11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀رَهبَر🍀
⭐️ ببینید؛ فتنه آمریکایی را بشناسید
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan
🍃ستارگان هدایت🍃
دانشجو دانشگاه شهید بهشتی تهران بود به زبان عربی و انگلیسی تسلط داشت، از او میپرسیدم: سیدمحمد! تو که داری درس میخونی میخوای چه کاره بشی؟ میگفت: پاسدار ...
گفتم: آخه تو که الان هم پاسدار هستی، جواب داد: مامان! جمهوری اسلامی پاسدار بیسواد نمیخواد! به پاسدار باسواد احتیاج داره.
🌷شهید سیدمحمد اسحاقی🌷
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan
همیشه عراقی ها برا امام حسین (ع) سنگ تموم میذارن .....
تولد امام حسین و حضرت ابالفضل تو بین الحرمین بودن بهترین لذت دنیا بود ....
#دختران_آفتاب
https://eitaa.com/yamahdii313javan
✨🌷برنامه زندگی🌷✨
🏷 الزایمر و نماز
💬 پدرم یکساله که دچار آلزایمر و فراموشی شده. در مورد خوندن نماز وظیفهاش چیه؟
🔹 آیت الله العظمی خامنهای
1️⃣ آلزایمر خفیف: اگه هوش و حواسش در حدی هست که وظیفه نماز را درک کند، باید نمازش را بخواند. اگر نخواند، قضای آن واجب است.
2️⃣ آلزایمر شدید: اگه ضعف عقلیش به حدی باشد که هوش و حواسش کار نمیکند، نماز و روزه به گردنش واجب نیست و قضای آن هم واجب نیست.
📚 اجوبة الاستفتاءات م۵۳۹
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan
📖🕊 داستان راستان 🕊📖
💠لزوم پرهیز از تملق نزد قدرتمندان
یکی از صالحان در خواب دید که پادشاهی در بهشت است و پارسایی در دوزخ. با شگفتی پرسید: چه چیز سبب این درجهی بلند شد و چه عاملی باعث آن سقوط، در حالی که مردم برعکسِ این گمان میبردند؟
ندا آمد که: آن پادشاه به سبب ارادت و دوستی با درویشان به بهشت راه یافته است، و آن پارسا به خاطر نزدیکی و تقرب به پادشاهان در دوزخ افتاده است.
دلقت به چه کار آید و مسحی و مرقع
خود را ز عملهای نکوهیده بری دار
حاجت به کلاه بر کی داشتنت نیست
درویش صفت باش و کلاه تتری دار
📚گلستان سعدی، باب دوم، حکایت ۱۶
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊نسیم انتظار⏳
👈 هر چه به ظهور نزدیک میشویم سرعت وقایع بیشتر میشود.🌱
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan
🌿نسل نور🌿
❌ کودکان را از پلیس نترسانیم!
این جملات رو به دلبنداتون نگین:
«پلیس دستگیرت میکنه!»
«اگر اذیت کنی، پلیسو صدا میکنم!»
«ساکت باش، اینجا پلیس هست!»
«گریه نکن، پلیس دعوات میکنه!»
چرا نباید این کار را بکنیم؟
· این عبارات، ذهنیت منفی و ترس از پلیس را در کودک ایجاد میکند.
· کودک ممکن است اجرای قانون را با ترس و تنبیه برابر بداند.
· امکان دارد در آینده، شکستن قانون را نوعی «انتقام» یا رفتار قهرمانانه بپندارد.
· اگر روزی واقعاً به کمک پلیس نیاز داشته باشد، به دلیل ترس ایجاد شده، به سویش نرود یا اعتماد نکند.
· این نوع برخورد، نگاه کودک به مشاغل خدماتی و حافظان نظم را مخدوش میسازد.
بهتر است:
پلیس را به عنوان یاور و محافظ جامعه معرفی کنیم؛ کسی که برای کمک به مردم، حفظ امنیت و اجرای قانون تلاش میکند.
با این نگاه، کودک نه تنها از قانون نمیترسد، بلکه به آن احترام گذاشته و در مواقع نیاز، بدون ترس از پلیس کمک میخواهد.
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀رَهبَر🍀
💠 روایت رهبر انقلاب از فرمایش امیرالمومنین علیهالسلام دربارهی اهمیّت حضور مردم در نظام اسلامی
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃ستارگان هدایت🍃
🔹ماجرای پرواز شهيد اردستانی در شرایط خطرناک جوی!
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan
✨🌷برنامه زندگی🌷✨
✅️ ضمان بعد از فروش
💠 سؤال: اگر برای فروش کالایی اقدام کردیم، اما فراموش کردیم که عیب کالا را بگوییم و به مشتری هم دسترسی نداریم، در حال حاضر چه وظیفه ای داریم؟
☑ جواب: اگر مشتری متوجه شود و به شما رجوع کند حق پس دادن کالا را دارد، در غیر این صورت، اگر عیب کالا موجب تفاوت قیمت است،
تفاوت قیمت را ضامن هستید که در فرض
عدم دسترسی به مشتری و نا امید بودن
از پیدا کردن او باید تفاوت را از طرف مالک
آن به فقیر صدقه بدهید.
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan
📖🕊 داستان راستان 🕊📖
💠آزادی از ثروت دنیا
سعدی شیرازی نقل میکند:
پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه بدر آمد و همراه ما شد و معلومی نداشت و خرامان همیرفت و میگفت
نه به استر بر سوارم نه چه اشتر زیر بارم
نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم
غم موجود و پریشانی معدوم ندارم
نفسی میزنم آسوده و عمری میگذارم
اشتر سواری گفتش ای درویش کجا میروی برگرد که به سختی بمیری نشنید و قدم در بیابان نهاد و برفت چون به نخله محمود در رسیدیم توانگر را اجل فرا رسید درویش به بالینش فراز آمد و گفت ما به سختی بنمردیم و تو بر بختی بمردی
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون روز آمد بمرد و بیمار بزیست
ای بسا اسب تیز رو که بماند
که خر لنگ جان بمنزل برد
بس که در خاک تندرستان را
دفن کردیم و زخم خورده نمرد
📚گلستان سعدی، باب دوم، حکایت ۱۷
#دختران_آفتاب
@yamahdii313javan