شب شهادت مادرمان زهرا(س)، دلتنگیست که امانم را بریده...
ولیکن آنگاه که کنار مزارت زانو زدم، احساس کردم نوری به قلبم وارد شد و کمی از دلتنگی ام کاست.
شاید حضور مادر باعث شده بود که باری از دوش قلبم برداشته شود...
شاید او مادرانه سرم را به آغوش کشیده بود، و این تو بودی که مادر را به اینجا کشیدی!
وگرنه من کجا و آغوش مادر کجا؟