eitaa logo
یه آیه ✨
46 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
147 ویدیو
9 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم توفیق باشه هر روز یه آیه همراه با ترجمه ‌و تفسیر گذاشته خواهد شد ... و من الله التوفیق یا علی علیه‌السلام ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ در کانال تلاوت روزانه ↓ @Nafaahat هم همراه ما باشید. @ali_shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (5) (خدایا) تنها ترا مى‏پرستیم و تنها از تو یارى مى‏جوئیم. انسان باید به حكم عقل، بندگى خداوند را بپذیرد. ما انسان‏ها عاشق كمال هستیم و نیازمند رشد و تربیت، و خداوند نیز جامع تمام كمالات و ربّ همه‏ى هستى است. اگر به مهر و محبّت نیازمندیم او رحمان و رحیم است و اگر از آینده دور نگرانیم، او صاحب اختیار و مالك آن روز است. پس چرا به سوى دیگران برویم؟! عقل حكم مى‏كند كه تنها باید او را پرستید و از او كمك خواست. نه بنده هوى و هوس خود بود و نه بنده زر و زور دیگران. در نماز، گویا شخص نمازگزار به نمایندگى از تمام خداپرستان مى‏گوید: خدایا! نه فقط من كه همه‏ى ما بنده توایم، ونه تنها من كه همه‏ى ما محتاج و نیازمند لطف توایم. خدایا! من كسى جز تو را ندارم «ایّاك» ولى تو غیر مرا فراوان دارى و همه هستى عبد و بنده‏ى تو هستند. «ان كلّ من فى السموات و الارض الاّ اتى الرّحمن عبداً»(41) در آسمان‏ها و زمین هیچ چیزى نیست مگر این كه بنده و فرمان بردار خداوند رحمان هستند. جمله «نعبد» هم اشاره به این دارد كه نماز به جماعت خوانده شود و هم بیانگر این است كه مسلمانان همگى برادر و در یك خط هستند. مراحل پرواز معنوى، عبارت است از: ثنا، ارتباط و سپس دعا. بنابراین اوّل سوره‏ى حمد ثناست، آیه‏ى «ایّاك نعبد» ارتباط و آیات بعد، دعا مى‏باشد. گفتگو با محبوب واقعى شیرین است، شاید به خاطر همین كلمه «ایّاك» تكرار شد. ----- 41) مریم، 93. - ابتدا باید بندگى خدا كرد، آنگاه از او حاجت خواست. «نعبد، نستعین» - بندگى، تنها در برابر خداوند رواست نه دیگران. «ایّاك نعبد» - گر چه عبادت از ماست، ولى در عبادت كردن نیز نیازمند كمك او هستیم. «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین»(42) - «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین» یعنى نه جبر است و نه تفویض. چون مى‏گوییم: «نعبد» پس داراى اختیار هستیم و نه مجبور. وچون مى‏گوییم: «نستعین» پس نیاز به او داریم و امور به ما تفویض نشده است. - شناخت خداوند و صفات او، مقدمّه دست‏یابى به توحید و یكتاپرستى است. «ربّ العالمین، الرّحمن الرّحیم، مالك یوم الدّین، ایّاك نعبد» - از آداب دعا و پرستش این است كه انسان خودرا مطرح نكند و خود را در حضور خداوند احساس كند. «ایّاك نعبد...» - توجّه به معاد، یكى از انگیزه‏هاى عبادت است. «مالك یوم الدّین ایّاك نعبد» ----- 42) و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا اللَّه» اگر هدایت الهى نبود ما هدایت نمى‏یافتیم. اعراف، 43.
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥تصویری 📖 تفسیر سوره حمد آیه 6⃣ 🎙️حجت‌الاسلام استاد محسن قرائتی
اهدِنا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (6) (خداوندا!) ما را به راه راست هدایت فرما. در قرآن مجید دو نوع هدایت مطرح شده است: الف: هدایت تكوینى، نظیر هدایت زنبور عسل كه چگونه از شهد گلها بمكد و چگونه كندو بسازد. و یا هدایت و راهنمایى پرندگان در مهاجرت‏هاى زمستانى و تابستانى. آنجا كه قرآن مى‏فرماید: «ربّنا الّذى اعطى كلّ شى‏ء خلقه ثم هدى»(43) بیانگر این نوع از هدایت است. ب: هدایت تشریعى كه همان فرستادن انبیاى الهى و كتب آسمانى براى هدایت بشر است. كلمه‏ى «صراط»(44) بیش از چهل مرتبه در قرآن آمده است. انتخاب راه و خط فكرى صحیح، نشانه‏ى شخصیت انسان است. راههاى غیر الهى متعدّدى در برابر انسان قرار دارد كه او باید یكى را انتخاب كند: * راه خواسته‏ها و توقعات‏هاى خود. * راه انتظارات وهوس‏هاى مردم. * راه وسوسه‏هاى شیطان. * راه طاغوت‏ها. * راه نیاكان و پیشینیان. * راه خدا و اولیاى خدا. انسان مؤمن، راه خداوند واولیاى او را انتخاب مى‏كند كه بر دیگر راهها امتیازاتى دارد: الف: راه الهى ثابت است، بر خلاف راه‏هاى طاغوت‏ها و هوس‏هاى مردم و هوس‏هاى شخصى كه هر روز تغییر مى‏كنند. ب: یك راه بیشتر نیست، در حالى كه راه‏هاى دیگر متعدّد و پراكنده‏اند. ج: در پیمودن آن، انسان به مسیر و مقصد مطمئن است. د: در پیمودن آن، شكست و باخت وجود ندارد. راه مستقیم، راه خداست. «انّ ربّى على صراطٍ مستقیم»(45) * راه مستقیم، راه انبیاست. «انّك لَمِن المرسلین على صراطٍ مستقیم»(46) * راه مستقیم، راه بندگى خداست. «و أنِ اعبدونى هذا صراط مستقیم»(47) * راه مستقیم، توكّل وتكیه بر خداست. «مَن یعتصم باللّه فقد هُدىَ الى صراط مستقیم»(48) * راه مستقیم، یكتاپرستى و تنها یارى خواستن از اوست.(49) * راه مستقیم، كتاب خداوند است.(50) * راه مستقیم، راه فطرت سالم است.(51) انسان، هم در انتخاب راه مستقیم و هم در تداوم آن باید از خدا كمك بگیرد. مانند لامپى كه روشنى خود را هر لحظه از نیروگاه مى‏گیرد. «اهدنا الصّراط المستقیم» در راه مستقیم بودن، تنها خواسته‏اى است كه هر مسلمان، در هر نماز از خداوند طلب مى‏كند، حتّى رسول‏اللَّه‏صلى الله علیه وآله و ائمّه اطهارعلیهم السلام از خداوند ثابت ماندن در راه مستقیم را مى‏خواهند. انسان باید همواره، در هر نوع از كارهاى خویش، اعم از انتخاب شغل، دوست، رشته‏ى تحصیلى وهمسر، راه مستقیم را از خداوند بخواهد. زیرا چه بسا در عقاید، صحیح فكر كند، ولى در عمل دچار لغزش شود و یا بالعكس. پس هر لحظه، خواستن راه مستقیم از خدا، ضرورى است. راه مستقیم مراتب و مراحلى دارد. حتّى كسانى كه در راه حقّ هستند، مانند اولیاى خداوند، لازم است براى ماندن در راه و زیادشدن نورِ هدایت، دعا كنند. «والّذین اهتدوا زادَهم هُدى»(52) راه مستقیم، همان راه میانه و وسط است كه حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: «الیمین و الشمال مضلّة و الطریق الوسطى‏ هى‏الجادّة»(53) انحراف به چپ و راست گمراهى و راه وسط، جاده‏ى هدایت است. راه مستقیم یعنى میانه‏روى واعتدال واحتراز از هر نوع افراط وتفریط، چه در عقیده و چه در عمل. یكى در عقاید از راه خارج مى‏شود ودیگرى در عمل و اخلاق. یكى همه كارها را به خدا نسبت مى‏دهد، گویا انسان هیچ نقشى در سرنوشت خویش ندارد. و دیگرى خود را همه كاره و فعّال‏مایشاء دانسته و دست خدا را بسته مى‏داند. یكى رهبران آسمانى را همچون مردمان عادى و گاهى ساحر و مجنون معرّفى مى‏كند و دیگرى آن بزرگواران را در حدّ خدا مى‏پندارد. یكى زیارت امامان معصوم و شهدا را بدعت مى‏داند و دیگرى حتّى به درخت و دیوار، متوسل شده و ریسمان مى‏بندد. یكى اقتصاد را زیر بنا مى‏داند و دیگرى، دنیا و امورات آن را نادیده مى‏انگارد. در عمل نیز یكى غیرت نابجا دارد و دیگرى همسرش را بى حجاب به كوچه و بازار مى‏فرستد. یكى بخل مى‏ورزد و دیگرى بى‏حساب سخاوت به خرج مى‏دهد. یكى از خلق جدا مى‏شود و دیگرى حقّ را فداى خلق مى‏كند. اینگونه رفتار وكردارها، انحراف از مسیر مستقیم هدایت است. خداوند دین پا برجا واستوار خود را، راه مستقیم معرّفى مى‏كند.(54) در روایات آمده است كه امامان معصوم‏علیهم السلام مى‏فرمودند: راه مستقیم، ما هستیم.(55) یعنى نمونه‏ى عینى و عملى راه مستقیم و اسوه و الگو براى قدم برداشتن در راه، رهبران آسمانى هستند. آنها در دستورات خود درباره‏ى تمام مسائل زندگى از قبیل كار، تفریح، تحصیل، تغذیه، انفاق، انتقاد، قهر، صلح و علاقه به فرزند و ... ، نظر داده و ما را به اعتدال و میانه‏روى سفارش كرده‏اند.(56) جالب آنكه ابلیس در همین صراطِ مستقیم به كمین مى‏نشیند.(57) در قرآن و روایات، نمونه‏هاى زیادى آمده كه در آنها به جنبه‏ى اعتدال، تأكید و از افراط و تفریط نهى شده است. به موارد ذیل توجّه كنید: * «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا»(58) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نكنید. * «لا تَجعل یدك مَغلولةً الى عُنقك و لاتبسُطها كلّ البَسط»(5
9) در انفاق، نه دست بر گردن قفل كن - دست‏بسته باش - و نه چنان گشاده دستى كن كه خود محتاج شوى. * «الّذین اذا أنفقوا لم‏یسرفوا و لم‏یقتروا و كان بین ذلك قواماً»(60) مومنان، به هنگام انفاق نه اهل اسرافند و نه اهل بخل، بلكه میانه‏رو هستند. * «لا تجهر بصلاتك و لاتخافت بها وابتغ بین ذلك سبیلاً»(61) نماز را نه بلند بخوان ونه آهسته، بلكه با صداى معتدل بخوان. * نسبت به والدین احسان كن؛ «و بالوالدین احساناً»(62) امّا اگر تو را از راه خدا بازداشتند، اطاعت از آنها لازم نیست. «ان جاهداك على ان‏تشرك بى... فلاتطعهما»(63) * پیامبر هم رسالت عمومى دارد؛ «و كان رسولاً نبیّاً»(64) و هم خانواده خویش را دعوت مى‏كند. «و كان یأمر أهله بالصّلاة»(65) * اسلام هم نماز را سفارش مى‏كند كه ارتباط با خالق است؛ «اقیموا الصّلاة» و هم زكات را توصیه مى‏كند كه ارتباط با مردم است. «اتوا الزكاة»(66) * نه محبت‏ها شما را از گواهى حقّ منحرف سازد؛ «شهداء لِلّه و لو على انفسكم»(67) و نه دشمنى‏ها شما را از عدالت دور كند. «و لا یَجرِمنّكم شَنئان قوم»(68) * مؤمنان هم دافعه دارند؛ «أشداء على الكفار» و هم جاذبه دارند. «رحماء بینهم»(69) * هم ایمان و باور قلبى لازم است؛ «امنوا» و هم عمل صالح. «عملوا الصالحات»(70) * هم اشك و دعا و درخواست پیروزى از خدا لازم است؛ «ربّنا افرغ علینا صبراً»(71) و هم صبورى وپایدارى در سختى‏ها. «عشرون صابرون یغلبوا مأتین»(72) شب عاشورا امام حسین‏علیه السلام هم مناجات مى‏كرد و هم شمشیر تیز مى‏كرد. * روز عرفه و شب عید قربان، زائر خانه‏ى خدا دعا مى‏خواند و روز عید باید در قربانگاه با خون آشنا شود. * اسلام مالكیّت را مى‏پذیرد، «الناس مسلّطون على اموالهم»(73) ولى اجازه ضرر زدن به دیگرى را نمى‏دهد و آن را محدود مى‏سازد. «لا ضَرر و لا ضِرار»(74) آرى، اسلام دین یك بعدى نیست كه تنها به جنبه‏اى توجّه كند و جوانب دیگر را فراموش كند، بلكه در هر كارى اعتدال ومیانه‏روى وراه مستقیم را سفارش مى‏كند. ----- 43) طه، 50. 44) صراط» در قیامت نام پلى است بر روى دوزخ كه همه‏ى مردم باید از روى آن عبور كنند. 45) هود، 56. 46) یس، 3 - 4. 47) یس، 61. 48) آل‏عمران، 101. 49) بنا بر اینكه الف و لام در «الصراط» اشاره به همان راه یكتاپرستى در آیه قبل باشد. 50) بنابر روایتى در تفسیر مجمع‏البیان، ج‏1، ص 58. 51) بنابر روایتى از امام صادق‏علیه السلام در تفسیر صافى، ج‏1، ص 86. 52) كسى كه مى‏گوید «الحمدللَّه ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم...» مراحلى از هدایت را پشت سر گذارده است، بنابراین درخواست او، هدایت به مرحله بالاترى است. 53) بحار، ج 87، ص‏3. 54) قل انّنى هَدانى ربّى الى صراط مستقیم» انعام، 161. 55) تفسیر نورالثقلین، ج‏1 ص‏20. 56) در این باره مى‏توان به كتاب اصول كافى، باب الاقتصاد فى العبادات مراجعه نمود. 57) شیطان به خدا گفت: «لاقعدنّ لهم صراطك المستقیم» اعراف، 16. 58) اعراف، 31. 59) اسراء، 29. 60) فرقان، 67. 61) اسراء، 110. 62) بقره، 83. 63) لقمان، 15. 64) مریم، 51. 65) مریم، 15. 66) بقره، 43. 67) نساء، 135. 68) مائده، 8. 69) فتح، 9. 70) بقره، 25. 71) بقره، 250. 72) انفال، 65. 73) بحار، ج‏2، ص 272. 74) كافى، ج‏5، ص 28. - همه‏ى هستى، در مسیرى كه خداوند اراده كرده در حركتند. خدایا! ما را نیز در راهى كه خود دوست دارى قرار بده. «اهدنا الصراط المستقیم» - درخواست هدایت به راه مستقیم، مهم‏ترین خواسته‏ى یكتاپرستان است. «ایّاك نعبد... اهدنا الصراط المستقیم» - براى دست‏یابى به راه مستقیم، باید دعا نمود. «اهدنا الصراط المستقیم» - ابتدا ستایش، آنگاه استمداد و دعا. «الحمدللَّه... اهدنا» - بهترین نمونه استعانت از خدا، درخواست راه مستقیم است. «ایّاك نستعین اهدنا اهدنا الصّراط المستقیم»
هدایت شده از تلاوت
هدایت شده از تلاوت
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تصویری 📖 تفسیر سوره حمد آیه 7⃣ 🎙️حجت‌الاسلام استاد محسن قرائتی
هدایت شده از تلاوت
01.Hamd.07.mp3
زمان: حجم: 2.2M
تفسیر آیه‌ ۷ پایان تفسیر سوره مبارکه حمد
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ (7) (خداوندا! ما را به) راه كسانى كه آنها را مشمول نعمت خود ساختى، (هدایت كن) نه غضب شدگان و نه گمراهان! این آیه راه مستقیم را، راه كسانى معرّفى مى‏كند كه مورد نعمت الهى واقع شده‏اند وعبارتند از: انبیا، صدّیقین، شهدا وصالحین.(75) توجّه به راه این بزرگواران و آرزوى پیمودن آن وتلقین این آرزو به خود، ما را از خطر كجروى وقرار گرفتن در خطوط انحرافى باز مى‏دارد. بعد از این درخواست، از خداوند تقاضا دارد كه او را در مسیر غضب‏شدگان وگمراهان قرار ندهد. زیرا بنى‏اسرائیل نیز به گفته قرآن، مورد نعمت قرار گرفتند، ولى در اثر ناسپاسى ولجاجت گرفتار غضب شدند. قرآن، مردم را به سه دسته تقسیم مى‏نماید: كسانى كه مورد نعمت هدایت قرار گرفته وثابت قدم ماندند، غضب شدگان و گمراهان. مراد از نعمت در «انعمتَ علیهم»، نعمتِ هدایت است. زیرا در آیه‏ى قبل سخن از هدایت بود. علاوه بر آنكه نعمت‏هاى مادى را كفّار ومنحرفین ودیگران نیز دارند. هدایت شدگان نیز مورد خطرند و باید دائماً از خدا بخواهیم كه مسیر ما، به غضب و گمراهى كشیده نشود. مغضوبین در قرآن‏ در قرآن، افرادى همانند فرعون و قارون و ابولهب و امّت‏هایى همچون قوم عاد، ثمود و بنى‏اسرائیل، به عنوان غضب‏شدگان معرّفى شده‏اند.(76) بنى‏اسرائیل كه داستان زندگى و تمدّن آنها در قرآن بیان شده است، زمانى بر مردم روزگار خویش برترى داشتند؛ «فَضّلتُكم على العالَمین»(77) لكن بعد از این فضیلت و برترى، به خاطر رفتار خودشان، دچار قهر و غضب خداوند شدند. «و باؤوا بغضب من اللّه»(78) این تغییر سرنوشت، به علّت تغییر در رفتار و كردار آنان بوده است؛ دانشمندان یهود، دستورات وقوانین آسمانى تورات را تحریف كردند، «یحرّفون الكلم»(79) وتجّار وثروتمندان آنان نیز به ربا وحرام‏خوارى و رفاه‏طلبى روى آوردند، «اخذهم الرّبا»(80) وعامّه مردم نیز در برابر دعوت به جهاد و مبارزه، از روى تن‏پرورى و ترس، از رفتن به جبهه نبرد و ورود به سرزمینِ مقدّس، سر باز زدند. «فاذهب انت و ربّك فقاتلا انّا هاهُنا قاعدون»(81) به خاطر این انحرافات، خدا آنان را از اوج عزّت و فضیلت، به نهایت ذلّت و سرافكندگى مبتلا ساخت. ما در هر نماز، از خداوند مى‏خواهیم كه مانند غضب‏شدگان نباشیم. یعنى نه اهل تحریف آیات و نه اهل ربا و نه اهل فرار از جهاد در راه حقّ، و همچنین از گمراهان نباشیم، آنان كه حقّ را رها كرده و به سراغ باطل مى‏روند و در دین و باور خود غلوّ و افراط كرده و یا از هوى و هوس خود و یا دیگران پیروى مى‏كنند.(82) انسان در این سوره، عشق و علاقه و تولاّى خود را به انبیا و شهدا و صالحان و راه آنان، اظهار و ابراز داشته و از مغضوبان و گمراهان تاریخ نیز برائت و دورى مى‏جوید و این مصداق تولّى و تبرّى است. ضالّین در قرآن‏ «ضلالت» كه حدود دویست مرتبه این واژه با مشتقاتش در قرآن آمده است. گاهى در مورد تحیّر بكار مى‏رود، «و وَجدَك ضالاً»(83) وگاهى به معناى ضایع شدن است، «اضلّ اعمالهم»(84) ولى اكثراً به معناى گمراهى وهمراه با تعبیرات گوناگونى نظیر: «ضلال مبین»، «ضلال بعید»، «ضلال كبیر» به چشم مى‏خورد. در قرآن افرادى به عنوان گمراه معرّفى شده‏اند، از جمله: كسانى كه ایمان خود را به كفر تبدیل كردند،(85) مشركان،(86) كفار،(87) عصیان‏گران،(88) مسلمانانى كه كفّار را سرپرست و دوست خود گرفتند،(89) كسانى كه مردم را از راه خدا باز مى‏دارند، كسانى كه به خدا یا رسول خدا توهین مى‏كنند، آنان كه حقّ را كتمان مى‏كنند و كسانى كه از رحمت خدا مأیوسند. در قرآن نام برخى به عنوان گمراه كننده آمده است، از قبیل: ابلیس، فرعون، سامرى، دوست بد، رؤسا ونیاكان منحرف. گمراهان خود بستر وزمینه‏ى انحراف را فراهم و گمراه كنندگان از این بسترها و شرایط آماده، استفاده مى‏كنند. بسترهاى انحراف در قرآن عبارتند از: 1. هوسها،(90) 2. بت‏ها،(91) 3. گناهان(92)،4. پذیرش ولایت باطل،(93)5. جهل و نادانى.(94) ----- 75) من یطع‏اللّه والرّسول فاولئك مع الّذین انعم اللّه علیهم من النبیّین والصدّیقین والشهداء والصالحین»، كسانى كه خدا و رسول را پیروى كنند، آنان با كسانى هستند كه خدا آنها را نعمت داده است، از پیامبران، راستگویان، شهدا و صالحان. نساء، 69 و آیه 59 سوره مریم. 76) در آیات متعدّدى از قرآن ویژگى‏هاى گمراهان و غضب شدگان و مصادیق آنها بیان شده است كه براى نمونه به موارد ذیل اشاره مى‏شود: * منافقان و مشركان و بدگمانان به خداوند. نساء، 116 و فتح، 6. * كافران به آیات الهى و قاتلان انبیاء الهى. بقره، 61. * اهل كتاب كه در برابر دعوت به حقّ سركشى كرده‏اند. آل‏عمران، 110 - 112. * فراریان از جهاد. انفال، 16. * پذیرندگان و جایگزین كنندگان كفر با ایمان. بقره، 108 و نحل، 106. * پذیرندگان ولایت دشمنان خدا و دوستداران رابطه‏ى با دش
منان خدا. ممتحنه، 1. 77) بقره، 47. 78) بقره، 61. 79) نساء، 46. 80) نساء، 161. 81) مائده، 24. 82) قل یا أهل‏الكتاب لاتَغلوا فى دینكم غیرالحقّ ولاتتّبعوا أهواءقوم قدضَلّوا من‏قبل وأضلّوا من قبل و أضلّوا عن سواءالسبیل» بگو: اى اهل‏كتاب! در دینتان به ناحقّ غلوّ نكنید وبه دنبال خواهش‏هاى گمراهانِ پیش از خود نروید، كه آنان افراد زیادى را گمراه كرده و از راه راست گمراه شده‏اند. مائده، 77. 83) ضحى، 7. 84) محمّد، 1. 85) من یَتبدّل الكفر بالایمان فقد ضلّ سواء السبیل» بقره، 108. 86) و من یشرك باللَّه فقد ضل ضلالا بعیدا» نساء، 116. 87) و من یكفر باللَّه... فقد ضلّ» نساء، 136. 88) و من یعص اللَّه و رسوله فقد ضل» احزاب، 36. 89) لا تتخذوا عدوى و عدوكم اولیاء... و من یفعله منكم فقد ضل سواء السبیل» ممتحنه، 1. 90) اتّخذ الهه هَواه واضلّه اللَّه» جاثیه، 23. 91) جعلوا لِلّه انداداً لِیضلّوا عن سبیله» ابراهیم، 30. 92) وما یضلّ به الا الفاسقین» بقره، 26. 93) انّه من تولاّه فانّه یضلّه» حج، 4. 94) و ان كنتم من قبله لمن الضّالّین» بقره، 198. - انسان در تربیت، نیازمند الگو مى‏باشد. انبیا، شهدا، صدّیقین وصالحان، نمونه‏هاى زیباى انسانیّت‏اند. «صراط الّذین انعمت علیهم» - آنچه از خداوند به انسان مى‏رسد، نعمت است. قهر و غضب را خود به وجود مى‏آوریم.(95) «انعمت، المغضوب علیهم» - ابراز تنفّر از مغضوبان و گمراهان، جامعه اسلامى را در برابر پذیرش حكومت آنان، مقاوم و پایدار مى‏كند. «غیر المغضوب علیهم ولا الضّالّین»(96) ----- 95) درباره نعمت «أنعَمتَ» بكار رفته، ولى در مورد عذاب، نفرمود: «غَضبتَ» تو غضب كردى. 96) قرآن سفارش كرده است: «لا تَتولّوا قوماً غَضِب اللّه علیهم» هرگز سرپرستى گروه غضب شدگان الهى را نپذیرید. ممتحنه، 13.