eitaa logo
یافاطمةالزهراچله۳ توحید،دعای عهدوفرج،آیت الکرسی
281 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
3.7هزار ویدیو
256 فایل
یا فاطمة الزهرا (سلام الله علیها) سوره یاسین، واقعه تا نیمه شعبان ۱۴۰۴،تفسیرصفحه ای استادقرائتی چله ۳بارسوره توحید،دعای عهد ودعای فرج وآیت الکرسی💐تاپایان ماه مبارک رمضان به نیت ظهور،قربة الی الله✨ ارتباط با من؛ @zahra_mirab
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸فاطمه باغ گلاب است خداميداند 🎊فاطمه گوهرناب است خداميداند 🌸فاطمه واژه زيباست،تعجب نكنيد 🎊كرم فاطمه درياست،تعجب نكنيد 🌸فاطمه دخترطاهاست بگويازهرا 🎊فاطمه روح تولاست بگو يازهرا 🌸میلاد مادر خوبیها بانوی دو 🎊عالم حضرت زهرای مرضیہ(س)  🌸و روز بزرگداشت مقام 🎊مادر و زن، بر همه مادران و 🌸زنان و دختران سرزمینم مبارک باد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مامان بابا من غول نیستم.pdf
10.84M
🚨دانلود‌‌رایگان کتاب در زمینه فرزندآوری و تربیت آن 📘کتابک تربیتی مامان بابا من غول نیستم... ✍🏼تألیف:محمدمسلم وافی 🤲 هزینه: ۵ صلوات به نیت مادر حضرت ولی امر علیه السلام 🤲 🔶
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تقدیم به مادرای گل ،ان شاالله همیشه سالم باشید و سایه تون بر سر عزیزانتون💖 پایدار باشه روز همه مادران در قید حیات مبارک و روح مادران آسمانی هم شاد شاد🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️ قصه شب ❤️ ❣داستانی زیبا ازحضرت موسی❣ 🌹روزی حضرت موسی ( ع ) در خلوت خویش از خدایش سئوال می کند : آیا کسی هست که با من وارد بهشت گردد ؟ خطاب میرسد : آری ! حضرت موسی با حیرت می پرسد : آن شخص کیست ؟ خطاب میرسد : او مرد قصابی است در فلان محله ، حضرت موسی می پرسد : میتوانم به دیدن او بروم ؟ خطاب میرسد : مانعی ندارد ! 🌿فردای آن روز حضرت موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گید : من مسافری گم کرده راه هستم ، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم ؟ قصاب در جواب می گوید : مهمان حبیب خداست ، لختی بنشین تا کارم را انجام دهم ، آن گاه با هم به خانه می رویم. 🌿 حضرت موسی با کنجکاوی وافری به حرکات مرد قصاب می نگرد و می بیند که او قسمتی از گوشت ران گوسفند را برید و قسمتی از جگر آنرا جدا کرد در پارچه ای پیچید و...کنارگذاشت 🍀 ساعاتی بعد قصاب می گوید : کار من تمام است برویم ، سپس با حضرت موسی به خانه قصاب می روند و به محض ورود به خانه ، رو به حضرت موسی کرده و می گوید : لحظه ای تامل کن ! حضرت موسی مشاهده می کند که طنابی را به درختی در حیاط بسته ، آنرا باز کرده و آرام آرام طناب را شل کرد. شیئی در وسط توری که مانند تورهای ماهیگیری بود نظر حضرت موسی را به خودجلب کرد ، وقتی تور به کف حیاط رسید ، پیرزنی را در میان آن دید با مهربانی دستی بر صورت پیرزن کشید ، سپس با آرامش و صبر و حوصله مقداری غذا به او داد ، دست و صورت او را تمیز کرد و خطاب به پیرزن گفت : مادرجان دیگر کاری نداری ، و پیرزن می گوید : پسرم ان شاءالله که در بهشت همنشین موسی شوی. 🍃 سپس قصاب پیرزن را مجدداً در داخل تور نهاده بر بالای درخت قرارداده و پیش حضرت موسی آمده و با تبسمی می گوید : او مادر من است و آن قدر پیر شده که مجبورم او را این گونه نگهداری کنم و از همه جالب تر آن که همیشه این دعا را برای من می خواند که " انشاء الله در بهشت با حضرت موسی همنشین شوی ! " چه دعایی !! آخر من کجا و بهشت کجا ؟ آن هم با حضرت موسی ! حضرت موسی لبخندی می زند و به قصاب می گوید : من موسی هستم و تویقیناً به خاطر دعای مادر در بهشت همنشین من خواهی شد.❤️ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
پاشید ببینم امشب باید خلوت کنیم باهاش ان شاءالله بسم الله 👇 گریه گریه گریه 😭
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا