ارادت،
یه گپ روبلاكس پلیرها 💞•
💞 تازه تاسیسه،
ممنون میشم حمایت کنید.
گپ :https://eitaa.com/joinchat/736626337C05a82cd07f
𝗠A𝗥lA '
- 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨: @yourderam | #game
تو این بازی شما باید معما حل کنید و مرحله به مرحله جلو برید. این بازی یکی از مپ های بازی روبلاکس هستش. این بازی بسیار سرگرم کننده و برا طرفداران deramcore جذاب هستش.
Game name:deramcore
- 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨: @yourderam | #game
𝗠A𝗥lA '
- 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨: @yourderam | #parvande
🕯 پرونده : «آخرین لبخند»
زمستان سال ۱۹۹۸...
شش نفر برای گذراندن تعطیلات به عمارتی قدیمی در دل جنگل رفتند؛ عمارتی که سالها خالی مانده بود.
از همان شب اول، اتفاقات عجیبی شروع شد.
ساعتهای خانه هر شب رأس ۲:۱۷ برای چند ثانیه از کار میافتادند.
صدای قدمهایی از طبقه بالا میآمد، در حالی که هیچکس آنجا نبود.
همه فکر میکردند خانه تسخیر شده است...
شب سوم، برق قطع شد.
چند دقیقه بعد، وقتی ژنراتور روشن شد، همه با صحنهای وحشتناک روبهرو شدند.
«آدریان» روی صندلی کتابخانه نشسته بود.
چشمانش باز مانده بود.
لبخند عجیبی روی صورتش دیده میشد.
اما مرده بود.
روی میز روبهرویش فقط این چیزها دیده میشد:
یک شمع که هنوز روشن بود.
یک نوار کاست قدیمی که در ضبط گیر کرده بود.
یک فنجان قهوه تقریباً دستنخورده.
یک کلید زنگزده.
یک دفترچه که آخرین جملهاش این بود: "قاتل درست کنار من ایستاده..."
درِ کتابخانه از داخل قفل بود.
پنجرهها از داخل چفت شده بودند.
هیچ راه مخفیای هم وجود نداشت.
پزشکی قانونی گفت:
«او بر اثر تزریق سم کشته شده است.»
اما روی بدنش فقط یک سوراخ بسیار کوچک پشت گردن دیده میشد.
بازجویی شروع شد.
النا گفت: «وقتی برق رفت، کنار شومینه بودم.»
وینسنت گفت: «من ژنراتور را روشن کردم.»
سوفیا گفت: «در آشپزخانه بودم و صدای موسیقی کاست را شنیدم.»
مارک گفت: «وقتی برق رفت، کتابخانه کاملاً تاریک بود.»
ایزابلا گفت: «من از تاریکی میترسم؛ از اتاقم بیرون نیامدم.»
کارآگاه حدود یک دقیقه سکوت کرد.
بعد فقط به نوار کاست نگاه کرد و گفت:
"یکی از شما دروغ میگوید...
و همان شخص قاتل است."
❓به نظرت قاتل کیست؟
🔍 فقط با سرنخها جواب بده. جواب را فردا منتشر میکنیم...
- 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨: @yourderam | #parvande
𝗠A𝗥lA '
🕯 پرونده : «آخرین لبخند» زمستان سال ۱۹۹۸... شش نفر برای گذراندن تعطیلات به عمارتی قدیمی در دل جنگل ر
جوابتونو بفرستید تا فردا فردا جواب پرونده رو میزارم.
@whoiam