#رمان_جانم_میرود
* به_قلم_فاطمه_امیری_زاده *
#قسمت.صدو.سی.وهشت
ــ چطور میتونم دیگه شهاب رو نبینم؟!!
قطره اشکی ناخواسته از چشمانش چکید. و بر روی صورت شهاب افتاد. چشمان شهاب آرام باز شدند
و به چشمان مهیا خیره شد. آرام گفت:
ــ چرا گریه میکنی؟!
اشک بعدی روی گونه اش سرازیر شد. شهاب دستش را بالا آورد و اشک هایش را پاک کرد.
ــ به مرضیه فکر میکردم!
ــ به چیه مرضیه خانم فکر میکردی؟!
با بغض گفت:
ــ که الان چطور میتونه با جای خالی همسرش کنار بیاد.
شهاب با اخم گفت:
ــ اولا بغض نکن!
دوما امیر علی خیلی وقته دست داعش بوده، همسرش کنار اومده بود با نبودش.
ــ نه شهاب! الان فرق میکنه! اونموقع ذره ای امید داشت؛ که همسرش برگرده. اما الان... همسرش زیر خاکه و دیگه کنارش نیست.
شهاب لبخند خسته ای زد.
_ ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.. و فکر نکنید شهدا مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدایشان روزی میگیرند.
دل مهیا آرام گرفت. جواب لبخند شهاب را با لبخند داد.
تردید داشت برای گفتن حرفش؛ اما باید آن را میگفت. به چشمان بسته شهاب، نگاهی انداخت و گفت
:
ــ شهاب!
ـ تو امروز نمیزاری من بخوابم. بیا برو خونتون خانم...
مهیا موهایش را محکم کشید.
ــ ای خانم! موهام رو کندی!
ــ خوب کردم
سکوت بین هردو برقرار شد. مهیا نفس عمیقی کشید و دوباره شهاب را صدا کرد.
ــ شهاب!
اینبار شهاب با لحن دلنشینی، که لرز بردل مهیا انداخت؛ گفت:
ــ جان شهاب؟!
مهیا جلوی ریختن اشک هایش را گرفت.
ــ چند روز دیگه مونده تا اعزام به سوریه؟!
شهاب نگاهی به چشمان پر ازشک مهیا انداخت.
ــ مگه من نگفتم، دیگه بحثش رو نکن. من بهت گفتم دیگه نمیرم. پس چرا الان چشمات اشک میریزند
؟!
ــ برو...
آنقدر آرام گفت که شهاب شک کرد، به چیزی که شنید.
ــ چی گفتی؟!
مهیا با بغض و صدای لرزان گفت:
ــ برو سوریه! من نمیتونم جلوت رو بگیرم.
شهاب سر جایش نشست.
ــ مهیا حالت خوبه؟! لازم نیست به خاطر من این حرف رو بزنی...
مهیا اشک هایش را پاک کرد.
ــ به خاطر خودم گفتم! برو سوریه...
ــ مهیا باور کنم؟!
ــ آره! ببخشید که از اولش قبول نکردم.
شانه های هردو از گریه میلرزید.
ــ ولی قول بده زود برگردی!
شهاب سری به علامت تایید تکان داد.
ــ قول بده شهید نشی!
شهاب خندید.
ــ چرا فک میکنی من شهید میشیم دختر؟!
مهیا به چشمان پر از اشک و لبخند شهاب، نگاهی انداخت.
ــ اینقدر خوبی که حس میکنم زود از پیش من میری!
ــ برمیگردم مطمئن باش...
ـــ برو اونور بچه، تو دست و پا نباش!
مهیا اخمی به شهاب کرد؛ که شهاب بلند خندید. مهیا به طرف آشپزخانه رفت، تا شربتی برایشان درست کند.
وقتی همه خبردار شده بودند که مهیا قبول کرده، که شهاب به سوریه برود؛ از تعجب چند لحظه ای بدون عکس العمل مانده بودند.
مهیا هم الان خوشحال بود. وقتی برق نگاه شهاب را میدید، از تصمیمش مطمئن تر میشد.
دو روز مانده بود، به رفتن شهاب؛ که امروز از صبح آمده بود و گفت که باید اتاق مهیا عوض شود و مهیا هرچقدر غر زده بود؛ شهاب قبول نکرده بود.
مهیا سریع شربت را در دو لیوان ریخت ودر سینی گذاشت و به سمت اتاق رفت.
ــ بفرما!
شهاب میز تحریر مهیا را سرجایش گذاشت و به سمت مهیا آمد.
ــ آی دستت درد نکنه...
لیوان را سر کشید و خودش را روی تخت مهیا پرت کرد.
ــ اِ شهاب...
ــ چته؟! خب خستم!
💐شادے ارواح طیبہ شهدا صلوات💐
بامــــاهمـــراه باشــید
💠 #الّلهُمَّعَجِّلْلِوَلِیِّکَالْفَرَج
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
۲۸ شهریور ۱۴۰۲
برنامه خط آزاد رادیو اصفهان
🗓 پنجشنبه ۳۰ شهریور ساعت ۱۳:۱۰
✅ موضوع : چرا دفاع ، مقدس ؟
🎙با حضور محمدحسین دادخواه کارشناس مسایل سیاسی
#جهاد_تبیین
#دفاع_مقدس
#ثامن34
اهل البصر در ایتا و روبیکا
@ahlolbasar
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔹🍃🌹🍃🔹
📹#کلیپ_نوشت// رهبر انقلاب: ایمنسازی کشور از دستاوردهای دفاع مقدس است
🔹 بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار پیشکسوتان و فعالان #دفاع_مقدس و مقاومت
#دفاع_مقدس
#بیانات_رهبر
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
🌐گفتمان ۲(کلیپ)
🆔️eitaa.com/goftemansazan2
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❗️ ادعای دروغ این زن و بازی خوردن برخی فعالان مجازی
از دیشب یک فیلم کوتاه با کادر بسته در حالی که زنی با لباس یک گروهک خاص و گفتن شعار ژن ژیان آزادی در آن است، منتشر و ادعا شده که این جلسه دفاع از پایان نامه لیلا حسینزاده است!
متاسفانه بلافاصله این فیلم که هیچ نشانهای مبنی بر اینکه اینجا دانشگاه و این جلسه دفاعیه پایاننامه است در آن نبود، توسط برخی فعالان مجازی و در انتقاد از مسئولان دانشگاه که چرا اجازه برگزاری این جلسه را دادهاند منتشر شد. در حالی که با یک نگاه به دلیل بسته بودن کادر مشخص میشد که این ادعا درست نیست.
امروز اما محمود کمرهای معاون آموزشی دانشگاه تهران اعلام کرد که این فرد اساسا در حال حاضر دانشجو نیست و پیش از این بر اساس رأی کمیسیون موارد خاص دانشگاه تهران در شهریور امسال به دو علت «اتمام سنوات مجاز تحصیل» و «عدم ثبتنام در نیمسال دوم سال تحصیلی 1402 – 1401» از تحصیل محروم شده است.
🆔 @Shobhe_ShenaSi
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
20801803883291.pdf
778K
🇮🇷
📝 سیاست ها و ملاحظات |
🍃🌹🍃
سیاست¬ها و ملاحظات تحلیلی و تبیینی «دفاع مقدس و هفته وحدت»
⛔️ ویژه سرشبکهها و ادمین کانالها
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
6.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷
🎥#کلیپ | دفاع مقدس مظهر عقلانیت و تدبیر
🍃🌹🍃
#دفاع_مقدس |
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
🌿🌹🌿
مجموعه #عکسنوشت
سوالات بی پاسخ رئیسی از اعضای سازمان ملل در مورد برخی اتفاقات
🍃🌹ـــــــــــــــــــــــــ
صـــراط
@roshangari_samen
۳۰ شهریور ۱۴۰۲