eitaa logo
یه آیه ✨
46 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
147 ویدیو
9 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم توفیق باشه هر روز یه آیه همراه با ترجمه ‌و تفسیر گذاشته خواهد شد ... و من الله التوفیق یا علی علیه‌السلام ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ در کانال تلاوت روزانه ↓ @Nafaahat هم همراه ما باشید. @ali_shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥تصویری 📖تفسیر سوره حمد آیه 4⃣ 🎙️حجت‌الاسلام استاد محسن قرائتی
مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (4) (خدایى كه) مالك روز جزاست. مالكیّت خداوند، حقیقى است و شامل احاطه و سلطنت است، ولى مالكیّت‏هاى اعتبارى، از سلطه‏ى مالك خارج مى‏شود و تحت سلطه‏ى واقعى او نیست. «مالك یوم الدین» با آنكه خداوند مالك حقیقى همه چیز در همه وقت است، ولى مالكیّت او در روز قیامت و معاد جلوه‏ى دیگرى دارد؛ * در آن روز تمام واسطه‏ها واسباب نسبت به كفار قطع مى‏شوند. «تقطّعت بهم الاسباب»(31) * نسبت‏ها و خویشاوندى‏ها نسبت به كفار از بین مى‏رود. «فلا انساب بینهم»(32) * براى كفار مال و ثروت و فرزندان، سودى ندارند. «لاینفع مال و لابنون»(33) * بستگان و نزدیكان نیز فایده‏اى نمى‏رسانند. «لن تنفعكم ارحامكم»(34) * نه زبان كفار، اجازه عذر تراشى دارد و نه فكر آنها، فرصت تدبیر. تنها راه چاره لطف خداوند است كه صاحب اختیار آن روز است. لفظ «دین» در معانى گوناگون به كار رفته است: الف: مجموعه‏ى قوانین آسمانى. «إنّ الدّین عنداللَّه الاسلام»(35) ب: عمل و اطاعت. «للّه الدّین الخالص»(36) ج: حساب و جزا. «مالك یوم الدّین» «یوم الدّین» در قرآن به معناى روز قیامت است كه روز كیفر و پاداش مى‏باشد. «یسئلون ایّان یوم الدّین»(37) مى‏پرسند روز قیامت چه وقت است؟ قرآن در مقام معرّفى این روز، مى‏فرماید: «ثم ما ادراك ما یوم الدّین . یوم لا تملك نفس شیئاً و الامر یومئذ للّه»(38) (اى پیامبر!) نمى‏دانى روز دین چه روزى است؟ روزى كه هیچ كس براى كسى كارآیى ندارد وآن روز تنها حكم و فرمان با خداست. «مالك یوم الدّین» نوعى انذار و هشدار است، ولى با قرار گرفتن در كنار آیه‏ى «الرّحمن الرّحیم» معلوم مى‏شود كه بشارت و انذار باید در كنار هم باشند. نظیر آیه شریفه دیگر كه مى‏فرماید: «نبّى‏ء عبادى انّى أنا الغفور الرّحیم . و أنّ عذابى هو العذاب الالیم»(39) به بندگانم خبر ده كه من بسیار مهربان و آمرزنده‏ام، ولى عذاب و مجازات من نیز دردناك است. همچنین در آیه دیگر خود را چنین معرّفى مى‏كند: «قابل التَّوب شدید العقاب»(40) خداوند پذیرنده‏ى توبه مردمان وعقوبت كننده‏ى شدید گناهكاران است. در اوّلین سوره‏ى قرآن، مالكیتَ خداوند عنوان شده است، «مالكِ یوم الدّین» و در آخرین سوره، مَلِكیت او. «ملك النّاس» ----- 31) بقره، 166. 32) مؤمنون، 101. 33) شعراء، 88. 34) ممتحنه، 3. 35) آل‏عمران، 19. 36) زمر، 3. 37) ذاریات، 12. 38) انفطار، 18 - 19. 39) حجر، 49 - 50. 40) غافر، 3. - خداوند متعال، از جهات مختلف قابل عبادت است و ما باید حمد و سپاس او را به جا آوریم. به خاطر كمال ذات و صفات او كه «اللّه» است، به خاطر احسان و تربیت او كه «ربّ العالمین» است و به خاطر امید و انتظار رحم و لطف او كه «الرّحمن الرّحیم» است و به خاطر قدرت و هیبت او كه «مالك یوم الدّین» است. - قیامت، پرتوى از ربوبیّت اوست. «ربّ العالمین... مالك یوم الدین» - قیامت، جلوه‏اى از رحمت خداوند است. «الرّحمن الرّحیم مالك یوم الدین»
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (5) (خدایا) تنها ترا مى‏پرستیم و تنها از تو یارى مى‏جوئیم. انسان باید به حكم عقل، بندگى خداوند را بپذیرد. ما انسان‏ها عاشق كمال هستیم و نیازمند رشد و تربیت، و خداوند نیز جامع تمام كمالات و ربّ همه‏ى هستى است. اگر به مهر و محبّت نیازمندیم او رحمان و رحیم است و اگر از آینده دور نگرانیم، او صاحب اختیار و مالك آن روز است. پس چرا به سوى دیگران برویم؟! عقل حكم مى‏كند كه تنها باید او را پرستید و از او كمك خواست. نه بنده هوى و هوس خود بود و نه بنده زر و زور دیگران. در نماز، گویا شخص نمازگزار به نمایندگى از تمام خداپرستان مى‏گوید: خدایا! نه فقط من كه همه‏ى ما بنده توایم، ونه تنها من كه همه‏ى ما محتاج و نیازمند لطف توایم. خدایا! من كسى جز تو را ندارم «ایّاك» ولى تو غیر مرا فراوان دارى و همه هستى عبد و بنده‏ى تو هستند. «ان كلّ من فى السموات و الارض الاّ اتى الرّحمن عبداً»(41) در آسمان‏ها و زمین هیچ چیزى نیست مگر این كه بنده و فرمان بردار خداوند رحمان هستند. جمله «نعبد» هم اشاره به این دارد كه نماز به جماعت خوانده شود و هم بیانگر این است كه مسلمانان همگى برادر و در یك خط هستند. مراحل پرواز معنوى، عبارت است از: ثنا، ارتباط و سپس دعا. بنابراین اوّل سوره‏ى حمد ثناست، آیه‏ى «ایّاك نعبد» ارتباط و آیات بعد، دعا مى‏باشد. گفتگو با محبوب واقعى شیرین است، شاید به خاطر همین كلمه «ایّاك» تكرار شد. ----- 41) مریم، 93. - ابتدا باید بندگى خدا كرد، آنگاه از او حاجت خواست. «نعبد، نستعین» - بندگى، تنها در برابر خداوند رواست نه دیگران. «ایّاك نعبد» - گر چه عبادت از ماست، ولى در عبادت كردن نیز نیازمند كمك او هستیم. «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین»(42) - «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین» یعنى نه جبر است و نه تفویض. چون مى‏گوییم: «نعبد» پس داراى اختیار هستیم و نه مجبور. وچون مى‏گوییم: «نستعین» پس نیاز به او داریم و امور به ما تفویض نشده است. - شناخت خداوند و صفات او، مقدمّه دست‏یابى به توحید و یكتاپرستى است. «ربّ العالمین، الرّحمن الرّحیم، مالك یوم الدّین، ایّاك نعبد» - از آداب دعا و پرستش این است كه انسان خودرا مطرح نكند و خود را در حضور خداوند احساس كند. «ایّاك نعبد...» - توجّه به معاد، یكى از انگیزه‏هاى عبادت است. «مالك یوم الدّین ایّاك نعبد» ----- 42) و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا اللَّه» اگر هدایت الهى نبود ما هدایت نمى‏یافتیم. اعراف، 43.
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥تصویری 📖 تفسیر سوره حمد آیه 6⃣ 🎙️حجت‌الاسلام استاد محسن قرائتی
اهدِنا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (6) (خداوندا!) ما را به راه راست هدایت فرما. در قرآن مجید دو نوع هدایت مطرح شده است: الف: هدایت تكوینى، نظیر هدایت زنبور عسل كه چگونه از شهد گلها بمكد و چگونه كندو بسازد. و یا هدایت و راهنمایى پرندگان در مهاجرت‏هاى زمستانى و تابستانى. آنجا كه قرآن مى‏فرماید: «ربّنا الّذى اعطى كلّ شى‏ء خلقه ثم هدى»(43) بیانگر این نوع از هدایت است. ب: هدایت تشریعى كه همان فرستادن انبیاى الهى و كتب آسمانى براى هدایت بشر است. كلمه‏ى «صراط»(44) بیش از چهل مرتبه در قرآن آمده است. انتخاب راه و خط فكرى صحیح، نشانه‏ى شخصیت انسان است. راههاى غیر الهى متعدّدى در برابر انسان قرار دارد كه او باید یكى را انتخاب كند: * راه خواسته‏ها و توقعات‏هاى خود. * راه انتظارات وهوس‏هاى مردم. * راه وسوسه‏هاى شیطان. * راه طاغوت‏ها. * راه نیاكان و پیشینیان. * راه خدا و اولیاى خدا. انسان مؤمن، راه خداوند واولیاى او را انتخاب مى‏كند كه بر دیگر راهها امتیازاتى دارد: الف: راه الهى ثابت است، بر خلاف راه‏هاى طاغوت‏ها و هوس‏هاى مردم و هوس‏هاى شخصى كه هر روز تغییر مى‏كنند. ب: یك راه بیشتر نیست، در حالى كه راه‏هاى دیگر متعدّد و پراكنده‏اند. ج: در پیمودن آن، انسان به مسیر و مقصد مطمئن است. د: در پیمودن آن، شكست و باخت وجود ندارد. راه مستقیم، راه خداست. «انّ ربّى على صراطٍ مستقیم»(45) * راه مستقیم، راه انبیاست. «انّك لَمِن المرسلین على صراطٍ مستقیم»(46) * راه مستقیم، راه بندگى خداست. «و أنِ اعبدونى هذا صراط مستقیم»(47) * راه مستقیم، توكّل وتكیه بر خداست. «مَن یعتصم باللّه فقد هُدىَ الى صراط مستقیم»(48) * راه مستقیم، یكتاپرستى و تنها یارى خواستن از اوست.(49) * راه مستقیم، كتاب خداوند است.(50) * راه مستقیم، راه فطرت سالم است.(51) انسان، هم در انتخاب راه مستقیم و هم در تداوم آن باید از خدا كمك بگیرد. مانند لامپى كه روشنى خود را هر لحظه از نیروگاه مى‏گیرد. «اهدنا الصّراط المستقیم» در راه مستقیم بودن، تنها خواسته‏اى است كه هر مسلمان، در هر نماز از خداوند طلب مى‏كند، حتّى رسول‏اللَّه‏صلى الله علیه وآله و ائمّه اطهارعلیهم السلام از خداوند ثابت ماندن در راه مستقیم را مى‏خواهند. انسان باید همواره، در هر نوع از كارهاى خویش، اعم از انتخاب شغل، دوست، رشته‏ى تحصیلى وهمسر، راه مستقیم را از خداوند بخواهد. زیرا چه بسا در عقاید، صحیح فكر كند، ولى در عمل دچار لغزش شود و یا بالعكس. پس هر لحظه، خواستن راه مستقیم از خدا، ضرورى است. راه مستقیم مراتب و مراحلى دارد. حتّى كسانى كه در راه حقّ هستند، مانند اولیاى خداوند، لازم است براى ماندن در راه و زیادشدن نورِ هدایت، دعا كنند. «والّذین اهتدوا زادَهم هُدى»(52) راه مستقیم، همان راه میانه و وسط است كه حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: «الیمین و الشمال مضلّة و الطریق الوسطى‏ هى‏الجادّة»(53) انحراف به چپ و راست گمراهى و راه وسط، جاده‏ى هدایت است. راه مستقیم یعنى میانه‏روى واعتدال واحتراز از هر نوع افراط وتفریط، چه در عقیده و چه در عمل. یكى در عقاید از راه خارج مى‏شود ودیگرى در عمل و اخلاق. یكى همه كارها را به خدا نسبت مى‏دهد، گویا انسان هیچ نقشى در سرنوشت خویش ندارد. و دیگرى خود را همه كاره و فعّال‏مایشاء دانسته و دست خدا را بسته مى‏داند. یكى رهبران آسمانى را همچون مردمان عادى و گاهى ساحر و مجنون معرّفى مى‏كند و دیگرى آن بزرگواران را در حدّ خدا مى‏پندارد. یكى زیارت امامان معصوم و شهدا را بدعت مى‏داند و دیگرى حتّى به درخت و دیوار، متوسل شده و ریسمان مى‏بندد. یكى اقتصاد را زیر بنا مى‏داند و دیگرى، دنیا و امورات آن را نادیده مى‏انگارد. در عمل نیز یكى غیرت نابجا دارد و دیگرى همسرش را بى حجاب به كوچه و بازار مى‏فرستد. یكى بخل مى‏ورزد و دیگرى بى‏حساب سخاوت به خرج مى‏دهد. یكى از خلق جدا مى‏شود و دیگرى حقّ را فداى خلق مى‏كند. اینگونه رفتار وكردارها، انحراف از مسیر مستقیم هدایت است. خداوند دین پا برجا واستوار خود را، راه مستقیم معرّفى مى‏كند.(54) در روایات آمده است كه امامان معصوم‏علیهم السلام مى‏فرمودند: راه مستقیم، ما هستیم.(55) یعنى نمونه‏ى عینى و عملى راه مستقیم و اسوه و الگو براى قدم برداشتن در راه، رهبران آسمانى هستند. آنها در دستورات خود درباره‏ى تمام مسائل زندگى از قبیل كار، تفریح، تحصیل، تغذیه، انفاق، انتقاد، قهر، صلح و علاقه به فرزند و ... ، نظر داده و ما را به اعتدال و میانه‏روى سفارش كرده‏اند.(56) جالب آنكه ابلیس در همین صراطِ مستقیم به كمین مى‏نشیند.(57) در قرآن و روایات، نمونه‏هاى زیادى آمده كه در آنها به جنبه‏ى اعتدال، تأكید و از افراط و تفریط نهى شده است. به موارد ذیل توجّه كنید: * «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا»(58) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نكنید. * «لا تَجعل یدك مَغلولةً الى عُنقك و لاتبسُطها كلّ البَسط»(5