eitaa logo
یُتلی
120 دنبال‌کننده
93 عکس
4 ویدیو
0 فایل
​«یُتلی»؛ تلاوتِ مدامِ نور است در گوشِ جان، تا در تنگنای عادت نپوسیم. توشه‌ای از قرآن، حدیث و عبرت‌های تاریخ، برای وسعتِ جان و حرکت. هرگونه بازنشر و استفاده از نوشته‌ها بدون ذکر منبع جایز نیست. ✉️ @saele110
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
معماری شخصیت مؤمن در پرتو منشور پنج‌گانه وصیت امام جواد (علیه‌السلام) امامت و ولایت، تابع ظرفیت و وسعت روح است، نه تقویم و گذر عمر؛ همان‌طور که عیسی (علیه‌السلام) در گهواره لب به سخن گشود و یحیی (علیه‌السلام) در کودکی به مقام حُکم رسید، جوادالائمه (علیه‌السلام) نیز در همان اوان کودکی، خورشید هدایت و مخزن علم لدّنی زمانه گشت. زندگی سراسر بندگیِ این امام همام، نقشه‌ای دقیق برای قد کشیدنِ روح و خروج از حصار «خود» است. در این مجال، به سراغ منشوری گران‌سنگ از ایشان می‌رویم؛ ۵ اصل بنیادین که معماری شخصیت یک سالک را از پایه بنا می‌کند (تحف العقول، ص 455). مردی از امام جواد (علیه‌السلام) درخواست موعظه کرد. حضرت فرمودند: «آیا می‌پذیری؟» مرد گفت: آری. امام(ع) این ۵ اصل طلایی را که دربردارنده عالی‌ترین درجات سیر و سلوک است، بیان فرمودند: ۱.**تَوَسَّدِ الصَّبْرَ (صبر را بالین خود قرار ده)** صبر، تنها یک تحملِ انفعالی نیست؛ بلکه بستر و تکیه‌گاهی است که مؤمن در کوران ابتلائات، انجام طاعات و پرهیز از معاصی بر آن آرام می‌گیرد. تجلی این اصل در سیره آن حضرت، حلم و استقامت کوه‌گونه ایشان در برابر دسیسه‌های پیچیده دوران بود. ۲.**وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ (فقر [و نیازمندی به خدا] را در آغوش بگیر)** فقر در اینجا، تهیدستیِ مادی نیست؛ بلکه درک عمیق و در آغوش کشیدنِ فقر ذاتی انسان در برابر غنای مطلق پروردگار است. سالک تا به مقام اضطرار و فقرِ الی‌الله نرسد، بنای بندگی‌اش مستحکم نمی‌شود. ۳.**وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ (شهوات را رها کن)** پس زدن جاذبه‌های کاذب و تمایلات نفسانی که بال پرواز روح را می‌بندند. زهد حیرت‌انگیز امام جواد (علیه‌السلام) در قلب کاخ پر زرق و برق مأمون، درخشان‌ترین تفسیر عملیِ طرد شهوات دنیوی است. ۴.**وَ خَالِفِ الْهَوَى (با هوای نفس مخالفت کن)** هوای نفس، قطب‌نمای انحراف و پرتگاه سقوط انسان است. مخالفت با این کشش‌های درونی، موتور محرکِ تقوا و شرط لازم برای خروج از خودمحوری به سمت خدامحوری است. ۵.**وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ (و بدان که هرگز از چشم خدا پنهان نیستی، پس بنگر چگونه‌ای)** این اصل، اوج معماری شخصیت و رسیدن به مقام مراقبه و شهود است. وقتی سالک با تمام وجود درک کند که در محضر دائم پروردگار است، خلوت و جلوتش یکی می‌شود و این نگاه توحیدی، ضامنِ اجرای دقیق چهار اصل پیشین خواهد بود. شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵-حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام 🆔 @yotla98
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿 تجلی آرامش در نگاه یار؛ تحلیلی بر یک پیوند آسمانی امیرالمؤمنین علیه السلام در توصیف همسر والامقامشان می‌فرمایند: «فَوَاللّهِ لا اَغْضَبَتْنى وَلا عَصَتْ لى اَمْرا. وَلَقَدْ كُنْتُ اَنْظُرُ اِلَيْها فَتَنْكَشِفُ عَنِّى الْهُمُومُ وَ الأَحْزانُ» ترجمه: به خدا قسم فاطمه هیچگاه مرا به خشم نیاورد و از فرمان من سرپیچی نکرد و هرگاه که به او می‌نگریستم، نگرانی‌ها و غم‌ها از من زدوده می‌شد. 📚 کشف الغمة، ج ١، ص ٣۶٣ 🔸 دیباچه: در نگاه تربیتی و توحیدی، ازدواج و تشکیل خانواده صرفاً پاسخی به نیازهای غریزی و یا ایجاد یک سرپناه رفاهی نیست؛ بلکه پیوندی برای «حرکت»، «سلوک» و به دوش کشیدن بارهای سنگینِ رسالتِ انسانی است. با این رویکرد، روایت فوق ابعاد عمیق‌تری پیدا می‌کند: ۱. آرامشِ از جنسِ انکشاف، نه انفعال: وقتی علی (ع) می‌فرمایند «فَتَنْكَشِفُ عَنِّى الْهُمُومُ» (غم‌هایم زدوده می‌شد)، این آرامش یک تسکینِ سطحی و روان‌شناختی نیست. علی (ع) مردِ میدان‌های سخت و درگیری با جهالت‌ها و عداوت‌هاست. وقتی او به خانه بازمی‌گردد، دیدنِ فاطمه (س) به عنوان یک «هم‌سنگر»، یک «هم‌هدف» و روحی که وسعتش بارِ هستی را می‌کشد، غبارِ خستگیِ راه را از جانِ او می‌شوید. آرامش در خانه، یعنی مرد در همسرش تداومِ مسیرِ حق را ببیند. ۲. همراهیِ آگاهانه، رازِ طراوتِ خانه: عبارتِ «لا اَغْضَبَتْنى وَلا عَصَتْ لى اَمْرا» (مرا خشمگین نکرد و نافرمانی ننمود)، نشان‌دهنده اطاعتِ کورکورانه نیست؛ بلکه نشان‌دهنده اوجِ «معرفت» حضرت زهرا (س) به جایگاه ولایت و مدیریتِ مرد در نظامِ خانواده است. زنی که هم‌جهت با همسرش حرکت می‌کند، اصطکاک‌های فرسایشی درون خانه را به صفر می‌رساند. همین فقدانِ اصطکاک و هم‌افزاییِ روحی است که خانه را به لنگرگاهِ آرامش تبدیل می‌کند. ۳. هنرِ زن در وسعت‌بخشی به روح مرد: مرد در مواجهه با تضادهای بیرون از خانه، دچار «هموم و احزان» (گرفتاری‌ها و اندوه‌ها) می‌شود. هنر بزرگ و عرفانِ عملیِ یک زن در خانواده این است که با لطافت، درکِ متقابل و پرهیز از تحمیلِ بارهای اضافهِ مادی و روانی، ظرفیتِ روح همسرش را وسعت ببخشد. نگاه به چنین زنی، یادآورِ خدا و هدفِ نهاییِ خلقت است و همین نگاه، گره‌گشای اندوه‌های مرد می‌شود. 📌 خلاصه کلام: آرامشِ واقعیِ خانه در گروِ هم‌هدفیِ زن و شوهر است. زنی که با مدیریتِ عاطفی و همراهیِ مؤمنانه، خانه را به قرارگاهی برای تجدید قوای معنویِ همسرش تبدیل می‌کند، در واقع در تمامِ مجاهدت‌های بیرون از خانه‌ی او شریک است. این همان کیمیایی است که در نگاهِ علی (ع) به فاطمه (س) متجلی می‌شد. ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ اول ذی القعده ۱۴۴۷ 🆔@yotla98
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿 قدرت؛ امانت الهی واکاوی هندسه معرفتی مدیریت در مکتب حسینی امام حسین (علیه‌السلام) در راهبردی‌ترین تبیین از جایگاه مسئولیت می‌فرمایند: "«اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ»" ترجمه: بدانید که نیازهای مردم به سوی شما از نعمت‌های خداوند بر شماست، پس از این نعمت‌ها خسته نشوید. 📚 تحف العقول، ص ۲۴۵ 🔸 دیباچه: در مکاتب مادی‌گرایانه، قدرت غالباً ابزاری برای تسلط بر دیگران و کسب اعتبار تلقی می‌شود؛ اما در اندیشه تمدن‌ساز اسلام، حکمرانی یک «امانت الهی» و بستری برای تجلی روح توحید است. در منطق قرآن، انسانِ مسئول، خلیفه خداوند است و باید آینه تمام‌نمای صفتِ رحمت الهی باشد. قرآن هشدار می‌دهد که طغیان انسان از احساس بی‌نیازی و فاصله گرفتن از درد جامعه آغاز می‌شود (أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى). برای درک عمق این نگاه توحیدی به مدیریت، باید کلام نورانی امام حسین (علیه‌السلام) را در ۴ محور واکاوی کرد: ۱. «اعْلَمُوا» (بدانید)؛ تقدم معرفت بر عمل: امام (ع) کلام خود را با «بدانید» آغاز می‌کنند. این یعنی پیش از هرگونه اقدام اجرایی، نیازمند یک تغییر نگرش اساسی هستیم. مدیر در نظام اسلامی باید با تمام وجود درک کند که خدمت به خلق، یک وظیفه خشک اداری نیست، بلکه متن دین، پایه تعاون اجتماعی (وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى) و اساس کار است. ۲. «حَوَائِجَ النَّاسِ»؛ گستره نیازها و حفظ کرامت انسانی: «حوائج» تنها نیازهای مادی نیست؛ بلکه شامل نیاز به تکریم، شنیده شدنِ درددل‌ها، امنیت روانی و برقراری عدالت است. کلمه «الناس» نیز مطلق است و مرز نمی‌شناسد. قانونِ خشک اداری برای رفع این حوائج کافی نیست، بلکه مدیر تراز اسلامی باید قانون را با روح «احسان» و محبت عجین کند تا کرامت مراجعه‌کننده حفظ شود. ۳. «إِلَيْكُمْ» (به سوی شما)؛ جهت‌گیری نیازها و آزمون ظرفیت‌ها: سرازیر شدن نیازمندان به سوی یک مسئول، تصادفی نیست؛ بلکه یک آزمون بزرگ الهی برای سنجش سعه صدر، تواضع و اخلاص اوست. مدیر حسینی در برابر این مراجعات فرار نمی‌کند، بلکه مصداق «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ» شده و با روی گشاده به استقبال گره‌گشایی می‌رود. ۴. «مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»؛ اوج نگاه توحیدی در مدیریت: اوج شکوه این حدیث آنجاست که امام (ع) مراجعه مردم را «دردسر» نمی‌دانند، بلکه آن را «نعمت خدا» و «فرصت قرب» می‌خوانند. مسئولی که جهان را محضر خدا می‌داند، درک می‌کند که خداوند او را مجرای فیض و واسطه رحمت خویش قرار داده است. 📌 خلاصه در پرتو این مبانی عمیق، مدیریت اسلامی به معنای تغییر نگاه از «ریاست متکبرانه» به «خدمت متواضعانه و توحیدی» است. سیره عملی، مجاهدت‌ها و در نهایت شهادتِ خادمانی همچون شهید آیت‌الله رئیسی، ترجمان عینی همین مکتب نورانی بود. مسئولی که پیام «اعلموا» را با جان درک کرد، در برابر «حوائج الناس» خود را خادم دانست و تا آخرین نفس، فرصت خدمتگزاری را یک «نعمت الهی» پنداشت. این پیوستن بی‌واسطه به مردم، تنها راه تحقق عینی حکومت اسلامی و حرکت شتابان به سوی تمدن نوین اسلامی است. یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🆔 @yotla98
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بی‌وزنی در جاده امروز بیشتر از هر کسی و هر چیزی به حال خودم فکر می‌کنم. ما همه‌چیز را کادوپیچ کرده‌ایم؛ یاد گرفته‌ایم برای هر مفهوم سختی، نمادی شکیل بسازیم و خود را پشت آن پنهان کنیم. تاریخ را نیز همین‌گونه خوانده‌ایم. ابراهیم را می‌بینیم، چاقو را می‌بینیم، قوچ را می‌بینیم و در اعماق دل، حماسه‌ای را تحسین می‌کنیم و تمام؛ اما واقعیتِ قصه این نیست. واقعیت این است که انسان تا وقتی تعلقاتِ بندِ دلش را رها نکند، راه نمی‌افتد؛ یعنی اصلاً نمی‌تواند راه بیفتد. سنگین است و وزن دارد. خداوند را با این خون و گوشت‌ها کاری نیست؛ این‌ها همگی تمرینِ کنده شدن است. تمرینِ اینکه یاد بگیریم چطور گریبانِ خود را بگیریم. گاهی فکر می‌کنم این «اسماعیلِ» من، نه دارایی‌ام است و نه خانواده‌ام؛ که تکلیف این‌ها روشن است. اسماعیلِ من، همین «حق‌به‌جانب بودن»های مداومم است. همین که گمان می‌کنم از دیگران برترم، بیشتر می‌فهمم، یا حتی همین چند کتابی که خوانده‌ام و عباداتِ نیم‌بندی که دارم و خیال می‌کنم برای خود کسی شده‌ام. این‌ها بت‌های اصلی هستند؛ همین امورِ به‌ظاهر نیکویی که میان من و حقیقت دیوار کشیده‌اند. تا این بت‌ها زمین نخورند، جانِ آدمی تازه نمی‌شود. و این قصه را نقطه‌ی پایانی نیست. منا تنها یک آغاز است؛ پیش‌درآمدی برای جاده‌ای طولانی‌تر که انتهایش به کربلا می‌رسد. در منا، چاقو کارگر نیفتاد، زیرا قرار بود این جریان در بستر تاریخ زنده بماند تا به دست کسی برسد که رسمِ ایثار و فدایِ یک‌جای تمام استعدادها و سرمایه‌اش را در پای حق می‌دانست. امام حسین (ع) حج را رها نکرد؛ اتفاقاً حج را به همان‌جایی برد که باید می‌برد: به قلبِ واقعیت و به میدانِ عمل. از همین روست که حضرت زینب (س) در آن موقعیتِ مصیبت‌بار می‌فرماید: «جز زیبایی چیزی ندیدم». او رنج را نمی‌ستود، بلکه به ثمر نشستنِ این تسلیم و بندگی بزرگ را می‌دید. انسان وقتی برای خدا می‌گذرد، تازه بزرگ می‌شود. سخنِ آخر اینکه، اگر بنا باشد با همین دلبستگی‌های ریز و درشت، با همین منیت‌ها و عاداتی که بوی کهنگی می‌دهند سر کنیم، تنها در جا زده و پوسیده‌ایم. آب نیز اگر یک‌جا بماند می‌گندد، چه رسد به انسان با این حجم از استعداد. باید یک جا، یک‌بار برای همیشه، بندها را گشود و راه افتاد. مسیر طولانی است و فرصت اندک... حرم حضرت سیدالکریم علیه السلام ۶ خرداد ۱۴۰۵ ۱۰ ذی حجه ۱۴۴۷ 🆔 @yotla98
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا