eitaa logo
یُتلی
120 دنبال‌کننده
93 عکس
4 ویدیو
0 فایل
​«یُتلی»؛ تلاوتِ مدامِ نور است در گوشِ جان، تا در تنگنای عادت نپوسیم. توشه‌ای از قرآن، حدیث و عبرت‌های تاریخ، برای وسعتِ جان و حرکت. هرگونه بازنشر و استفاده از نوشته‌ها بدون ذکر منبع جایز نیست. ✉️ @saele110
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آدم‌ها در تنورِ ادعاها آدم‌ها همیشه اسیرِ شلوغی‌ها و شعارهای بزرگ می‌شوند. ما دوست داریم با ادعاهایمان وزن بگیریم و خودمان را در آینه‌ی کلماتِ قشنگ تماشا کنیم؛ اما سنتِ خدا این است که تاریخ همیشه «تنورهایی» دارد تا عیارِ واقعیِ این ادعاها را بسنجد. انسان تا در کوره‌ی ابتلاء نسوزد، شکل نمی‌گیرد. در غبارِ پرالتهابِ سال ۱۳۲ هجری، بازارِ قیام و ادعا داغ بود. نامه‌های ابومسلم خراسانی با پیشنهادِ صد هزار شمشیرِ آخته به سمت مدینه سرازیر می‌شد. اما صادقِ آل محمد (علیه السلام) به این هیاهوها و سیاهی‌لشکرها نگاه نمی‌کرد. امام صادق (ع) به دنبالِ عدد و رقم نبود؛ ایشان می‌دانستند که با آدم‌های پوشالی نمی‌شود بارِ حقیقت را به مقصد رساند. امام صادق (ع) در جبهه‌ای می‌جنگید که یک سویش شمشیرهای بنی‌عباس بود و سوی دیگرش، جریانِ خطرناکِ «غُلات»؛ همان‌هایی که با غلوهای بی‌اساس و بالا بردنِ کاذبِ مقامات، می‌خواستند رویِ تنبلیِ خودشان سرپوش بگذارند و مسئولیت و عمل را از دوشِ انسان بردارند. در این بازارِ آشفته، امام صادق (ع) دست به معماریِ بزرگی زد. ایشان خشت به خشت، تمدنی را روی ستون‌های عقلانیت و تسلیم بنا کرد تا مرزِ میانِ «شیعه‌ی شعاری» و «شیعه‌ی تنوری» را برای همیشه روشن کند. شیعه‌ی شعاری، برای دین‌داری‌اش چرتکه می‌اندازد؛ اما شیعه‌ی تنوری جنسش فرق دارد. روزی مردی مدعی از خراسان آمد و به امام صادق (ع) عرضه داشت که شما هزاران شیعه‌ی فدایی دارید، پس چرا قیام نمی‌کنید؟ در همان لحظه «هارون مکی»، از یاران خالص و بی‌ادعای حضرت، وارد شد. وقتی امام صادق (ع) برای نشان دادن حقیقت به مرد خراسانی، رو به هارون کرد و فرمود: «کفش‌هایت را دربیاور و برو داخل تنورِ پر از آتش»، هارون نپرسید چرا؟ درنگ و تحلیل نکرد؛ فقط تسلیم بود و بی‌محابا میان شعله‌ها نشست. امام صادق (ع) با این کار نشان داد که شیعه‌ی واقعی اهل عمل است، نه ادعا. این همان نهایتِ عقلانیت است که وقتی به ولایت می‌رسد، سرکشی نمی‌کند، بلکه زانو می‌زند تا بزرگ شود. اما تاوانِ این بیداری و انسان‌سازی چه بود؟ تاوانِ ایستادن در برابرِ تحجر، غلو و قدرت‌طلبی؟ اینکه نیمه‌شب، پاسخِ آن‌همه نور را با کینه‌ی شعله‌های آتش بدهند. هیزم‌ها که گُر گرفت و آتش به درِ خانه‌ی پیرمردِ مدینه رسید، امام صادق (ع) از میانِ دود و شعله گذشت و فرمود: «منم فرزندِ ابراهیمِ خلیل...» شعله‌ها خاموش شد، اما خدا می‌داند آن شب، بغضِ سنگینِ امام صادق (ع) برای سوختنِ درِ خانه‌اش نبود؛ دلِ شکسته‌ی او، داشت روضه‌ی درِ نیم‌سوخته‌ی کوچه‌های مدینه و خیمه‌های گُرگرفته‌ی عصر عاشورا را مرور می‌کرد... شهادت صادقِ آل محمد (ص) تسلیت باد. حرم سیدالکریم عبدالعظیم حسنی علیه السلام ۲۵ فرودین ۱۴۰۵ @yotla98
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🍃🌸 «دخترانی در مسیر وسعت و ابدیت» قرآن کریم وقتی می‌خواهد از اوج‌گیری و وسعت روح انسان سخن بگوید، معطل جنسیت نمی‌ماند. در مسیر رشد، انسان‌ها با «ظرفیت‌هایشان» سنجیده می‌شوند. انسانی که قدر و قیمت خود را فهمید و به غنای درونی رسید، دیگر به جلوه‌گری‌های سطحی و اسارت در نگاه‌ها راضی نمی‌شود؛ بلکه سرمایه‌اش را خرجِ اتصالی عمیق‌تر می‌کند. درست در همین نقطه است که عظمت یک دختر، نه در عرضه کردن ظواهر، که در سنگینی وجود، عفاف و قدرت تشخیص او معنا می‌یابد. قرآن با نگاهی عمیق، برای تجلی این عظمت، سه پرده را به تصویر می‌کشد: ۱️⃣ صفورا؛ تجلیِ حیا و قدرت تشخیص هنگامی که قرآن کریم از دختر شعیب حرف می‌زند، روی سنگینی گام‌هایش دست می‌گذارد و می‌فرماید «تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ»؛ او بر مدار حیا راه می‌رود. حیا در این تصویر قرآنی تنها یک شرم دخترانه و احساس روانیِ زودگذر نیست، بلکه تمامِ گام برداشتنِ او بر پایه و ساختارِ حیا استوار شده است. صفورا دختری است که مالک خویشتن است و در محیط حل نشده است. همین غنای درونی به او چنان قدرت تحلیلی می‌دهد که فراتر از ظاهرِ خسته و آواره‌ی موسی، عیارِ روحِ او را می‌سنجد. به پدر پیشنهاد می‌دهد که او را به کار بگیرد، چون هم «قوت» دارد و هم «امانت». صفورا نشان داد دختری که در درون شکل گرفته باشد، حضورش حتی برای هدایتِ تصمیمِ یک پیامبر، جهت‌ساز می‌شود. ۲️⃣ مریم؛ وسعتِ محراب و انقطاع الی‌الله مریم (س) دختری است که نذرِ معبد شد، اما در حصارِ خشت و گل متوقف نماند. او با انقطاع از اسبابِ مادی، چنان در پیوند با حق وسعت گرفت و ظرفیت پیدا کرد که مائده آسمانی روزی‌اش شد. اوج این طهارت و ایستادگی آنجاست که فرشته الهی در شمایل یک مردِ تمام‌عیار بر او ظاهر می‌شود و او در اوج خلوت، با صلابتی برآمده از تقوا به او نهیب می‌زند و با کلامِ «إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَٰنِ»، پناهگاه خود را وسعتِ رحمتِ خدا معرفی می‌کند. این دختر، ظرفیتش چنان در اتصال با غیب بزرگ می‌شود که خداوند او را برمی‌گزیند و آغوشش، مهدِ پرورشِ کلمة‌الله می‌گردد. ۳️⃣ فاطمه (س)؛ تجلیِ بی‌نهایتِ کوثر هنگامی که دشمنان، پیامبر (ص) را ابتر و بی‌دنباله می‌خواندند، خداوند با ندای «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ» به او خیرِ کثیری داد که جوششِ آن، امتدادِ تاریخِ انسان را سیراب می‌کند. فاطمه (سلام‌الله‌علیها) دختری بود که ظرفیتش از مدار زمان فراتر رفت؛ تا جایی که برای پدرِ خسته‌اش، مادری می‌کرد و شد «ام‌ابیها». عظمت او در این است که حلقه وصل و محورِ رسالت و ولایت است. ایستادگی، خطبه‌ها و شهودِ او نشان داد که خیمه هدایتِ بشر، چگونه بر عمقِ وجود و ظرفیتِ بی‌کرانِ یک زن استوار می‌شود. 🔹 و اما دختر در خانه... در نگاه مکتب ما، دختر بودن یک ظرفیت ویژه برای نزول رحمت است. رسول خدا (ص) فرمودند: «نِعْمَ الْوَلَدُ، الْبَناتِ»؛ چه خوب فرزندانی هستند دختران. این تنها یک دلداری عاطفی نیست، یک حقیقتِ تکوینی است که برکت را به جریان می‌اندازد. در روایات ما آمده است که هیچ خانه‌ای نیست که در آن دخترانی باشند، مگر آنکه هر روز 12 برکت و رحمت آسمانی بر آن خانه فرود می‌آید. قدر این ظرفیت‌های نزولِ رحمت را بدانیم. خانه‌ای که در آن دختر با تربیتِ الهی نفس می‌کشد، معبرِ مدامِ فرشتگان است. ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ شب اول ذی القعده حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام 🆔 @yotla98
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🍃🌸 «انسانِ تراز در مسیر وسعت، سنت تمحیص و محوریت رهبری» قرآن کریم در آیات سوره مبارکه آل‌عمران، وقتی می‌خواهد از اوج‌گیری و وسعت روح انسان سخن بگوید، بر یک حقیقت تکوینی و قانون قطعی تأکید می‌کند: «سنت تمحیص» (وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا). در مسیر رشد و تمدن‌سازی، انسان‌ها با «ظرفیت‌هایشان» در کوره حوادث سنجیده می‌شوند. اما مهم‌ترین شاخص در این غربالگری، نسبتِ انسان با «ستونِ خیمه‌ی حق» یعنی رهبری الهی است. قرآن کریم با نگاهی عمیق، برای تجلی این عظمت در کوره حوادث، سه پرده از غزوات اُحد و حمراء الاسد را به تصویر می‌کشد: ۱️⃣ اُحد؛ خطای نگاه فردی و غفلت از محوریت رهبر اُحد با شکست ظاهری و داغ شهادت بیش از ۷۰ نفر، یک زلزله شناختی بود. اما ریشه این بحران کجا بود؟ ریشه در نگاه فردی و رها کردنِ فرمانِ صریحِ رهبری (پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر روی تپه کمانداران بود. وقتی جامعه به جای تبعیت محض از ستون و محورِ حرکت، به محاسبات فردی و منفعت‌طلبی روی آورد، ضربه می‌خورد. اُحد نشان داد که غفلت از رهبری به عنوان عمودِ خیمه، چگونه دستاوردهای یک امت را به مسلخ می‌برد. این فروپاشی، آغازِ سنت تمحیص برای عبور از «فردیت» به «ولایت‌مداری» بود. ۲️⃣ حمراء الاسد؛ جبران خطا و تجلیِ اطاعت محض فردای اُحد، فرمان خاص پیامبر (ص) صادر شد: «تعقیب دشمن، تنها با حضور مجروحانِ دیروز!» این بار، جامعه درس گرفته بود. قرآن کریم این لبیکِ عاشقانه را چنین می‌ستاید: *"الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ..."* (آل‌عمران/۱۷۲). مسلمانان فهمیدند که جبران خطای اُحد، تنها در گره خوردنِ مجدد به اراده‌ی رهبر است. آن‌ها با تن‌های مجروح لبیک گفتند و نشان دادند تولد «انسان تراز» زمانی رخ می‌دهد که انسان بر مدارِ اطاعت محض از ولیّ خدا گام بردارد و رهبری را فصل‌الخطاب بداند. ۳️⃣ حَسْبُنَا اللَّهُ؛ اوجِ انقطاع الی‌الله در سایه هدایت ولی زمان هنگامی که دشمن با شایعه لشکری عظیم قصد رعب‌افکنی داشت، این انسان‌های پالایش‌یافته که اکنون در سایه فرمانِ رهبر انسجام یافته‌اند، با صلابتی برآمده از تقوا، کلامِ «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» را فریاد زدند (آل‌عمران/۱۷۳). ظرفیت آن‌ها در این پیوندِ توحیدی و ولایی چنان بزرگ شد که خداوند بدون پرتاب حتی یک تیر، هیمنه دشمن را در هم شکست. 🔹 رهبری؛ ستون خیمه در بحران‌ها و مسیر تمدن‌سازی در مکتب اسلام، بحران‌ها و سختی‌ها یک ظرفیت ویژه برای نزول رحمت و اجرای سنت تمحیص‌اند. غزوه حمراء الاسد به ما می‌آموزد که خیمه هدایت و تمدنِ بشر، تنها و تنها بر محوریتِ «رهبری الهی» استوار می‌شود. لازمه‌ی قطعی و گریزناپذیرِ حضور در هندسه‌ی «تمدن الهی»، عبورِ موفقیت‌آمیز از کوره گدازانِ تمحیص و درکِ جایگاه رهبر به عنوان ستونِ خیمه است. خطای اُحد به ما نشان داد که «تصمیمات فردیِ منقطع از ولی» سمّ مهلکِ تمدن‌سازی است. انسانی که می‌خواهد بارِ سنگینِ تمدن‌سازی را بر دوش بکشد، باید در بحران‌ها ذوب شود تا پوسته‌ی منیّت و اجتهادهای فردی در او فرو بریزد. قدر این ظرفیت‌های خالص‌ساز را بدانیم؛ چرا که تنها انسانی که در سخت‌ترین شرایط، چشم به انگشتِ اشارتِ رهبر دارد، می‌تواند معبرِ نصرت الهی باشد و جامعه را به سوی قله‌های تمدن توحیدی رهنمون سازد. ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🆔 @yotla98
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🍃🌸 «توهم مصونیت و مرزهای معاشرت» آدمی در مسیر رشد، تنها با داشته‌های درونی و عقایدش وزن نمی‌شود؛ بلکه پیوندها، رابطه‌ها و همنشینی‌هایش نیز در این شدن و تحول، سهمی قطعی دارند. گاهی گره خوردن به یک رابطه‌ی غلط، تمامِ بافتِ ایمانی انسان را از هم می‌شکافد. امام رضا (علیه‌السلام) در تذکری عمیق، انگشت روی همین نقطه می‌گذارند. ایشان هنگامی که یکی از یاران خود را در ارتباط با فردی دیدند که نگاهی مخدوش و انحرافی به ذات پروردگار داشت، او را مورد عتاب قرار داده و فرمودند: «چرا تو را با فلانی همنشین می‌بینم؟» آن صحابی پاسخ داد: «فدایت شوم، او دایی من است.» امام (علیه‌السلام) با صراحتی تکان‌دهنده مرزها را مشخص کرده و فرمودند: «او درباره خداوند متعال سخنان ناروایی می‌گوید؛ پس یا با او همنشین باش و ما را ترک کن، و یا با ما باش و از او دوری گزین.» اما انسان، معمولاً مبتلای به «توهم مصونیت» است. آن صحابی، با تکیه بر پیوند خویشاوندی و با این خیالِ خام که در برابر انحرافات نفوذناپذیر است، سعی در توجیهِ این ارتباط کرد و پرسید: «وقتی من عقاید او را نمی‌پذیرم و حرف‌هایش را قبول ندارم، همنشینی با او چه آسیبی به من می‌رساند؟» این همان نقطه‌ی لغزشی است که ما نیز غالباً خیال می‌کنیم در برابر امواج محیط، رویین‌تن شده‌ایم و می‌توانیم در کانونِ آلودگی بنشینیم و پاک بمانیم. امام (علیه‌السلام) برای درهم شکستن این حصارِ خیالی، پرده از یک سنتِ سنگین و تکوینی برمی‌دارند و قصه یکی از یاران حضرت موسی (علیه‌السلام) را پیش می‌کشند. جوانی موحد که از سرِ دلسوزی و برای موعظه، با پدرِ فرعونی‌اش همراه شد و از محوریتِ ولیّ خدا (حضرت موسی) عقب ماند. وقتی سنتِ الهی بر ریزشِ عذاب قرار گرفت، موج، هر دو را با هم به کام خود کشید. پیامبر خدا فرمود: «او در رحمت خداست، اما چون عذاب فرود آید، از آن کس که نزدیک و همنشینِ گنهکار است، دفع نخواهد شد.» اینجا، صحنه‌ی شوخی‌برداری نیست. وقتی عذاب و نقمتِ الهی در جایی خیمه می‌زند، ترکش‌هایش تمام کسانی را که در شعاعِ آن انحراف ایستاده‌اند، درگیر می‌کند؛ حتی اگر قلبشان با آن‌ها نباشد. در مسیرِ حرکت به سوی توحید، مدارِ رابطه‌ها را «ولایت» تنظیم می‌کند، نه صرفاً خون و عاطفه. تسامح در مرزبندی‌ها به هوای دلسوزی یا خویشاوندی، گاهی ما را چنان از مدارِ ولیّ خدا دور می‌کند که ناخواسته در طوفانِ هلاکتِ دیگران غرق می‌شویم. صیانت از خویش، قاطعیت می‌خواهد؛ قاطعیتی از جنسِ بریدن از سایه‌ها و ایستادن در زیر آفتابِ ولایت. ۱۴۰۵/۰۲/۰۸ شب ولادت حضرت رضا علیه السلام 🆔 @yotla98
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا