البته به فکرم افتاده یه دوره ی مشاوره شرکت کنم و مدرک بگیرم بعد بیام به صورت رسمی مشاور تحصیلی بشم ... 😂🤌
(می خوام کار برای خودم بتراشم)
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
اینو می بینید؟ 🤝☺️ از اونجایی که خواستم مسئولیت پذیرانه تر به این قضیه نگاه کنم تصمیم گرفتم دیگه به کسی مشاوره یا پیشنهاد و یا حتی دلگرمی ندم.
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
ندا... درکت میکنم
تنها نیستی و منم توی همچین شرایطی از طرف اطرافیانم، بودم و هستم🫂
اینکه از قضاوت شدن میترسی هم چیز خیلی طبیعی هستش و به نظرم همه حداقل یه بار این ترس رو تجربه کردن و خواستم بگم اصلا نگران نباش، خانم معلم قهرمان ...!
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
ندا... درکت میکنم تنها نیستی و منم توی همچین شرایطی از طرف اطرافیانم، بودم و هستم🫂 اینکه از قضاوت شد
چیزی نشده ناراحت نیستم چرا داری دلداری میدی؟ عجبا ... 😂
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
راجع به دو تا دختر نوجوونه به اسم های ادورا و کترا ، این دو تا پدر و مادر نداشتن (یا مردن یا حالا هر چی) ...
از همون بچگی با هم توی یه اردوگاه نظامی بزرگ شدن و مهارت های جنگی پیدا کردن.
یه روز خیلی عادی بلند میشن و میرن که توی جنگل بگردن بعد گم و گور میشن و در زمانی که تلاش می کنن راه برگشت رو پیدا کنن ، ادورا یه شمشیر جادویی پیدا می کنه و بعدا متوجه می شه که خودش صاحب اون شمشیره.
علاوه بر این طی اتفاقاتی می فهمه اون اردوگاه نظامی که داخلش بزرگ شده نیروی ظالم و شرور بوده و به طرف حق برمی گرده و با طرف مقابل (یا دشمن های اون اردوگاه نظامی) دست به یکی می کنه.
این در حالیه که دوستش یعنی کترا به سازمان خودشون وفادار می مونه و تلاش می کنه ادورا رو برگردونه ...
بعدا این دو تا دوست تبدیل به دشمن های هم میشن و ادامه داره ...
از اینجا انیمیشن رو تماشا کنید.
https://www.aparatkids.com/m/33497/%D8%B4%DB%8C_%D8%B1%D8%A7_%D9%88_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA
«شاید قسمت های اولش مزخرف به نظر بیاد😂»
بله...
بسه دیگه راجع بهش حرف نمی زنم 😂