eitaa logo
روضه/مقتل(یارالی آقام)
1.8هزار دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
الله 🔸یارالی واژه ای آذری است، به معنی کسی است که بر جسمش زخم فراوان دارد کپی عنوان، اسم وعکس کانال مورد رضایت نیست و پیگرد قانونی دارد کپی مطالب کانال مجاز است کانال های ما حسینی محبتی @azizamhosen مقتل روضه @yaraliagham علمی حدیثی @qalalsadegh135
مشاهده در ایتا
دانلود
ا ﷽ ا 🔰روضه /۶۶۳ 💠 علیه‌السلام و کاروان الإقبال عن کتاب المصابیح بإسناده عن جعفر بن مُحَمَّد عن أبیه مُحَمَّد بن علیّ [الباقر] علیهما السلام: سَأَلتُ أبی عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السلام عَن حَملِ یَزیدَ لَهُ، فَقالَ: حَمَلَنی عَلى بَعیرٍ یَطلُعُ بِغَیرِ وِطاءٍ، ورَأسُ الحُسَینِ علیه السلام عَلى عَلَمٍ، ونِسوَتُنا خَلفی عَلى بِغالٍ اکُفٍ 3، وَالفارِطَةُ خَلفَنا وحَولَنا بِالرِّماحِ، إن دَمَعَت مِن أحَدِنا عَینٌ قُرِعَ رَأسُهُ بِالرُّمحِ، حَتّى إذا دَخَلنا دَمِشقَ صاحَ صائِحٌ: یا أهلَ الشّامِ هؤُلاءِ سَبایا أهلِ البَیتِ... الإقبال به نقل از کتاب المصابیح، به سندش از امام صادق علیه السلام، از پدرش امام باقر علیه السلام: از پدرم على بن الحسین (زین العابدین) علیه‌السلام درباره بردن او به سوى یزید پرسیدم. فرمود: «مرا بر شترى لَنگ و بدون جهاز، سوار کردند و سر حسین علیه‌السلام بر بالاى عَلَمى بود و زنانمان، پشت سرِ من بر استرانى بدون پالان، سوار بودند. کسانى که ما را مى‌بردند، از پشت سر و گرداگردمان، با نیزه، ما را احاطه کرده بودند و آزار مى‌دادند. اگر اشکى از دیده یکى از ما فرو مى‌چکید، با نیزه به سرش مى‌کوبیدند، تا آن که وارد شام شدیم. جارچى جار زد: اى شامیان! اینان، اسیران اهل بیتِ ملعون‌اند... 📚 الإقبال، جلد ۳ صفحه ۸۹ بحار الأنوار، جلد ۴۵، صفحه ۱۵۴ حضرت •┈┈••✾••┈┈• @yaraliagham @azizamhosen
ا ﷽ ا 🔰روضه /۶۶۴ 💠 از علیه‌السلام پرسیدند:‌ سخت‌ترین مصائب شما در کجا بود؟! حضرت در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام... امان از شام ! در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند، که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود: ستمگران در شام، اطراف ما را با شمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله می‌نمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می‌زدند. سرهای شهداء را در میان کجاوه‌های زن‌های ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس علیه‌السلام را در برابر چشم عمه‌هایم زینب و ام کلثوم سلام‌الله علیهما نگه‌ داشتند و سر برادرم علی‌اکبر و پسر عمویم قاسم علیهماالسلام را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه سلام‌الله علیهما می‌آوردند و با سرها بازی می‌کردند و گاهی سرها به زمین می‌افتاد و زیر سم چارپایان قرار می‌گرفت. زن‌های شامی از بالای بام‌ها، آب و آتش بر سر ما می‌ریختند، آتش به عمامه‌ام افتاد و چون دست‌هایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامه‌ام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند. از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می‌گفتند: «ای مردم! بکُشید این‌ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!» ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن‌ها می‌گفتند: این‌ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را در خیبر و خندق کشتند و خانه‌های آن‌ها را ویران کردند و امروز شما انتقام آن‌ها را از این‌ها بگیرید. ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت. ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شب‌ها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر می‌بردیم... 📚اقتباس از تذکرةالشهداء، میرزا حبیب‌الله شریف کاشانی حضرت •┈┈••✾••┈┈• @yaraliagham @azizamhosen
ا ﷽ ا 💠روایات کتاب کامل الزیارات/۲۴۴ ✅باب شصت و پنجم در بيان اينكه زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام معادل يك حجّ و يك عمره مى باشند 🌷🔸 مَالِكٌ الْجُهَنِيُّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ قَالَ مَنْ أَتَاهُ زَائِراً لَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حِجَّةً وَ لَمْ يَزَلْ مَحْفُوظاً حَتَّى يَرْجِعَ قَالَ فَمَاتَ مَالِكٌ فِي تِلْكَ السَّنَةِ وَ حَجَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فَقُلْتُ إِنَّ مالك حَدَّثَنِي بِحَدِيثٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ قَالَ هَاتِهِ- فَحَدَّثْتُهُ فَلَمَّا فَرَغْتُ قَالَ نَعَمْ يَا مُحَمَّدُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ 🔹مالك جهنى از حضرت باقر برايم نقل كرد كه آن حضرت راجع به زيارت حضرت حسین فرمودند: كسى كه به زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام رود در حالى كه عارف و آگاه به حق آن جناب باشد خداوند يك حجّ براى او مى نويسد و پيوسته محفوظ و برقرار هست تا به اهلش مراجعت كند. راوى مى گويد: مالك در همان سال فوت كرد و من به حجّ رفته و بر حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام وارد شدم و محضر مباركش عرض كردم: مالك حديثى را از حضرت باقر عليه السّلام راجع به زيارت قبر حضرت امام حسين عليه السّلام برايم نقل نمود. امام صادق عليه السّلام فرمودند: حديث را بيان كن. پس حديث را نقل كرده و هنگامى كه فارغ شدم، حضرت فرمودند: بلى ثواب زيارت آن حضرت معادل يك حجّ و عمره مى باشد. 📚کامل الزیارات باب ۶۵ حدیث /۱۲ حضرت ﷺ •┈┈••✾••┈┈• @azizamhosen @yaraliagham
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا ﷽ ا 🔰روضه /۶۶۵ 💠 تهمت‌هایی که به امام جواد علیه‌السلام زدند... در نقل‌ها آمده است: 🔖 روزی شخص نانجیبی به نام "عمر" از خاندان‌ "فرَج" که فرماندار مدینه بود، به امام جواد علیه السلام گفت: 📋 أَظُنُّکَ سَکْرَانَ! ▪️به گمانم که تو مست هستی! 🔖 امام جواد علیه السلام در مقابل این گستاخی تنها به درگاه الهی پناه برد و فرمود: 📋 اللَّهُمَّ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنِّی أَمْسَیْتُ لَکَ صَائِماً فَأَذِقْهُ طَعْمَ الْحَرْبِ وَ ذُلَّ الْأَسْرِ ▪️خدایا! چنانچه تو می‌دانی امروز برای رضای تو روزه بوده‌ام، پس طعم غارت شدن و خواری اسارت را به او بچشان. 🗯 طولی نکشید که در سال ۲۳۳ ه.ق متوکل بر او غضب کرد و دستور داد ۱۲۰ هزار دینار به عنوان مالیات و ۱۵۰ هزار دینار از برادرش بگیرند. او بار دیگر به عمر غضب کرد و دستور داد هر چه می‌توانند بر گردنش ضربه بزنند و ۶ هزار ضربه زدند و بار سوم کشان کشان به بغداد بردند و همان جا در اسارت مُرد. 🖇 واقعه توهین به امام جواد علیه‌السلام چنان سنگین بود و دل امام هادی علیه‌السلام را به درد آورده بود که وقتی خبر مرگ عُمَر را برای امام هادی علیه‌السلام آوردند،راوی گوید: شمردم که آن حضرت ۲۴ مرتبه فرمود: «الحمد للّه» 📚المناقب، ج۴ ص۳۹۷ ✍آه یا جوادالائمه... همین‌که تهمت نوشیدن شراب (العیاذ بالله) به شما می‌زنند، قلب ما آتش می‌گیرد... امّا آقاجان! چه بگوییم و چگونه گریه کنیم بر آن ساعتی که مقاتل نوشته‌اند: 📜 إنّ يَزيدَ شَرِبَ الخَمرَ و صَبَّ مِنها عَلَى الرّأسِ الشّريف ▪️يزيد ملعون شراب می‌خورد و تَه‌مانده آن را بر سر مطهر سیدالشهداء عليه‌السّلام می‌ريخت. 📚نفس المهموم، ص۴۳۹ 📚معالي السّبطين، ج۲ص۵۸ 📝تو خود مبارکی و رزق بی حساب ،جواد ! ندیده است شبیه تو را تراب ، جواد ! برای وارث جود رضا شدن بی شک نشد به جز تو کس دیگر انتخاب ، جواد ! مگر به جز تو در این شهر هست خورشیدی تن تو سوخت چرا زیر آفتاب ، جواد؟ سه روز چشم فلک روی بام بیدار است دیار کفر خودش را زده به خواب ، جواد ! به زخم های دلت ام فضل می خندد نمک زده است دلت را کند کباب ، جواد ! اگر چه کل جهان بر سرت خراب شدست سرت ندیده به خود مجلس شراب ، جواد ! هزارشکر که بعد از شهادتت دیگر نبود صحبتی از معجر و نقاب ، جواد ! 📚معارف و مقاتل آل الله علیهم السلام حضرت •┈┈••✾••┈┈• @yaraliagham @azizamhosen
ا ﷽ ا 🔰روضه /۶۶۶ 💠 جناب غلام علیه‌السلام 🔸 در روز هجدهم و یا بیستم ماه محرم سال شصت و یک قمری، جمعی از قبیله بنی‌اسد بدن شریف را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند. کسی بود که امیرالمومنین صلوات‌الله علیه او را به ۱۵۰ دینار خرید و به ابوذر غفاری بخشید. هنگامی که ابوذر را به منطقه ربذه تبعید کردند، این غلام برای کمک به او به آن‌جا رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیرالمومنین صلوات‌الله علیه بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه‌السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه‌السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به آمد. هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه‌السلام آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست. حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی، اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز. خود را بر قدم‌های مبارک امام حسین علیه‌السلام انداخت و بوسید و گفت: ای پسر رسول‌خدا، هنگامی که شما در راحتی و آسایش بودید من کاسه‌لیس شما بودم و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟! با خود فکر کرد: من کجا و این خاندان کجا؟! بنابراین گفت: آقای من، بوی من بد است و شرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا اباعبدالله، لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقای من، از شما جدا نمی‌شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون می‌گفت و گریه می‌کرد به حدی که امام حسین علیه‌السلام نیز گریستند و اجازه دادند. با آن‌که پیرمردی ۹۰ ساله بود، ولی بچه‌ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه‌ها برای خداحافظی و طلب حلالیت آمد، که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یک را به زبانی ساکت کرد و به خیمه‌ها فرستاد و مانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد. او جنگ نمایانی کرد، تا آن‌که اطراف او را گرفتند و زخم‌های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد، امام حسین علیه‌السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست و دست مبارک خود را بر سر و صورت کشید و فرمود: بارالها، رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم‌السلام محشورش نما. از برکت دعای حضرت، روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنان‌که وقتی بدن او را بعد از ۸ یا ۱۰ روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود. 📚 نفس‌المهموم، محدث قمی (ره) تقویم شیعه، بندانی نیشابوری حضرت •┈┈••✾••┈┈• @yaraliagham @azizamhosen
ا ﷽ ا 💠روایات کتاب کامل الزیارات/۲۴۵ ✅باب شصت و پنجم در بيان اينكه زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام معادل يك حجّ و يك عمره مى باشند 🌷🔸 الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) [سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ]عَنْ زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (عليه السلام) فَقَالَ فِيهَا حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ 🔹 حسين بن مختار، وى مى گويد: از حضرت صادق راجع به زيارت قبر حضرت امام حسين سوءال كردم؟ حضرت فرمودند: اجر اين زيارت به مقدار ثواب يك حجّ و عمره مى باشد. 🌷🔸عِيسَى بْنِ رَاشِدٍ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ وَ صَلَّى عِنْدَهُ رَكْعَتَيْنِ قَالَ كُتِبَتْ لَهُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ- وَ كَذَلِكَ كُلُّ مَنْ أَتَى قَبْرَ إِمَامٍ مُفْتَرَضٍ طَاعَتُهُ قَالَ وَ كَذَلِكَ كُلُّ مَنْ أَتَى قَبْرَ إِمَامٍ مُفْتَرَضٍ طَاعَتُهُ 🔹 عيسى بن راشد مى گويد: از حضرت صادق سوءال كرده و محضر مباركش عرضه داشتم: فدايت شوم: كسى كه قبر امام حسين را زيارت كرده و دو ركعت نماز آنجا بخواند ثواب آن چيست؟ حضرت در جواب فرمودند: براى او يك حج و عمره نوشته مى شود. راوى مى گويد: محضر مباركش عرض كردم: فدايت شوم و همچنين است ثواب هر كسى كه به زيارت قبر امام مفترض الطّاعة برود؟ حضرت فرمودند: و همين طور است هر كسى كه به زيارت قبر امامى كه طاعتش فرض و واجب است رود. 📚کامل الزیارات باب ۶۵ حدیث /۱۳و ۱۴ حضرت ﷺ •┈┈••✾••┈┈• @azizamhosen @yaraliagham
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا ﷽ ا 🔰روضه /۶۶۷ 💠 روایت علیه‌السلام 🔸 ابا صلت می‌گوید: حضرت به من فرمود: فردا من به این ظالم (مأمون) وارد می‌شوم، اگر خارج شدم در حالی که چیزی بر سر ندارم، با من صحبت کن و من با تو سخن خواهم گفت و اگر سرم پوشیده بود، با من صحبت نکن. اباصلت گوید: صبح که شد دیدم امام علیه‌السلام لباس پوشید و و در محرابش نشست و منتظر بود که غلام مأمون وارد شد و گفت: مأمون تو را می‌خواند. امام علیه‌السلام کفش و عبایش را پوشید و بلند شد و رفت و من به دنبال او می‌رفتم تا حضرت وارد قصر شد و در پیش مأمون ظرفی بود که و میوه‌های دیگر داشت، و مأمون در حال خوردن انگور بود. هنگامی که چشمش به افتاد به سمت حضرت آمد و با او معانقه کرد و صورتش را بوسید و او را با خود نشاند، بعد مقداری انگور برداشت و گفت: یابن رسول‌الله، از این بهتر من ندیدم، علیه‌السلام فرمود: چه بسا انگور خوبی که از امده است! به امام گفت: از ان بخور... حضرت فرمود: مرا معاف دار! مأمون گفت: باید بخوری، چرا نخوری، لابد تو ما را متهم به چیزی می‌کنی؟! انگور را برداشت و شروع به خوردن کرد و سپس انگور را برداشت و سه دانه از آن خورد و بعد بقیه را گذاشت و بلند شد. مأمون گفت: کجا می روی؟! حضرت فرمود: به جایی که من را فرستادی... پس در حالی که سرش پوشیده بود خارج شد، من با او صحبت نکردم، تا اینکه داخل خانه شد و فرمود: درب را ببند و درب بسته شد، سپس بر بستر خود خوابید و من ایستاده در صحن خانه بودم در حالی که محزون و مغموم بودم، پس در این هنگام زیبا رو که شباهت بسیاری به علیه‌السلام داشت وارد شد، به سمت او رفتم و گفتم از کجا وارد شدید در حالی که درب بسته است؟! فرمود: همان کس که من را از مدینه اورده است، می‌تواند از درب بسته وارد کند... عرض کردم شما کیستید؟! فرمود: من حجت خدا بر تو هستم ای اباصلت، من محمد بن علی () هستم. سپس علیه‌السلام به سمت پدر رفت و فرمود تا من هم وارد شوم، من هم وارد شدم. وقتی وارد شد علیه‌السلام بلند شد و او را در آغوش گرفت و به سینه چسباند و بوسید و بعد در کنار بستر خود نشاند... علیه‌السلام خود را به صورت به روی پدر انداخت و او را می‌بوسید و با چیزی او را خوشحال کرد که من نفهمیدم، بعد علیه‌السلام دستش را در لباسش کرد و چیزی شبیه به پرنده‌ای خارج کرد که علیه‌السلام آن را گرفت و حضرت رضا علیه‌السلام چشم بست و به شهادت رسید. 📚 بحارالأنوار، جلد ۴۹، صفحه ۳۰۱ حضرت ﷺ حضرت •┈┈••✾••┈┈• @yaraliagham @azizamhosen
ا ﷽ ا 🔰روضه /۶۶۸ 💠 روضه از جمله اثرات زهر، تشنگیِ فراوانی در بدن انسان است؛ در نقل‌هایی تاریخی درباره شهادت حضرت رضا صلوات‌الله علیه چنین آمده است که: هنگامی که جوادالائمه علیه‌السلام بر بالین پدر حاضر شدند، و سر آن حضرت را به دامن گرفتند، علیه‌السلام به ایشان فرمودند: بُنیَّ یا مُحمّد! عَلَیَّ بِشَئٍ مِنَ المٰاء پسر جانم ای محمد! اندکی برایم بیاور..! وقتی‌ علیه‌السلام ظرف آب را به نزدیک لب‌های مبارک پدر آوردند، علیه‌السلام به گریه افتادند و خطاب به فرمودند: یٰا مٰاء! أنتَ الّذی مُنعَ مِنکَ جَدّیَ الحُسین علیه‌السلام بِکربلاء؟! ای ! تو همانی که جدّم علیه‌السلام در از تو محروم شد؟! 📚 العبرةالساکتة، جلد ۲ ، صفحه ۵۱۴ حضرت ﷺ حضرت •┈┈••✾••┈┈• @yaraliagham @azizamhosen
ا ﷽ ا 💠روایات کتاب کامل الزیارات/۲۴۶ ✅باب شصت و پنجم در بيان اينكه زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام معادل يك حجّ و يك عمره مى باشند 🌷🔸 يَزِيدَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فَمَرَّ قَوْمٌ عَلَى حَمِيرٍ فَقَالَ أَيْنَ يُرِيدُونَ هَوءُلَاءِ قُلْتُ قُبُورَ الشُّهَدَاءِ قَالَ فَمَا يَمْنَعُهُمْ مِنْ زِيَارَةِ الشَّهِيدِ الْغَرِيبِ قَالَ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ زِيَارَتُهُ وَاجِبَةٌ قَالَ زِيَارَتُهُ خَيْرٌ مِنْ حِجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ حَتَّى عَدَّ عِشْرِينَ حِجَّةً وَ عُمْرَةً ثُمَّ قَالَ مَبْرُورَاتٍ مُتَقَبَّلَاتٍ- قَالَ فَوَ اللَّهِ مَا قُمْتُ مِنْ عِنْدِهِ حَتَّى أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ إِنِّي قَدْ حَجَجْتُ تِسْعَةَ عَشَرَ حِجَّةً- فَادْعُ اللَّهَ لِي أَنْ يَرْزُقَنِي تَمَامَ الْعِشْرِينَ قَالَ فَهَلْ زُرْتَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ (عليه السلام) قَالَ لَا قَالَ إِنَّ زِيَارَتَهُ خَيْرٌ مِنْ عِشْرِينَ حِجَّةً 🔹يزيد بن عبد الملك گويد: در محضر مبارك حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام بودم در اين هنگام گروهى كه بر دراز گوش‌ها سوار بودند عبور كردند، حضرت فرمودند: ايشان اراده كجا دارند؟ عرض كردم: زيارت قبور شهداء. فرمودند: چه چيز ايشان را باز داشت از زيارت شهيد غريب؟!! راوى مى گويد: شخصى از اهل عراق به آن حضرت عرض كرد: آيا زيارت او واجب است؟ حضرت فرمودند: زيارت آن جناب بهتر از يك حجّ و يك عمره، از دو حج و دو عمره... و پيوسته بر آن مى افزودند تا فرمودند: بهتر از بيست حج و بيست عمره مى باشد و سپس افزودند: از بيست حجّ و عمره مقبول و پذيرفته شده بهتر است. راوى مى گويد: به خدا سوگند از محضر مباركش برنخاستم تا اينكه شخصى خدمتش مشرّف شد و به آن حضرت عرض كرد: من نوزده حجّ به جا آورده‌ام تقاضا دارم از خدا بخواهيد كه يك حجّ ديگر روزى من كرده تا بيست حجّ برايم كامل باشد. حضرت به وى فرمودند: آيا قبر حضرت حسين عليه السّلام را زيارت كرده اى؟ عرض كرد: خير. حضرت فرمودند: زيارت آن حضرت از بيست حجّ بهتر است. 📚کامل الزیارات باب ۶۵ حدیث /۱۵ حضرت ﷺ •┈┈••✾••┈┈• @azizamhosen @yaraliagham
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا