#تفسیر_جوامع_الجامع
───── • ◆ • ─────
بَدِيعُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ ؛ اختراعكننده است آسمانها و زمين را. گفته مىشود: بدع الشيء فهو بديع يعنى اختراع كرد چيزى را پس او مخترع است، و «بديع السموات» از قبيل اضافۀ صفت مشبّه به فاعل خود مىباشد، يعنى «بديع سماواته و ارضه» و گفته شده «بديع» به معناى «مبدع» است. كُنْ فَيَكُونُ ؛ يعنى ايجاد شو، پس ايجاد مىشود. «كان» در اين جمله «تامة» است و منظور از جملۀ «كُنْ فَيَكُونُ» اين نيست كه خداوند يك فرمان لفظى با معنى «موجود باش» صادر مىكند، بلكه از باب مثال است و منظور اين است كه هنگامى ارادۀ او به وجود چيزى تعلّق گيرد و بخواهد ايجاد شود [خواه كوچك باشد يا بزرگ، پيچيده باشد يا ساده، به اندازۀ يك اتم باشد يا به اندازۀ مجموع آسمانها و زمين] بدون اين كه ميان اين اراده و پيدايش آن موجود حتى يك لحظه فاصله شود، موجود مىشود، همانند شخص مطيع و فرمانبرى كه هر گاه مأمور انجام كارى شود بلادرنگ امتثال نموده و از انجام آن خوددارى نمىكند. و با اين بيان خداى سبحان تأكيد كرده كه زاد و ولد نسبت داده شده به او محال است، زيرا كسى كه به محض ارادۀ يك چيز آن را ايجاد مىكند در كمال قدرت بسر برده و حال وى با حال اجسام از نظر زاد و ولد متفاوت است.
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────
#الجدید فی تفسیر المیزان المجید
⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻
۱۱۷ - بَدِيعُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ ... أي منشئهنّ لا من شيء وَ إِذٰا قَضىٰ أَمْراً قدّره و حتمه فَإِنَّمٰا يَقُولُ لَهُ: كُنْ فَيَكُونُ بعد أن يريده و يقصد إحداثه. و هذا كقوله تعالى: فَإِذٰا قَرَأْتَ اَلْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ ، أي إذا أردت أن تشرع في قراءته فاستعذ باللّه. و قوله سبحانه: فَإِنَّمٰا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ، جاء لتمثيل حصول ما تعلّقت به إرادته، بلا مهلة في الخارج بطاعة المأمور و بلا توقّف، لا أنّها كانت هناك حقيقة أمر و امتثال لأن خطاب المعدوم غير معقول، لأن المعدوم لا يصحّ أن يؤمر. و الحاصل أن المراد بالقضاء هو إرادته سبحانه و هي فعله خارجا، بلا لفظ و لا نطق بلسان و لا همّة و لا تفكّر سابق عليه.
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────