فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃تصویر سنگین هست ،امامزمان، بچهسیدا معذرت😭
جانِ خوُدم قَسم ڪِہ همین چَند روزِ پیش
گُفتم ڪِہ ڪج ڪنم سرِ این میخ را نشد...💔😔
وایِ من ...
حالا ببین با سینه زهرا چه کرد
میخ، وقتی میرود بر سینه دیوار، سخت است..
یاصاحب الزمان😭😭
#فاطمیه💔
...🏴
🏴....
تَوَسُّلبِه امامزَمٰانوَشهدا🇵🇸
🍃تصویر سنگین هست ،امامزمان، بچهسیدا معذرت😭 جانِ خوُدم قَسم ڪِہ همین چَند روزِ پیش گُفتم ڪِہ ڪج ڪ
آخ بمیرم برات بابا😭ما عشق را پشت درِ این خانه دیدیم...
زهرا در آتش بود،
حیدر داشت میسوخت😭😭😭
بمیرم برا غربتت مولای من😭
همه عالم به فدای دل پر غصه ات امشب😭😭
علی دست به دیوار میگیره و برای مظلومیت زهرا گریه میکنه برای مظلومیت خودش که بعد زهرا دیگه حتی جواب سلامشو نمیدن😭😭
فدای مظلومیت اقام بشم
چی کشید مولا😭
201.8K
#فاطمیه 💔🕊
امشب پشت در خانه ای نشستید که اگر تمام عالم هم به صاحب آن متوسل شوند چیزی از دریای کرم و مهربانی اش کم نمی گردد
پس بخواه از خیر کثیر... از کوثر...
از دختر خورشید... همسر ماه... و مادر یازده ستاره...
با دل شکسته از مادر بخواه که باز هم مادری کند و در را باز کند و فرزند مقصرش را راه بدهد😭
به خانه ی امن و آرام مادری
ادخلوها بسلامٍ آمنین...❤️
خوش آمدید به بهشت امن خدا... به حرم پنهان فاطمه💔☝️
...🏴
🏴......
رفقا میگن امیرالمؤمنین چادرِ مادرِ ما فاطمه رو گرو گذاشت خونه یک یهودی،تا یه مقدار بتونه نان تهیه کنه برای بچه های فاطمه...
نیمه شب یهودیِ بلند شد دید یه نوری از چادر فاطمه همه جارو روشن کرده، همسایه هارو خبر کرد، فامیل رو خبر کرد، دوست و آشنا با دیدنِ نورِ چادرِ مادرِ ما فاطمه، هفتاد یهودی مسلمان شدن...
مادر جان! میخوام بگم: امشب یه جلوه از چادرت برا ما بسه...مادرجان! میشه امشب اون چادرت رو روی سر ما بتکونی...مادرجان! میشه امشب دستِ شکسته ات رو بالا بیاری به سر ما بکشی، ما محتاجِ عنایاتِ شما هستیم...😭
میخوام بگم: خانومی که چادرش اینطور نورافشانی میکنه، تعجبی هم نداره سر پسرش هم کُنج تنور رو روشن کنه، زن خولی میگه دیدم تنور روشنِ،خدایا!تنور روشن نبود،این نور از کجاست؟ نگاه کردم یه سر بُریده ی داخلِ تنورِ، خدا! این سر مال کیه؟ شنیدم صدایِ یه خانومی میاد:" بُنَیَّ قَتَلوک و مِنَّ الماء مَنَعوک " اگر کشتند چرا آبت ندادند؟...😭
تَوَسُّلبِه امامزَمٰانوَشهدا🇵🇸
رفقا میگن امیرالمؤمنین چادرِ مادرِ ما فاطمه رو گرو گذاشت خونه یک یهودی،تا یه مقدار بتونه نان تهیه ک
فرمود: محبت مادرِ ما فاطمه #هفتاد جا به کار شما میاد،راحت ترینش موقعِ جون دادنِ، یه وقتی میشه ندا بلند میشه: " غُضُّوا اَبْصَارَکُمْ" همه چشماتون رو ببندید... چه خبر شده؟ آخه فاطمه ی زهرا مادر سادات میخواد وارد صحرای محشر بشه...
هرچی میگن:خانوم وارد بهشت بشو میگه: نه! اول #بچههام باید وارد بشن...
اول #مُحبینم باید وارد بشن..
اول #گریهکنهایحسین وارد بشن...
اونجا وقتی همتون دور فاطمه حلقه زدید،کامل الزیارات از معتبرترین کتاب هایِ ماست، می نویسه : توی صحرای محشر فاطمه شروع میکنه روضه ی حسین خواندن...ض💔
میدونی روضه خواندن مادر چطوره؟ یه وقت نگاه میکنه پیراهن خونیِ حسین رو روی دست بلند کردن...اما یه منظره ای خانوم می بینه محشر رو بهم میریزه،نگاه میکنی اربابت حسین بی سر واردِ صحرای محشر شد...😭😭
چه غصه ها که نخوردی برای همسایه
هنوز هم که تو داری هوایِ همسایه
کمی به فکر خودت باش در قنوتِ شبت
بزرگ هست عزیزم خدایِ همسایه
تو ناله کردی و همسایه را دعا کردی
ز گریهی تو در آمد صدایِ همسایه
رفقا این شبا تو محفل ها بدون توسل و حاجت اگه بیای خودت ضرر کردی ..
امشب با خانم حرف بزن .. بگو امشب اومدیم با بچه هات هم ناله بشیم 😭
همش برا دیگران دعا میکرد ..
خودشون پهلوش شکسته بود .. از فراق باباش رسول خدا ناله میزد ..
عاقبت بچه ها دور مادرُ گرفتن گفتن مادر میشه ازت یه خواهشی داشته باشیم؟!.. اگر میشه خودت برا شفایِ خودت دعا کن .. 💔
همش داری برا همسایه ها و دیگران دعا میکنی .. 😔
یه روز بچه هارو صدا زد کنار بسترش گفت بیایید می خوام دعا کنم انقدر بچه ها خوشحال بودن گفتن الحمدالله مادر میخواد برا خودش دعا کنه ..
حسن و حسین کنارِ بستر مادر زینب و کلثوم کنار بستر مادر دو تا بچه ها دوتا دستاشونُ آوردن مقابل صورتشون منتظر مادر دعا کنه ..
دیدن بی بی آروم آروم دسته شکسته و لرزونشُ بالا آورد .. دعایِ مادر رد خور نداره یه مرتبه دیدن مادر گریه کنان یه دعایی کرد اللهم عجل وفاتی سریعا .. این بچه ها دستا رو سرشون اومد ..
😭😭😭😭
تَوَسُّلبِه امامزَمٰانوَشهدا🇵🇸
همش برا دیگران دعا میکرد .. خودشون پهلوش شکسته بود .. از فراق باباش رسول خدا ناله میزد .. عاقبت بچه
خدایا تو شاهد باش ، یه کاری کردن مردم مدینه، زهرایی که بچه های قد و نیم قد داشت از خدا طلب مرگ کرد ..😭😭
همین روضه رو علامهی امینی میخوند آیت الله عظما میلانی بلند شد گفت آقای امینی سوالم اینه چرا مادرِ ما فاطمه از خدا طلب مرگ کرد ؟!..
ناله امینی بلند شد گفت آخه هر آدم زنده ایی پهلو میخواد .. کسی که پهلوش صدمه ببینه نه میتونه راه بره .. نه میتونه نفس بکشه .. نه میتونه بشینه .. مادر ما پهلو شکسته بود ..😭😭😭😭😭
همه مادرا دردشونُ از بچه هاشون قایم میکنن نیمه شب میذاشت بچه هاش میخوابیدن تازه نالش بلند میشد ..
آه صورتم .. آه پهلوم .. آخ محسنمُ کشتن ..
اخ مادرم😭😭😭😭😭
سلمان میگه نماز شب میخوندم دیدم یکی محکم داره به در میکوبه ..
زودی سلام دادم درُ باز کردم دیدم آقازادۀ مولا حسن بن علی .. سلمان بیا بابام تک و تنها شده .. دیگه مادرم از دنیا رفته💔😭
آخ غریب مولاعلی .. آخ مظلوم مولاعلی ..
ان شاءالله هیچ وقت این صحنه ها تو خاطرت نمونه خیلی سخته ولله غربت بابارو آدم ببینه💔