eitaa logo
یه آیه ✨
46 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
147 ویدیو
9 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم توفیق باشه هر روز یه آیه همراه با ترجمه ‌و تفسیر گذاشته خواهد شد ... و من الله التوفیق یا علی علیه‌السلام ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ در کانال تلاوت روزانه ↓ @Nafaahat هم همراه ما باشید. @ali_shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
───── • ◆ • ───── ترجمه : افراد ناآگاه گفتند: چرا خدا با ما سخن نمى‌گويد؟ و معجزه و نشانه‌اى بر خود ما نازل نمى‌كند؟ پيشينيان آنها نيز همين گونه سخن مى‌گفتند، دلها و افكارشان مشابه است، ولى ما (به اندازۀ كافى) آيات و نشانه‌ها را براى اهل يقين (و حقيقت‌جويان) روشن ساخته‌ايم. تفسير: وَ قٰالَ اَلَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ‌ ؛ و گفتند آنهايى كه نادانند. ← منظور از نادانان، مشركان عرب است و گفته شده منظور جاهلان از اهل كتاب مى‌باشد كه به خاطر عمل نكردن به كتاب از آنان نفى علم شده است. لَوْ لاٰ يُكَلِّمُنَا اَللّٰهُ‌ ؛ چرا خداوند با ما سخن نمى‌گويد. ← و معناى آن اين است كه چرا همان طور كه با موسى و ملائكه سخن گفت، به همان كيفيّت با ما سخن نمى‌گويد؟! و اين درخواست غير منطقى آنان از روى كبر و خودخواهى بود. أَوْ تَأْتِينٰا آيَةٌ‌ ؛ يا اين كه نشانه‌اى نمى‌آيد براى ما. ← منظور آنان از اين سخن انكار معجزه بودن آيات و نشانه‌هايى است كه برايشان آمده بود. كَذٰلِكَ قٰالَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ‌ ؛ اين چنين گفتند، پيشينيان مانند گفتار ايشان. ← منظور از پيشينيان يهود است، زيرا آنان بودند كه امور ممتنع را از موسى (علی نبینا و آله و علیه‌السلام) درخواست مى‌كردند. تَشٰابَهَتْ قُلُوبُهُمْ‌ ؛ دلهاى آنان همانند يكديگر است. ← يعنى دلهاى جاهلان از مشركان عرب با دلهاى يهود همانند است در عدم بصيرت و بينايى، مانند قول خداى سبحان دربارۀ مشركان عرب: «أ تواصوا به» (آيا پيشينيانشان آنان را به اين سخن كه گفتند او يا ساحر است يا ديوانه سفارش كرده‌اند؟). قَدْ بَيَّنَّا اَلْآيٰاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ‌ ؛ ما بيان كرديم نشانه‌ها را براى گروهى كه انصاف داده و در نتيجه يقين پيدا مى‌كنند كه اين آيات نشانه‌هاى الهى است و آنان بايد اقرار به آيات كرده و به وجود همانها اكتفاء نمايند. │ 💫 @ye_ayeh ╰๛────────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فی تفسیر المیزان المجید ⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻ ۱۱۸ - وَ قٰالَ اَلَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ‌ ... أي جهلة المشركين و متجاهلو أهل الكتاب لَوْ لاٰ يُكَلِّمُنَا اَللّٰهُ أَوْ تَأْتِينٰا آيَةٌ‌ و هذه المقالة منهم تشبه مقالتهم التي يحكي عنها في سورة المدّثر حين يقول عزّ من قائل: يريد كلّ امرئ منهم أن يؤتى صحفا منشّرة. و المقصود: هلاّ يكلّمنا اللّه كما كلّم موسى (علیه‌السلام) أو يوحي إلينا أنك رسوله. و قد قالوا ذلك استكبارا و عنادا بل طلبوا أن تأتيهم آية تدل على صدقك في دعوى أنك رسول من عند اللّه كالتي جاء بها موسى (علیه‌السلام): كالعصا، و يده البيضاء، و كما جاء عيسى: بإحياء الموتى و شفاء الأبرص و الأعمى، قالوها جحودا و استهانة بما جاءهم من الآيات، و استخفافا بما أخبر موسى و عيسى (علیهماالسلام) في كتابيهما من العلامات و الأوصاف الدّالة على صدقه في جميع ما يدّعيه و يتحدث به عن نبوّته كَذٰلِكَ قٰالَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ‌ في الأيام الماضية، قالوا مثل قولهم و طلبوا أن يكلّمهم اللّه أو أن تأتيهم آية، بل قال اليهود لنبيّهم موسى (علیه‌السلام): أرنا اللّه جهرة!. و قال النصارى للمسيح (علیه‌السلام): هل يستطيع ربّك أن ينزّل علينا مائدة من السماء؟. لذلك تَشٰابَهَتْ قُلُوبُهُمْ‌ أي أنّ‌ قلوب اللاحقين أشبهت قلوب السابقين في العمى و الضلالة و عدم قبول الحق قَدْ بَيَّنَّا اَلْآيٰاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ‌ أي أظهرناها و جعلناها غاية في الوضوح لأرباب اليقين، و لمن يصدّق و لا يعاند الحقائق. │ 💫 @ye_ayeh ╰๛────────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چرا خدا با ما سخن نمى گوید؟! ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ به تناسب بهانه جوئى هاى یهود در نخستین آیات فوق، سخن از گروه دیگرى از بهانه جویان است که ظاهراً همان مشرکان عرب بودند، مى فرماید: افراد بى اطلاع گفتند: چرا خدا با ما سخن نمى گوید؟ و چرا آیه و نشانه اى بر خود ما نازل نمى شود ؟ (وَ قالَ الَّذینَ لایَعْلَمُونَ لَوْ لا یُکَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتینا آیَةٌ). در حقیقت این گروه ـ که قرآن از آنها به عنوان اَلَّذِیْنَ لایَعْلَمُون (آنها که نمى دانند) یاد کرده، دو درخواست غیر منطقى داشتند: ۱ ـ چرا خداوند مستقیماً با ما سخن نمى گوید؟ ۲ ـ چرا آیه اى بر خود ما نازل نمى شود؟ قرآن در پاسخ این ادعاهاى لجوجانه و خودخواهانه مى گوید: پیشینیان آنها نیز همین گونه سخنان داشتند، دل ها و افکارشان مشابه است، ولى ما آیات و نشانه ها را (به مقدار کافى) براى آنها که حقیقت جو و اهل یقین هستند روشن ساختیم (کَذلِکَ قالَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَیَّنَّا الآْیاتِ لِقَوْم یُوقِنُونَ). اگر به راستى منظور آنها درک حقیقت و واقعیت است، همین آیات را که بر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نازل کردیم نشانه روشنى بر صدق گفتار او است. چه لزومى دارد که بر هر یک یک از افراد، مستقیماً و مستقلاً آیاتى نازل شود؟ و چه معنى دارد که من اصرار کنم باید خدا مستقیماً با خود من سخن بگوید؟! نظیر این سخن را در سوره مدثر آیه ۵۲ نیز مى خوانیم: بَلْ یُرِیْدُ کُلُّ امْرِئ مِنْهُمْ أَنْ یُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً: هر یک از آنها انتظار دارند اوراق متعددى از آیات بر آنها نازل گردد! چه انتظار بى جائى !! اصولاً این کار، علاوه بر این که هیچ گونه ضرورتى ندارد بر خلاف حکمت پروردگار است; زیرا: اوّلاً ـ اثبات صدق پیامبران براى همه مردم از طریق آیاتى که بر خود آنها نازل مى شود کاملاً ممکن است. ثانیاً ـ نزول آیات و معجزات بر هر کس ممکن نیست، یک نوع شایستگى و آمادگى و پاکى روح لازم دارد، این درست به آن مى ماند که انتظار داشته باشیم تمام سیم هاى شبکه وسیع برق یک شهر (اعم از سیم هاى قوى و بسیار نازک) به همان برق ⚡️ فوق العاده نیرومندى که به نخستین کابل هاى قوى منتقل مى شود، وصل باشند، مسلماً این انتظار، انتظار غلط و نابجائى است، آن مهندسى که آن سیم ها را براى انجام وظائف مختلف تنظیم نموده سهم همه آنها را منظور کرده، بعضى بلاواسطه از مولد برق نیرو مى گیرند و بعضى با واسطه، با ولتاژهاى مختلف. * * *
آیه بعد، روى سخن را به پیامبر کرده و وظیفه او را در برابر این درخواست معجزات اقتراحى و بهانه جوئى هاى دیگر مشخص مى کند مى فرماید: ما تو را به حق براى بشارت و انذار (مردم جهان) فرستادیم (إِنّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشیراً وَ نَذیراً). تو وظیفه دارى دستورات ما را براى همه مردم بیان کنى، معجزات را به آنها نشان دهى و حقایق را با منطق تبیین نمائى، و این دعوت باید توأم با تشویق نیکوکاران، و بیم دادن بدکاران، باشد، این وظیفه تو است. اما اگر گروهى از آنها بعد از انجام این رسالت ایمان نیاوردند تو مسئول گمراهى دوزخیان نیستى (وَ لاتُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحیمِ). * * *
نکته ها: ۱ ـ دل هاى آنها همانند یکدیگر است ... در آیات فوق خواندیم که قرآن مى گوید: این بهانه گیرى ها تازگى ندارد، اقوام منحرف پیشین نیز همین حرف ها را داشتند، گوئى دل هاى آنها درست همانند هم ساخته شده. این تعبیر اشاره به این نکته نیز مى باشد که گذشت زمان و تعلیمات پیامبران مى بایست این اثر را گذارده باشد که نسل هاى آینده سهم بیشترى از پیدا کنند و سخنان بى اساسى که نشانه نهایت جهل و نادانى است کنار بگذارند. اما متأسفانه این گروه از این برنامه تکاملى هیچ گونه سهمى نبرده اند، همچنان در جا مى زنند، گوئى به هزاران سال قبل تعلق دارند و گذشت زمان کمترین تکانى به فکر آنها نداده است. * * * ۲ ـ دو اصل مهم تربیتى بشارت و انذار یا تشویق و تهدید بخش مهمى از انگیزه هاى تربیتى و حرکت هاى اجتماعى را تشکیل مى دهد، آدمى هم باید در برابر انجام کار نیک تشویق شود، و هم در برابر کار بد توبیخ بیند تا آمادگى بیشترى براى پیمودن مسیر اول و گام نگذاردن در مسیر دوم پیدا کند. تشویق به تنهائى براى رسیدن به تکامل فرد یا جامعه کافى نیست; زیرا انسان در این صورت مطمئن است انجام گناه خطرى براى او ندارد. فى المثل مى بینیم: پیروان کنونى مسیح(علیه السلام) عقیده به فداء دارند، و معتقدند حضرت مسیح(علیه السلام) فداى گناهان آنها گردیده، حتى رهبرانشان گاه سند بهشت به آنها مى فروشند و گاه گناهشان را از طرف خدا مى بخشند! مسلماً چنین جمعیتى به آسانى مرتکب گناه مى شود. در قاموس کتاب مقدس مى خوانیم: ... فدا نیز اشاره به کفاره خون گران بهاى مسیح است که گناه جمیع ماها بر او گذارده شد و گناهان ما را در جسد خود بر صلیب متحمل شد ! 😳 مسلماً این منطق نادرست افراد را در ارتکاب گناه جسور مى کند. کوتاه سخن این که آنها که تصور مى کنند تنها تشویق براى انسان (اعم از کودکان و بزرگسالان) کافى است، و باید تنبیه، تهدید و کیفر را به کلى شُست و کنار گذاشت، سخت در اشتباهند، همان گونه که پایه تربیت را تنها بر ترس 😨 و تهدید گذاردن و از جنبه هاى تشویقى غافل بودن نیز گمراهى و بى خبرى است. این هر دو گروه در شناخت انسان در اشتباهند; توجه ندارند: انسان مجموعه اى است از بیم و امید، از حُبّ ذات و علاقه به حیات، و نفرت از فناء و نیستى، ترکیبى است از جلب منفعت و دفع ضرر. آیا انسانى که ابعاد روح او را این دو تشکیل مى دهد، ممکن است پایه تربیتش تنها روى یک قسمت باشد؟ مخصوصاً تعادل میان این دو لازم است که: اگر تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است. و اگر بیم و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه اش یأس و نومیدى و خاموش شدن شعله هاى عشق و تحرک است. درست به همین دلیل در آیات قرآن، نذیر و بشیر یا انذار و بشارت در کنار هم قرار گرفته، حتى گاهى بشارت بر انذار مقدم است، مانند آیه مورد بحث، (بَشِیراً وَ نَذِیراً) و گاه به عکس، نذیر بر بشیر تقدم یافته، مانند آیه ۱۸۸ سوره اعراف : إِنْ أَنَا إِلاّ نَذیرٌ وَ بَشیرٌ لِقَوْم یُؤْمِنُونَ: من بیم دهنده و بشارت دهنده ام براى افرادى که ایمان مى آورند . هر چند در اکثر آیات قرآن، بشارت مقدم داشته شده این نیز ممکن است به خاطر این باشد که در مجموع، رحمت خدا بر عذاب و غضب او پیشى گرفته است (یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ).(¹) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ مصباح المتهجد ، صفحات ۴۴۲ و ۶۹۶ (مؤسسه فقه الشیعة، بیروت) ـ کتاب المزار ، صفحه ۱۶۱ (کنگره شیخ مفید) ـ بحار الانوار ، جلد ۹۱، صفحات ۲۳۹ و ۳۸۶، و جلد ۹۵، صفحه ۲۳۲. │✨ @Nafaahat │ 💫 @ye_ayeh ╰๛────────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا