بعضی وقتا آدم کلی مسیر پیش و روش میبینه... مقصد هیچکدومم معلوم نیست و فقط میتونی حدس بزنی...
به طرز عجیبی اون مسیری که فکر می کردی قراره بهترین مسیر باشه یهو بدترین مسیر میشه و بدترین مسیر توی سرت یهویی به نظر بهترین مسیر میاد.
من دست بر سنگها میکشم تا آرام بگیرم؛ آنها در سکوتی ایستادهاند که هزاران سال رنجِ جهان نتوانسته خطی بر استواریشان بیفکند.
- 📜| نامههایی به لو آندرهآس سالومه _راینر ماریا ریلکه
چه روز های کثیفی! خورشید هر روز در چرك و خون طلوع میکند و در لجن مرداب غروب میکند. صبح ها دلم نمیخواهد بیدار شوم و شب ها نمیتوانم درست بخوابم. روزم در دلمشغولی و شبم در خواب و بیدار میگذرد.
📖|روزها در راه_شاهرخ مسکوب
موسیقی تنها دارویی است که بدون آنکه دردی را درمان کند، زیستن در میان آوارِ خاطرات را تابآور میسازد.
-📖| خلسه و خاطره_امیل سیوران