اهدِنا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (6)
(خداوندا!) ما را به راه راست هدایت فرما.
در قرآن مجید دو نوع هدایت مطرح شده است:
الف: هدایت تكوینى، نظیر هدایت زنبور عسل كه چگونه از شهد گلها بمكد و چگونه كندو بسازد. و یا هدایت و راهنمایى پرندگان در مهاجرتهاى زمستانى و تابستانى. آنجا كه قرآن مىفرماید: «ربّنا الّذى اعطى كلّ شىء خلقه ثم هدى»(43) بیانگر این نوع از هدایت است.
ب: هدایت تشریعى كه همان فرستادن انبیاى الهى و كتب آسمانى براى هدایت بشر است.
كلمهى «صراط»(44) بیش از چهل مرتبه در قرآن آمده است. انتخاب راه و خط فكرى صحیح، نشانهى شخصیت انسان است.
راههاى غیر الهى متعدّدى در برابر انسان قرار دارد كه او باید یكى را انتخاب كند:
* راه خواستهها و توقعاتهاى خود.
* راه انتظارات وهوسهاى مردم.
* راه وسوسههاى شیطان.
* راه طاغوتها.
* راه نیاكان و پیشینیان.
* راه خدا و اولیاى خدا.
انسان مؤمن، راه خداوند واولیاى او را انتخاب مىكند كه بر دیگر راهها امتیازاتى دارد:
الف: راه الهى ثابت است، بر خلاف راههاى طاغوتها و هوسهاى مردم و هوسهاى شخصى كه هر روز تغییر مىكنند.
ب: یك راه بیشتر نیست، در حالى كه راههاى دیگر متعدّد و پراكندهاند.
ج: در پیمودن آن، انسان به مسیر و مقصد مطمئن است.
د: در پیمودن آن، شكست و باخت وجود ندارد.
راه مستقیم، راه خداست. «انّ ربّى على صراطٍ مستقیم»(45)
* راه مستقیم، راه انبیاست. «انّك لَمِن المرسلین على صراطٍ مستقیم»(46)
* راه مستقیم، راه بندگى خداست. «و أنِ اعبدونى هذا صراط مستقیم»(47)
* راه مستقیم، توكّل وتكیه بر خداست. «مَن یعتصم باللّه فقد هُدىَ الى صراط مستقیم»(48)
* راه مستقیم، یكتاپرستى و تنها یارى خواستن از اوست.(49)
* راه مستقیم، كتاب خداوند است.(50)
* راه مستقیم، راه فطرت سالم است.(51)
انسان، هم در انتخاب راه مستقیم و هم در تداوم آن باید از خدا كمك بگیرد. مانند لامپى كه روشنى خود را هر لحظه از نیروگاه مىگیرد. «اهدنا الصّراط المستقیم»
در راه مستقیم بودن، تنها خواستهاى است كه هر مسلمان، در هر نماز از خداوند طلب مىكند، حتّى رسولاللَّهصلى الله علیه وآله و ائمّه اطهارعلیهم السلام از خداوند ثابت ماندن در راه مستقیم را مىخواهند.
انسان باید همواره، در هر نوع از كارهاى خویش، اعم از انتخاب شغل، دوست، رشتهى تحصیلى وهمسر، راه مستقیم را از خداوند بخواهد. زیرا چه بسا در عقاید، صحیح فكر كند، ولى در عمل دچار لغزش شود و یا بالعكس. پس هر لحظه، خواستن راه مستقیم از خدا، ضرورى است.
راه مستقیم مراتب و مراحلى دارد. حتّى كسانى كه در راه حقّ هستند، مانند اولیاى خداوند، لازم است براى ماندن در راه و زیادشدن نورِ هدایت، دعا كنند. «والّذین اهتدوا زادَهم هُدى»(52)
راه مستقیم، همان راه میانه و وسط است كه حضرت علىعلیه السلام مىفرماید: «الیمین و الشمال مضلّة و الطریق الوسطى هىالجادّة»(53) انحراف به چپ و راست گمراهى و راه وسط، جادهى هدایت است.
راه مستقیم یعنى میانهروى واعتدال واحتراز از هر نوع افراط وتفریط، چه در عقیده و چه در عمل. یكى در عقاید از راه خارج مىشود ودیگرى در عمل و اخلاق. یكى همه كارها را به خدا نسبت مىدهد، گویا انسان هیچ نقشى در سرنوشت خویش ندارد. و دیگرى خود را همه كاره و فعّالمایشاء دانسته و دست خدا را بسته مىداند. یكى رهبران آسمانى را همچون مردمان عادى و گاهى ساحر و مجنون معرّفى مىكند و دیگرى آن بزرگواران را در حدّ خدا مىپندارد. یكى زیارت امامان معصوم و شهدا را بدعت مىداند و دیگرى حتّى به درخت و دیوار، متوسل شده و ریسمان مىبندد. یكى اقتصاد را زیر بنا مىداند و دیگرى، دنیا و امورات آن را نادیده مىانگارد.
در عمل نیز یكى غیرت نابجا دارد و دیگرى همسرش را بى حجاب به كوچه و بازار مىفرستد. یكى بخل مىورزد و دیگرى بىحساب سخاوت به خرج مىدهد. یكى از خلق جدا مىشود و دیگرى حقّ را فداى خلق مىكند.
اینگونه رفتار وكردارها، انحراف از مسیر مستقیم هدایت است. خداوند دین پا برجا واستوار خود را، راه مستقیم معرّفى مىكند.(54) در روایات آمده است كه امامان معصومعلیهم السلام مىفرمودند: راه مستقیم، ما هستیم.(55) یعنى نمونهى عینى و عملى راه مستقیم و اسوه و الگو براى قدم برداشتن در راه، رهبران آسمانى هستند. آنها در دستورات خود دربارهى تمام مسائل زندگى از قبیل كار، تفریح، تحصیل، تغذیه، انفاق، انتقاد، قهر، صلح و علاقه به فرزند و ... ، نظر داده و ما را به اعتدال و میانهروى سفارش كردهاند.(56) جالب آنكه ابلیس در همین صراطِ مستقیم به كمین مىنشیند.(57)
در قرآن و روایات، نمونههاى زیادى آمده كه در آنها به جنبهى اعتدال، تأكید و از افراط و تفریط نهى شده است. به موارد ذیل توجّه كنید:
* «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا»(58) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نكنید.
* «لا تَجعل یدك مَغلولةً الى عُنقك و لاتبسُطها كلّ البَسط»(5
9) در انفاق، نه دست بر گردن قفل كن - دستبسته باش - و نه چنان گشاده دستى كن كه خود محتاج شوى.
* «الّذین اذا أنفقوا لمیسرفوا و لمیقتروا و كان بین ذلك قواماً»(60) مومنان، به هنگام انفاق نه اهل اسرافند و نه اهل بخل، بلكه میانهرو هستند.
* «لا تجهر بصلاتك و لاتخافت بها وابتغ بین ذلك سبیلاً»(61) نماز را نه بلند بخوان ونه آهسته، بلكه با صداى معتدل بخوان.
* نسبت به والدین احسان كن؛ «و بالوالدین احساناً»(62) امّا اگر تو را از راه خدا بازداشتند، اطاعت از آنها لازم نیست. «ان جاهداك على انتشرك بى... فلاتطعهما»(63)
* پیامبر هم رسالت عمومى دارد؛ «و كان رسولاً نبیّاً»(64) و هم خانواده خویش را دعوت مىكند. «و كان یأمر أهله بالصّلاة»(65)
* اسلام هم نماز را سفارش مىكند كه ارتباط با خالق است؛ «اقیموا الصّلاة» و هم زكات را توصیه مىكند كه ارتباط با مردم است. «اتوا الزكاة»(66)
* نه محبتها شما را از گواهى حقّ منحرف سازد؛ «شهداء لِلّه و لو على انفسكم»(67) و نه دشمنىها شما را از عدالت دور كند. «و لا یَجرِمنّكم شَنئان قوم»(68)
* مؤمنان هم دافعه دارند؛ «أشداء على الكفار» و هم جاذبه دارند. «رحماء بینهم»(69)
* هم ایمان و باور قلبى لازم است؛ «امنوا» و هم عمل صالح. «عملوا الصالحات»(70)
* هم اشك و دعا و درخواست پیروزى از خدا لازم است؛ «ربّنا افرغ علینا صبراً»(71) و هم صبورى وپایدارى در سختىها. «عشرون صابرون یغلبوا مأتین»(72) شب عاشورا امام حسینعلیه السلام هم مناجات مىكرد و هم شمشیر تیز مىكرد.
* روز عرفه و شب عید قربان، زائر خانهى خدا دعا مىخواند و روز عید باید در قربانگاه با خون آشنا شود.
* اسلام مالكیّت را مىپذیرد، «الناس مسلّطون على اموالهم»(73) ولى اجازه ضرر زدن به دیگرى را نمىدهد و آن را محدود مىسازد. «لا ضَرر و لا ضِرار»(74)
آرى، اسلام دین یك بعدى نیست كه تنها به جنبهاى توجّه كند و جوانب دیگر را فراموش كند، بلكه در هر كارى اعتدال ومیانهروى وراه مستقیم را سفارش مىكند.
-----
43) طه، 50.
44) صراط» در قیامت نام پلى است بر روى دوزخ كه همهى مردم باید از روى آن عبور كنند.
45) هود، 56.
46) یس، 3 - 4.
47) یس، 61.
48) آلعمران، 101.
49) بنا بر اینكه الف و لام در «الصراط» اشاره به همان راه یكتاپرستى در آیه قبل باشد.
50) بنابر روایتى در تفسیر مجمعالبیان، ج1، ص 58.
51) بنابر روایتى از امام صادقعلیه السلام در تفسیر صافى، ج1، ص 86.
52) كسى كه مىگوید «الحمدللَّه ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم...» مراحلى از هدایت را پشت سر گذارده است، بنابراین درخواست او، هدایت به مرحله بالاترى است.
53) بحار، ج 87، ص3.
54) قل انّنى هَدانى ربّى الى صراط مستقیم» انعام، 161.
55) تفسیر نورالثقلین، ج1 ص20.
56) در این باره مىتوان به كتاب اصول كافى، باب الاقتصاد فى العبادات مراجعه نمود.
57) شیطان به خدا گفت: «لاقعدنّ لهم صراطك المستقیم» اعراف، 16.
58) اعراف، 31.
59) اسراء، 29.
60) فرقان، 67.
61) اسراء، 110.
62) بقره، 83.
63) لقمان، 15.
64) مریم، 51.
65) مریم، 15.
66) بقره، 43.
67) نساء، 135.
68) مائده، 8.
69) فتح، 9.
70) بقره، 25.
71) بقره، 250.
72) انفال، 65.
73) بحار، ج2، ص 272.
74) كافى، ج5، ص 28.
- همهى هستى، در مسیرى كه خداوند اراده كرده در حركتند. خدایا! ما را نیز در راهى كه خود دوست دارى قرار بده. «اهدنا الصراط المستقیم»
- درخواست هدایت به راه مستقیم، مهمترین خواستهى یكتاپرستان است. «ایّاك نعبد... اهدنا الصراط المستقیم»
- براى دستیابى به راه مستقیم، باید دعا نمود. «اهدنا الصراط المستقیم»
- ابتدا ستایش، آنگاه استمداد و دعا. «الحمدللَّه... اهدنا»
- بهترین نمونه استعانت از خدا، درخواست راه مستقیم است. «ایّاك نستعین اهدنا اهدنا الصّراط المستقیم»
هدایت شده از تلاوت
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#قرآن_کریم
#تفسیر_نور
🎥 تصویری
📖 تفسیر سوره حمد آیه 7⃣
🎙️حجتالاسلام استاد محسن قرائتی
هدایت شده از تلاوت
01.Hamd.07.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
تفسیر آیه ۷ #سوره_حمد
#تفسیراستادقرائتی
پایان تفسیر سوره مبارکه حمد
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ (7)
(خداوندا! ما را به) راه كسانى كه آنها را مشمول نعمت خود ساختى، (هدایت كن) نه غضب شدگان و نه گمراهان!
این آیه راه مستقیم را، راه كسانى معرّفى مىكند كه مورد نعمت الهى واقع شدهاند وعبارتند از: انبیا، صدّیقین، شهدا وصالحین.(75) توجّه به راه این بزرگواران و آرزوى پیمودن آن وتلقین این آرزو به خود، ما را از خطر كجروى وقرار گرفتن در خطوط انحرافى باز مىدارد. بعد از این درخواست، از خداوند تقاضا دارد كه او را در مسیر غضبشدگان وگمراهان قرار ندهد. زیرا بنىاسرائیل نیز به گفته قرآن، مورد نعمت قرار گرفتند، ولى در اثر ناسپاسى ولجاجت گرفتار غضب شدند.
قرآن، مردم را به سه دسته تقسیم مىنماید: كسانى كه مورد نعمت هدایت قرار گرفته وثابت قدم ماندند، غضب شدگان و گمراهان.
مراد از نعمت در «انعمتَ علیهم»، نعمتِ هدایت است. زیرا در آیهى قبل سخن از هدایت بود. علاوه بر آنكه نعمتهاى مادى را كفّار ومنحرفین ودیگران نیز دارند.
هدایت شدگان نیز مورد خطرند و باید دائماً از خدا بخواهیم كه مسیر ما، به غضب و گمراهى كشیده نشود.
مغضوبین در قرآن
در قرآن، افرادى همانند فرعون و قارون و ابولهب و امّتهایى همچون قوم عاد، ثمود و بنىاسرائیل، به عنوان غضبشدگان معرّفى شدهاند.(76)
بنىاسرائیل كه داستان زندگى و تمدّن آنها در قرآن بیان شده است، زمانى بر مردم روزگار خویش برترى داشتند؛ «فَضّلتُكم على العالَمین»(77) لكن بعد از این فضیلت و برترى، به خاطر رفتار خودشان، دچار قهر و غضب خداوند شدند. «و باؤوا بغضب من اللّه»(78) این تغییر سرنوشت، به علّت تغییر در رفتار و كردار آنان بوده است؛ دانشمندان یهود، دستورات وقوانین آسمانى تورات را تحریف كردند، «یحرّفون الكلم»(79) وتجّار وثروتمندان آنان نیز به ربا وحرامخوارى و رفاهطلبى روى آوردند، «اخذهم الرّبا»(80) وعامّه مردم نیز در برابر دعوت به جهاد و مبارزه، از روى تنپرورى و ترس، از رفتن به جبهه نبرد و ورود به سرزمینِ مقدّس، سر باز زدند. «فاذهب انت و ربّك فقاتلا انّا هاهُنا قاعدون»(81) به خاطر این انحرافات، خدا آنان را از اوج عزّت و فضیلت، به نهایت ذلّت و سرافكندگى مبتلا ساخت.
ما در هر نماز، از خداوند مىخواهیم كه مانند غضبشدگان نباشیم. یعنى نه اهل تحریف آیات و نه اهل ربا و نه اهل فرار از جهاد در راه حقّ، و همچنین از گمراهان نباشیم، آنان كه حقّ را رها كرده و به سراغ باطل مىروند و در دین و باور خود غلوّ و افراط كرده و یا از هوى و هوس خود و یا دیگران پیروى مىكنند.(82)
انسان در این سوره، عشق و علاقه و تولاّى خود را به انبیا و شهدا و صالحان و راه آنان، اظهار و ابراز داشته و از مغضوبان و گمراهان تاریخ نیز برائت و دورى مىجوید و این مصداق تولّى و تبرّى است.
ضالّین در قرآن
«ضلالت» كه حدود دویست مرتبه این واژه با مشتقاتش در قرآن آمده است. گاهى در مورد تحیّر بكار مىرود، «و وَجدَك ضالاً»(83) وگاهى به معناى ضایع شدن است، «اضلّ اعمالهم»(84) ولى اكثراً به معناى گمراهى وهمراه با تعبیرات گوناگونى نظیر: «ضلال مبین»، «ضلال بعید»، «ضلال كبیر» به چشم مىخورد.
در قرآن افرادى به عنوان گمراه معرّفى شدهاند، از جمله: كسانى كه ایمان خود را به كفر تبدیل كردند،(85) مشركان،(86) كفار،(87) عصیانگران،(88) مسلمانانى كه كفّار را سرپرست و دوست خود گرفتند،(89) كسانى كه مردم را از راه خدا باز مىدارند، كسانى كه به خدا یا رسول خدا توهین مىكنند، آنان كه حقّ را كتمان مىكنند و كسانى كه از رحمت خدا مأیوسند.
در قرآن نام برخى به عنوان گمراه كننده آمده است، از قبیل: ابلیس، فرعون، سامرى، دوست بد، رؤسا ونیاكان منحرف.
گمراهان خود بستر وزمینهى انحراف را فراهم و گمراه كنندگان از این بسترها و شرایط آماده، استفاده مىكنند. بسترهاى انحراف در قرآن عبارتند از: 1. هوسها،(90) 2. بتها،(91) 3. گناهان(92)،4. پذیرش ولایت باطل،(93)5. جهل و نادانى.(94)
-----
75) من یطعاللّه والرّسول فاولئك مع الّذین انعم اللّه علیهم من النبیّین والصدّیقین والشهداء والصالحین»، كسانى كه خدا و رسول را پیروى كنند، آنان با كسانى هستند كه خدا آنها را نعمت داده است، از پیامبران، راستگویان، شهدا و صالحان. نساء، 69 و آیه 59 سوره مریم.
76) در آیات متعدّدى از قرآن ویژگىهاى گمراهان و غضب شدگان و مصادیق آنها بیان شده است كه براى نمونه به موارد ذیل اشاره مىشود:
* منافقان و مشركان و بدگمانان به خداوند. نساء، 116 و فتح، 6.
* كافران به آیات الهى و قاتلان انبیاء الهى. بقره، 61.
* اهل كتاب كه در برابر دعوت به حقّ سركشى كردهاند. آلعمران، 110 - 112.
* فراریان از جهاد. انفال، 16.
* پذیرندگان و جایگزین كنندگان كفر با ایمان. بقره، 108 و نحل، 106.
* پذیرندگان ولایت دشمنان خدا و دوستداران رابطهى با دش
منان خدا. ممتحنه، 1.
77) بقره، 47.
78) بقره، 61.
79) نساء، 46.
80) نساء، 161.
81) مائده، 24.
82) قل یا أهلالكتاب لاتَغلوا فى دینكم غیرالحقّ ولاتتّبعوا أهواءقوم قدضَلّوا منقبل وأضلّوا من قبل و أضلّوا عن سواءالسبیل» بگو: اى اهلكتاب! در دینتان به ناحقّ غلوّ نكنید وبه دنبال خواهشهاى گمراهانِ پیش از خود نروید، كه آنان افراد زیادى را گمراه كرده و از راه راست گمراه شدهاند. مائده، 77.
83) ضحى، 7.
84) محمّد، 1.
85) من یَتبدّل الكفر بالایمان فقد ضلّ سواء السبیل» بقره، 108.
86) و من یشرك باللَّه فقد ضل ضلالا بعیدا» نساء، 116.
87) و من یكفر باللَّه... فقد ضلّ» نساء، 136.
88) و من یعص اللَّه و رسوله فقد ضل» احزاب، 36.
89) لا تتخذوا عدوى و عدوكم اولیاء... و من یفعله منكم فقد ضل سواء السبیل» ممتحنه، 1.
90) اتّخذ الهه هَواه واضلّه اللَّه» جاثیه، 23.
91) جعلوا لِلّه انداداً لِیضلّوا عن سبیله» ابراهیم، 30.
92) وما یضلّ به الا الفاسقین» بقره، 26.
93) انّه من تولاّه فانّه یضلّه» حج، 4.
94) و ان كنتم من قبله لمن الضّالّین» بقره، 198.
- انسان در تربیت، نیازمند الگو مىباشد. انبیا، شهدا، صدّیقین وصالحان، نمونههاى زیباى انسانیّتاند. «صراط الّذین انعمت علیهم»
- آنچه از خداوند به انسان مىرسد، نعمت است. قهر و غضب را خود به وجود مىآوریم.(95) «انعمت، المغضوب علیهم»
- ابراز تنفّر از مغضوبان و گمراهان، جامعه اسلامى را در برابر پذیرش حكومت آنان، مقاوم و پایدار مىكند. «غیر المغضوب علیهم ولا الضّالّین»(96)
-----
95) درباره نعمت «أنعَمتَ» بكار رفته، ولى در مورد عذاب، نفرمود: «غَضبتَ» تو غضب كردى.
96) قرآن سفارش كرده است: «لا تَتولّوا قوماً غَضِب اللّه علیهم» هرگز سرپرستى گروه غضب شدگان الهى را نپذیرید. ممتحنه، 13.