–آرزوت چیــه!؟
+شهــٰادت♥️
–خیلی خوبه؛اما میدونستی طبقِ
ڪلام #امیرالمؤمنیــن ،مقام و پاداش کسی که
میتونه گناه کنه ولی الوده نمیشه
از شهیــد ڪمتر نیست...؟!
🍃نهج البلاغه حکمت۴۷۴
🌹🍃🌹🍃
@yaranqoran
9.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌🎥 وقتی فقط تو دلت یک نفرو قضاوت میکنی و عذاب میشی..!
🔺 روایت تجربهگر مرگ موقت از اهمیت قضاوت در آخرت👆
#فضای_مجازی
#بی_اخلاقی_رسانه_ای
ً@yaranqoran
⛱اگر مشکلات شما در زندگی
به بزرگی یک کشتی است.
فراموش نکنید
که نعمت هایتان
به وسعت یک اقیانوس است.
@yaranqoran
20.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥مناجات زیبا ویژه #ماه_رمضان؛ نماهنگ «من همونم، روسیاه قدیمی» بانوای : حاج میثم مطیعی 🌙 #ماه_مبارک_رمضان
@yaranqoran
🌿🌺﷽🌿🌺
🌻امام رضا(ع) میفرماید: بهخاطر برخی مسائل غمگین شده بودم، پدرم به من فرمود: خدا را صدا بزن تا غم از دلت برود، و ذکر «يَا رَءُوفُ يَا رَحِيم» را زیاد بگو!( دعوات راوندی/45)
💟ذکر «یارئوف» اثر ویژهای در از بین بردن غم دارد! یک عارف بزرگوار میفرمود: وقتی دلتان گرفت و گرفتار شدید ذکر «یارئوف» را زیاد بگویید و با این ذکر به امام رضا(ع) متوسل شوید. گویا خدا وقتی بخواهد برای این ذکر شما اثری بگذارد کارتان را به امام رضا(ع) میسپارد!
🌻دربارۀ اثر اذکار در رفع مشکلات مختلف زندگی، کتاب #انیس_الصادقین نوشتۀ آیتالله یعقوبی، کتاب خوب و معتبری است. ذکرهایی هست که گرههای ما را باز میکند، دل را قرص میکند و ترس و نگرانی و اندوهِ بد را از دل میبرد، و بعد، تازه آدم شروع میکند به حال خوش معنوی پیدا کردن.
#استاد_پناهیان
@yaranqoran
🌸پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
🔵هر فرزند نیکو کاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می شود.سؤال کردند: حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.
📗بحار الانوار، ج 74، ص 73
@yaranqoran
﷽
🎈🎊 مسابقه بزرگ کرامت آفتاب 🎈🎊
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🎁جوائز 👇
1️⃣ کمک هزینه سفر به#کربلای_معلی😍
💴 مبلغ ۲۵ میلیون ریال
2️⃣۲نفرکمک هزینه سفر به#مشهد_مقدس😍
💴 مبلغ ۹ میلیون ریال
3️⃣بعلاوه۳۰جایزهنقدی۱،۲،۳،۵میلیونریالی😍
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚠️جهت دریافت منبع و سوالات مسابقه به #کانال زیر مراجعه کنید👇
https://eitaa.com/joinchat/5701648C9536f328f0
🔴برادرانوخواهرانحتما#شرکت کنید👆
📌 *غیورمردی که پیکر شهید حججی را شناسایی کرد، آسمانی شد.*
🔹️ سردار مدافع حرم حاج مهدی نیساری درشب ۲۱ ماه رمضان آسمانی شد ، سردار نیساری فردی که برای شناسایی پیکر *شهیدحججی* به مقر داعش رفت وازطرف سیدحسن نصرالله لقب پهلوان مقاومت گرفت
🔹️ *ماموریت ویژه سردار نیساری برای شناسایی پیکر مطهر شهید محسنحججی:*
◇ بعد از *شهادت حججی* تا مدتها ، پیکر مطهرش در دست داعشی ها بود تا اینکه قرار شدحزب الله لبنان و داعش، تبادلی انجام دهند.
◇ بنا شد حزبالله تعدادی از اسرای داعش را آزاد کند و داعش هم پیکر *محسن و دو شهیدحزب الله* را تحویل بدهد و یکی از اسرای حزب الله را هم آزاد کند.
◇ به من گفتند: "میتوانی بروی در مقر داعش و پیکر *محسن* را شناسایی کنی؟"
◇ می دانستم میروم در دل خطر و امکان دارد داعشیها اسیرم کنند و بلایی سرم بیاورند.اما آن موقع ، *محسن* برایم از همه چیز وحتی از جانم مهمتر بود. قبول کردم خودم و یکی از بچه های سوری به نام حاج سعید از مقر حزب الله لبنان حرکت کردیم و به طرف مقر داعش رفتیم.
◇ در دل دشمن بودیم. یک داعشی که دشداشه سفید و بلند پوشیده بود و صورتش را با چفیه قرمز پوشانده بود ، با اسلحه اش ما را می پایید.
◇ پیکری متلاشی شده و تکه تکه شده را نشانمان داد و گفت: "این همان جسدی است که دنبالش هستید!"میخکوب شدم ، از درون آتش گرفتم. مثل مجسمه ها خشک شدم.
◇ رو کردم به حاج سعید و گفتم: "من چه جوری این بدن را شناسایی کنم؟!
این بدن *اربا_اربا شده* این بدن قطعه قطعه شده!"
◇ بی اختیار رفتم طرف داعشی عقب رفت و اسلحه اش را مسلح کرد و کشید طرفم.داد زدم: *"پست فطرتا ، مگه شما مسلمون نیستید؟! مگه دین ندارید؟! پس کو سر این جنازه؟! کو دست هاش؟!"*
◇ حاج سعیدحرفهایم را تند تند برای آن داعشی ترجمه میکرد.داعشی برای آنکه خودش را تبرئه کند می گفت :"این کار ما نبوده ، کار داعش عراق بوده."دوباره فریاد زدم : *"کجای شریعت محمد آمده که اسیر تان را اینجور قطعه قطعه کنید؟!"*
◇ داعشی به زبان آمد گفت: "تقصیرخودش بود.از بس حرص مون رودرآورد.نه اطلاعاتی بهمون داد ، نه گفت اشتباه کردهام و نه حتی کوچکترین التماسی بهمون کردکه از خونش بگذریم. فقط لبخند می زد!"
◇ هرچه می کردم ، پیکر قابل شناسایی نبود. به داعشی گفتیم: "ما باید این پیکررا برای شناسایی دقیقاباخودمون ببریم."
◇ اجازه نداد. با صدای کلفت و خش دارش گفت: "فقط همینجا."نمی دانستم چه بکنم. شاید آن جنازه ، پیکر *محسن* نبود وداعش میخواست فریب مان بدهد.
🔹️ توی دلم متوسل شدم به *"حضرت زهرا علیها السلام"* گفتم : "بی بی جان خودتون کمک مون کنید ، خودتون دستمون رو بگیرید. خودتون یه راه چاره بهمون نشون بدید.یکباره چشمم افتاد به تکه استخوان کوچکی از محسن ناگهان فکری توی ذهنم آمد.خودم را خم کردم روی جنازه و در یک چشم به هم زدن ، استخوان را برداشتم و در جیبم گذاشتم! بعد هم به حاج سعید اشاره کردم که برویم.
◇ نشستیم توی ماشین و سریع برگشتم سمت مقر حزب الله.از ته دل خدا رو شکر کردم که توانستم بی خبر آن داعشی ، قطعه استخوانی را با خودم بیاورم.وقتی برگشتیم به مقر حزب الله، استخوان را دادم تا از آن آزمایش DNA بگیرند.دیگر خیلی خسته بودم.
◇ هم خسته ی جسمی و هم روحی.
واقعا به استراحت نیاز داشتم.
فردا حرکت کردم سمت دمشق همان روز بهم خبر دادند که جواب DNA مثبت بوده و نیروهای حزب الله ، پیکر *محسن* را تحویل گرفته اند.
🔹️ به دمشق که رسیدم ، رفتم حرم *بی بی حضرت زینب علیهاالسلام* وقتی داخل حرم شدم ، یکی از بچهها اومد پیشم و گفت: *"پدر و همسر شهید حججی به سوریه اومده اند. الان هم همین جا هستن.توی حرم."*
◇ من را برد پیش *پدر محسن* که کنار ضریح ایستاده بود. *پدر محسن* می دانست که من برای شناسایی پسرش رفته بودم. تاچشمش به من افتاد ، اومد جلو و مرا توی بغلش گرفت و گفت: *"از محسن خبر آوردی"*
◇ نمیدانستم جوابش را چه بدهم. نمیدانستم چه بگویم. بگویم یک پیکر اربا_اربا را تحویل دادهاند؟!
بگویم یک پیکر قطعه قطعه شده را تحویل دادهاند؟! بگویم فقط مقداری استخوان را تحویل دادهاند؟
◇ گفتم: "حاجآقا، پیکر محسن مقرحزب الله لبنانه ، برید اونجا خودتونببینیدش."
◇ گفت: "قَسَمَت میدم به بیبی که بگو."
◇ التماسش کردم چیزی از من نپرسد.دلش خیلی شکست.دستش رو انداخت میان شبکههای ضریح *حضرت زینب علیها السلام* و گفت: "من محسنم رو به این بی بی هدیه دادم.همه محسنم رو.
تمام محسنم رو. اگه بهم بگی فقط یه ناخن یا یه تارمویش رو برام آوردی ،راضی ام."
◇ وجودم زیر وروشد.سرم را انداختم پایین. زبانم سنگین شده بود.به سختی لب باز کردم و گفتم: *"حاجآقا، سر که نداره! بدنش رو هم مثل علی اکبرعلیه السلام اربا اربا کرده ان."*
🔹️ هیچ نگفت فقط نگاه کردسمت ضریح وگفت: *"بی بی جان, این هدیه را ازمن قبول کن!*
@yaranqoran