
من آدم تنبل و بی ارادهای نیستم ولی ماشین هم نیستم!! عیب نداره.. دوباره شروع میکنم.
دیر شد ولی بالاخره شروع شد!
من میتونم💪🏾..
بابام رو خیلی دوست دارم. جدیدا بیشتر متوجه حضور و دلگرمیش شدم. خیلی آدم مطمئنیه. یعنی آدم دلش قرصه وقتی باباش هست.
وقتی گند میزنم از تمام جهت، بابام یه جمله بگه عیب نداره. فدای سرت، دفعه بعد.. دیگه خیالم از همه چیز راحت میشه❤️🩹..
یادداشتهای یک دانشجو
ولی امشب خیلی خوشتیپ شده بود.. آخر نفهمیدم چرا با دوتا شاخه گل رز اومد تو خونه عموم؟ اگه توی این لحظ
شاخه گلها رو از باغشون آورده بود🌱!
Erfan Tahmasbi | موزیکدلErfan Tahmasbi - Khodahafez (128).mp3
زمان:
حجم:
3.5M
.. داشت آلوده عشق میشد ..
هرجا اتفاقی قاصدک یا پروانه میبینم، ناخودآگاه خیلی خوشحال و امیدوار میشم🥲🤍..
پ.ن: این پروانه خانوم با ناااز تمااام تشریف آوردن تو مغازه نشستن زیر باد کولر خنک بشن🥺
همیشه وقتی دارم یه کاری انجام میدم، یادم میره که باید امیدوار بمونم!