بنویس، بگو، بخوان و گوش بده
یوسف پزشکیان
سلام دوستان
فکر کنم دو هفتهای میشه که مطلب جدیای ننوشتم. همیشه با خودم فکر میکردم نوشتنم خیلی بهتر از حرف زدنمه. نوشتن با تامل و حوصله و در زمان مناسب صورت میگیره، خطای کمتری رخ میده، میشه قبل از انتشار ویرایش کرد و بازبینی کرد. حُسن دیگرش اینه که ثبت و ضبط میشه و بعدا هم میشه بهش مراجعه کرد. و از همه مهمتر اینکه میتونم از نوشتههام دفاع کنم و مسئولیتشونو قبول کنم. انگار دو هفتهایه که دست و دلم به نوشتن نمیره. بیشتر دوست دارم حرف بزنم.
دو روز پیش در یک جمع چند ده نفره حاضر شدم که خانم دکتری درباره سیاست خارجی سخنرانی کرد و بعد افراد سوالهایی مطرح کردند و نظرات خودشان را گفتند. من هم در طول سخنرانی دفترم را باز کردم تا هم بعضی نکات صحبتها را یادداشت کنم و هم حرفهایی که به ذهنم خطور میکرد بنویسم تا اگر فرصت شد دربارهشان حرف بزنم. چندین محور به ذهنم میآمد که دوست داشتم دربارهشان حرف بزنم: ۱- جنگ باورها، ۲- حلقههای مکتبزا، ۳- رسانه و سیستمهای آشوبناک، ۴- شبکههای اجتماعی، وفاق و مذاکره. اما راستش فرصت نشد حرف بزنم چون جلسهدیگری داشتم و باید میرفتم. شبِ همان روز و روزِ روز بعد هرچه خواستم حول همین محورها حرفهایم را مکتوب کنم نتوانستم. دست و دلم به نوشتن نمیرفت.
دیشب در دورهمی خانوادگی بخشی از حرف نزدنهایم را جبران کردم. کمی تحلیل سیاسی کردم. درباره نقش مهمی که رئیسجمهور در این روزهای کشور داره بازی میکنه توضیح دادم. بعد پریدم به یک شاخه دیگه و درباره بههمریختگی و بینظمی در معماری و شهرسازی ایران مدرن صحبت کردم. گفتم که عمر ساختمانهای قدیمی به چند صد سال میرسه در حالی که الان میگن عمر مفید ساختمان در ایران حدود ۳۰ ساله. گفتم که ما محیطزیست را با تولید زبالههای ساختمانی نابود میکنیم و منابع اقتصادی مونو با بازسازی دوباره ساختمانها به باد میدیم. دوباره موضوع را عوض کردم و اینبار درباره دامداری صنعتی سخنرانی کردم و از گاوها و گوسفندهایی دفاع کردم که در یک زندان خیلی کوچک محصور میشوند و جلویشان علوفه میریزند تا بخورند و چاق شوند و بعد ذبحشان کنند. گفتم که حیوانهای بیزبان گناه دارند. خوردن گوشت اشکال ندارد ولی ما حیوانات را شکنجه میکنیم. میگفتم حاضرم پول بیشتری بدهم ولی به جای دامداریهای صنعتی از جایی گوشت بخرم که بدانم حیوان بیچاره میتواند آسمان را ببیند، میتواند به بچهاش شیر بدهد، میتواند بدود، راه برود و در هوای آزاد نفس بکشد.
فقط اینها نبود. تا نیمههای شب درباره خیلی چیزها صحبت کردیم. ساختار قدرت در ایران؛ دیکتاتوری نهفته در درون آدمها؛ سوال پسر عمهام درباره خدا؛ حدیث عنوان بصری؛ و کتاب «فراجامعه» و جنگ. ساعت شاید ۲ و نیم بود که بقیه رفتند بخوابند. اما من دیگر خوابم نمیبرد. بعد از نماز صبح خوابیدم و ساعت ۹ بیدار شدم.
خوبی حرف زدن در این است که مخاطب روبهروی توست. تنها کلمات نیستند که کمک میکنند تو مفهومی را منتقل کنی. نگاهها، لبخندها، اخمها، و شوخیها هم کمک میکنند. دوستی که در مقابلت نشسته و با تو حرف میزند، او هم کمک میکند. حرفت را تکمیل میکند. خطایت را اصلاح میکند. بر مثالهایت اضافه میکند. داستان و حکایت دیگری برایت نقل میکند و حس زندگی و حیات پیدا میکنی.
حالا فکر میکنم که گاهی باید بنویسیم، گاهی باید حرف بزنیم و گاهی باید سکوت کنیم. همه اینها در کنار گوش دادن و خواندن، مثل یک سمفونی بزرگ است. کافی است هر چیزی در جای درستش قرار بگیرد. مهم این است که حالتان خوب باشد.
همین.
https://eitaa.com/ypezeshkian/689
اکثر مردم شناسان و باستان شناسان فکر میکنند نیروی محرکه اصلی [برای تکامل جوامع بزرگ و پیچیده] اختراع کشاورزی بوده است. [...]. کشاورزی شرط لازم [...] است اما کافی نیست. [...].
نهادهای حیاتی مانند بروکراسیها و مذهب سازمان یافته و محدودیتهایی که نخبگان حاکم را مجبور به ارتقای منافع عمومی میکند همگی پر هزینه هستند. این موسسات چگونه میتوانند با وجود چنین هزینههایی پدید بیایند؟
تئوری «انتخاب چند سطحی فرهنگی» میگوید این تحول زمانی ممکن است که جوامع با یکدیگر رقابت کنند به طوری که آنهایی که فاقد نهادهای مناسب هستند شکست بخورند.
فراجامعه، پیتر تورچین، ترجمه محمود فرشته نژاد
@ypezeshkian
از آنجایى كه عواقب شكست بسيار سنگین بود، جوامع تحـت فشار تكاملى زيادى قرار گرفتند تا براى بقا در جنگ بهتر شوند. اين به معناى اختراع سلاحها و زرههاى بهتر، ايجاد انسجام اجتماعى و بهكارگيرى تاكتيكهاى بهتر در ميدان جنگ بود. اما بهترين كارى كه میتوانستيد انجام دهيد اين بود كه تبديل به يک گروه بزرگتر شويد تا بتوانيد گردانهاى بزرگ را به مبارزه بياوريد.
فراجامعه، پیتر تورچین، ترجمه محمود فرشته نژاد
@ypezeshkian
گذشته مملو از اجساد دولتها و امپراتوریهای شکست خورده است مورخان و خوانندگان کتابهای تاریخی مجذوب این هستند که چرا این یا آن امپراطوری فروپاشید.
اما پرسش بسیار دشوارتر این است که در وهله نخست امپراتوریهای بزرگ چگونه ممکن شدهاند؟
پاسخ این است که مردم باید تمهیداتی را ابداع میکردند که به آنها اجازه میداد با غریبهها همکاری کنند. هرچه در همکاری بهتر میشدند شانس بیشتری برای ماندن در بازی داشتند.
فراجامعه، پیتر تورچین، ترجمه محمود فرشته نژاد
@ypezeshkian
سه سوال مهم مربوط به #جنگ
بهترین حالت ممکن برای پایان جنگ برای ایران چیست؟ این سناریو چگونه میتواند پیش برود؟
چه کسی از طولانی شدن آتشبس بدون نتیجه مشخص منتفع میشود؟ زمان در تصمیمگیری چقدر مهم است؟
کدام دولتها از این جنگ منتفع و کدام دولتها متضرر میشوند؟ نفع و ضرر هرکدام چیست؟
@ypezeshkian
سه #حدیث از امام رضا عليه السلام
حتـما امر به معروف و نهى از منكر كنيد، وگرنه اشرارتان بر شما مسلّط و حاكم مىشوند، آنـگاه خوبانتـان هم دعـا مىكنند، امّا دعـايشان مستجـاب نمىشـود.
لَتَأمُرَنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهَنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْ لَـيَسْتَـعْمِلَنَّ عَلَـيْكُمْ شِـرارُكُمْ فَيَدْعُو خِيارُكُمْ فَلا يُسْتَجابُ لَهُمْ.
وسائل الشيعه، ج ۱۱، ص ۳۹۴
هنگام عيادت از يكى از اصحابش فرمود: مردم دو دسته اند: يكى آنكه با مـرگ، آسـوده مىشود. ديگرى آنكه مردم با مرگش از دست او آسوده مىشوند.
اِنَّمَا النّاسُ رَجُلانِ: مُسْتَريحٌ بِالْمَوْتِ وَ مُسْتَراحٌ مِنهُ بِهِ.
مسند الامام الرضا عليه السلام، ج ۱، ص ۲۶۳
هركس از خداوند، توفيق بطلبد ولى تلاش نكند، او خـود را مسـخره كـرده اسـت.
مَنْ سَأَلَ اللّه َ التَّوفيقَ وَ لَمْ يَجْتَهِدْ، فَقـَدِاسْتـَهْزَءَ بِنـَفْسِهِ.
مسند الامام الرضا عليه السلام، ج ۱، ص ۲۸۳
@ypezeshkian
چهار مسئله مهم امروز ایران
۱- سرنوشت جنگ
۲- سرنوشت اقتصاد کشور
۳- سرنوشت اینترنت
۴- سرنوشت ایران پس از جنگ
قصد دارم برخی نکات (شاید پراکنده) درباره این چهار مسئله را مرور کنم. دوست داشتید یادداشتها را دنبال کنید.
@ypezeshkian
سرنوشت جنگ
یوسف پزشکیان
◀️ مواضع طرفین جنگ در فضای رسانهای
اگر رسانههای جهان و به طور خاص رسانههای ایران و آمریکا را مرور کنیم با گزارههای متعددی مواجه میشویم که ۴ تایشان بسیار پر تکرار است:
۱- ترامپ و آمریکا خود را پیروز جنگ معرفی میکنند و بر رجزخوانی و تهدید ادامه میدهند و میخواهند به تمام خواستههایشان برسند و هیچ امتیازی به ایران ندهند.
۲- ایران خود را پیروز جنگ میداند. خود را محق میداند و حاضر نیست هیچ امتیازی به آمریکا بدهد. ایران میخواهد آمریکا را از منطقه بیرون کند.
۳- اسرائیل هیچ تمایلی به خاتمه جنگ ندارد. سالها منتظر این بود که بتواند آمریکا را وارد جنگ با ایران کند. حالا موفق شده است و تا نابودی کامل ایران پا پس نمیکشد.
۴- دنیا از افزایش قیمت انرژی به خاطر بستهبودن تنگه هرمز ناراحت است و خواهان گشایش تنگه است.
◀️ چه کشورهایی در این جنگ ضرر/سود کردهاند؟
تا به اینجای جنگ
۱- کشورهای عربی منطقه مطلقا از این جنگ ضرر کردهاند.
۲- آمریکا شاید از نظر اقتصادی ضرر نکرده باشد (چون تمام هزینهها و سود چند برابرش را بعدا از کشورهای منطقه جبران میکند)، اما از نظر اعتبار بینالمللی آسیب دیده است. در دژ مستحکم ابرقدرتی آمریکا رخنه ایجاد شده است. این رخنه به مرور زمان وسعت خواهد یافت. همچنین از اعتبار آمریکا کاسته شده است.
۳- اسرائیل، چین و روسیه منتفع شدهاند.
۴- ایران از نظر اقتصادی به خاطر آسیبهای زیرساختی و از نظر توان مدیریتی به خاطر شهادت بهترین نیروهایش آسیب دیده است. اما از منظر اعتبار و جایگاه جهانی تا به اینجا متنفع شده است. وحدت اجتماعی و همدلی مردم همچنین سطح رضایت آنها از دولت در اثر جنگ افزایش پیدا کرده است. البته این رضایت موقتی است: قطعی اینترنت از یک سو دارد این سرمایه را تضعیف میکند. از سوی دیگر تورم، قیمت دلار، مشکلات احتمالی در معیشت مردم پس از جنگ نیز میتواند به سرعت همه چیز را بسوزاند.
۵- سایر کشورهای جهان به خاطر مسائل اقتصادی کم و بیش از این جنگ ضرر کردهاند.
◀️ سرنوشت نامعلوم جنگ
میدانیم که سرنوشت ایران به سرنوشت جنگ گره خورده است. پس خیلی علاقه داریم که بدانیم چه خواهد شد. جنگ تا کی ادامه خواهد داشت؟ چه اتفاقاتی در طول جنگ رخ خواهد داد؟ چگونه پایان خواهد یافت؟ اینها سوالهایی است که ایرانیها امروز از خود میپرسند.
به گمانم هیچکس پاسخ این سوالها را نمیداند (دستکم نه بدون علم غیب). وقتی جواب سوالهایمان درباره آینده را نمیدانیم، باید چه کار کنیم؟
▪️مواجهه با سوالهای بیپاسخ و شرایط نااطمینانی
میخواهم نحوه مواجهه با این سوالها را نه به عنوان یک سیاستمدار یا فرد نظامی یا موثر در تصمیمگیری بلکه به عنوان یک شهروند معمولی مرور کنم.
مواجهه آدمها با شرایط نااطمینانی متناسب است با جهانبینیشان. یا شاید اساتید روانشناسی آنرا بر اساس تیپ شخصیتی افراد توضیح بدهند.
من آدمها را دو دسته میکنم: افراد منفعل و افراد فعال.
▪️افراد منفعل تسلیم شرایط میشوند. حال ممکن است (۱) با سردرگمی، کلافهگی، بیبرنامهگی و ناامیدی با مسئله روبرو شوند. یا اینکه (۲) با دادن امیدهای واهی و استفاده از مسکنهای موقت حال روحیشان را خوب کنند تا روز واقعه فرا برسد. ممکن است بگویید این دسته دوم (امیدوارهای بدون اطلاع و تحلیل) خوشبین هستند. امیدوارند که همهچیز به خوبی پیش برود و در نهایت خوشی، موفقیت و پیروزی نصیب ما شود. اما این آدمهایی که منتظر اتفاق خوب اند هنگام مواجهه با اتفاق خوب لذب نمیبرند، ارزش آنرا نمیدانند و چیزی بر رضایتشان افزوده نمیشود و اگر اتفاق آنطور که میخواستند پیش نرفت به دام ناسپاسی و ناشکری و بیتابی میافتند.
▪️افراد فعال آنهایی هستند که شرایط را میسنجند و خود را برای هر آیندهای آماده میکنند. از بدترین سناریو تا بهترین سناریو را در نظر میگیرند و برای هر کدام برنامه ریزی میکنند.
▪️مواجهه مطلوب از نظر من دو تا ویژگی دارد:
۱- خود را برای بدترین سناریو آماده کنیم. یعنی برنامهریزی کنیم که اگر با شرایط نامطلوب مواجه شدیم، چه کار خواهیم کرد. مزیتش این است که اگر اتفاقات بدی رخ داد، غافلگیر نمیشویم و اگر اتفاقات خوبی رخ داد، آنرا همچون پاداش و لطفی از جانب خدا میبینیم و بر قدردانیمان میافزاییم.
۲- در امروز زندگی کنیم. یعنی حال امروزمان را به آنچه که فردا رخ خواهد داد گره نزنیم. اگر قرار بود از روزهای سخت و بدی که ممکن است در اثر جنگ پیش بیاید بترسیم و مدام به آنها فکر کنیم، اولیتر بود که از سرنوشتمان در قیامت میترسیدیم و اعمالمان را اصلاح میکردیم. منی که از آخرتی که میدانم میآید نمیترسم و به آن فکر نمیکنم، چرا با اندیشه فردا و پسفرداهای که نمیدانم چه خواهد شد، بترسم و قالب تهی کنم؟
https://eitaa.com/ypezeshkian/697
سرنوشت اقتصاد کشور قسمت اول
یوسف پزشکیان
◀️ صحبت از اقتصاد در این روزها خیلی سخت است چون مستعد بدفهمی است. اما چارهای نیست اگر ندانیم در کجا قرار داریم، نمیتوانیم برای آینده خود را مهیا کنیم.
زندگی مردم، سرنوشت جنگ و آینده ایران با اقتصاد ایران گره خورده است.
◀️ مسئله دیروز، امروز و آینده مردم ایران بلاشک معیشت و اشتغال و به بیان دیگر تورم و ثبات اقتصادی بوده است.
کشور حتی پیش از جنگ در حل این مسئله با مشکل مواجه بوده. اگر وعدههای ایجاد شغل در دولتیهای قبلی را به خاطر بیاورید اذعان میکنید که مشکل اشتغال در کشور مزمن است یعنی از دولتی به دولت بعد به ارث میرسد. نه تنها در دولت دکتر پزشکیان، بلکه در دولتهای قبل نیز مردم از گرانی و تورم گلهمند بودهاند.
◀️ اصلا به دنبال تحلیل علت مسائل نیستم. اینکه چقدر تحریم موثر بوده، چقدر ناکارآمدی ساختار اداره کشور دخیل بوده و چقدر قصور مدیران و فساد باعث این شرایط است، موضوع بحث نیست.
◀️ پشتیبانی جنگ از یک سو و حمایت از مردم آسیب دیده از جنگ در پشت جبهه و تابآوری جامعه از سوی دیگر در گرو توان اقتصادی ماست.
بعد از جنگ مسائل اقتصادی با شدت بیشتری بروز خواهند کرد و مواجهه با آن به روشهای پیش از جنگ محکوم به شکست است.
◀️ اثرات جنگ
دقت کنید من هیچ اطلاع محرمانهای منتشر نمیکنم. آنچه مینویسم در دسترس همه است فقط گزارهها را کنار هم میگذارم.
۱- بعضی بنگاهها و کارخانهها به صورت مستقیم مورد حمله قرار گرفتهاند و آسیب دیدهاند، مثلا فولاد.
۲- بعضی بنگاهها به صورت غیر مستقیم از کار افتادهاند. یا به خاطر اینکه کارخانهای که از آن مواد اولیه تهیه میکرد آسیب دیده یا کارخانهای که محصول او را میخرید آسیب دیده.
۳- تولیدیهایی که مواد اولیهشان از خارج از کشور وارد میشد، دچار مشکل شدهاند.
۴- تولیدیهایی که محصولشان را صادر میکردند دچار مشکل اند.
۵- دولت به خاطر از دست دادن همزمان درآمد ارزی و بخشی از درآمد مالیاتی مشکل بودجه خواهد داشت.
۶- اغلب کسب و کارهای وابسته به اینترنت آسیب دیدهاند.
۷- ممکن است افراد سودجو از شرایط جنگی سوءاستفاده کنند و حتی به دنبال کسب درآمدهای بالاتر باشند. مثل تولیدیهایی که بدون دلیل موجه محصول را گران میکنند. یا آنهایی که احیانا احتکار میکنند و یا انحصار دارند دستشان برای سودجویی باز است.
متناسب با هرکدام باید تدبیر مناسب اندیشیده شود و راهکارهای مواجهه مشخص شود.
◀️ سرنوشت اقتصاد کشور به سه مسئله بستگی دارد.
۱- جنگ چگونه خاتمه پیدا کند.
۲- شیوه مدیریت دولت و توان و اراده انجام اصلاحات اقتصادی اساسی
۳- میزان همراهی و مشارکت مردم
در یادداشتهای بعدی درباره این سه مسئله صحبت میکنیم.
https://eitaa.com/ypezeshkian/698
سرنوشت اقتصاد ايران
قسمت دوم - جنگ و اقتصاد
یوسف پزشکیان
◀️ جنگ و اقتصاد
نحوه خاتمه جنگ برای ما نامشخص است. اما یکی از ۳ حالت زیر برای پایان جنگ متصور است:
۱- ایران پیروز شود، تحریمها حذف شوند، مدیریت تنگه در اختیار ایران قرار بگیرد، مهاجمین موظف به پرداخت غرامت شوند.
۲- جنگ همینطور خاتمه پیدا کند. یا آتشبس بدون هیچ توافقی طولانی و ادامهدار شود.
۳- ایران شکست بخورد زیرساختهای بیشتری نابود شود، مجبور به پرداخت غرامت شود، مردم بیشتری کشته شوند و یک ویرانه به جا بماند.
واضح است که آینده اقتصاد تا حدودی به سرنوشت جنگ گره خواهد خورد.
◀️ نمیدانیم کدامیک از این ۳ حالت رخ خواهد داد. اما اگر پیروز شویم، طبیعتا موانع پیش روی اقتصاد از میان خواهد رفت و کشور میتواند در ریل توسعه و پیشرفت قرار بگیرد. شاید تمهیدات ویژه برای پیروزی لازم نباشد، بنابراین خودمان را به دو حالت بد و بدتر محدود میکنیم و درباره این صحبت میکنیم که اگر شرایط همینطور بدون توافق ادامه پیدا کند، یا توافقی شکل بگیرد که در وضعیت اقتصادی تغییر محسوسی ایجاد نشود، چه کار باید بکنیم؟
با اینکه نسخه اصلاحات اقتصادی باید توسط اساتید و کارشناسان اقتصادی ارائه شود، میشود درباره کلیات و برخی خطوط کلی صحبت کرد و یا پیشنهادهایی را جمعآوری کرد که ممکن است کمک کند.
◀️ ۳ تا مسئله اصلی: اشتغال، معیشت، رفاه
1️⃣ اشتغال مربوط به نیروهای تعدیل شده و کارخانههای تعطیل شده و کسب و کارهای نابود شده، به مشکل مزمن اشتغال جوانان اضافه خواهد شد.
تلاش برای تسریع در برگشتن این کسب و کارها به چرخه اقتصاد. یافتن کسب و کارهای جایگزین. بیمه بیکاری. و در نهایت کمکهای مردمی از دوست و فامیل تا خیریهها و ساز و کارهای پرداخت قرضالحسنه یا وامهای کمبهره. یا ترکیبی از همه اینها میتواند در کاهش بحران کمک کند.
2️⃣ معیشت مشکل بخشی از جامعه خواهد بود که در تامین مایحتاج ضروری زندگی مشکل دارند. با توزیع عادلانه منابع داخلی برای همه مردم میتوان جلوی آسیب بیشتر این قشر از جامعه را گرفت. اگر با کمبود مواجه نشویم #کالابرگ میتواند به دهکهای پایین جامعه کمک کند. من شخصا نگرانی از تاثیر مخرب جنگ بر روی وضعیت زندگی دهکهای پایین ندارم و مسئله را قابل مدیریت میدانم.
3️⃣ مشکل اصلی برای طبقه میانی جامعه خواهد بود. قشر متوسط و متوسط به بالای جامعه که سطح درآمدشان کفاف زندگیشان را میکرد و با خوشیهای کوچک و کمخرج زندگی میکردند بیشترین زیان را از جنگ خواهند دید و با مشکلات بسیار مواجه خواهند بود. اینجا جایی است که باید تلاش زیادی صورت گیرد که آسیبها به حداقل برسد.
◀️ مشکلات طبقه میانی
برای اینکه تصویر روشنتری از مشکلات پیش روی طبقات میانی داشته باشیم، میتوانیم مثال بزنیم. هرچند مردم امروز هم شاهد این دست مشکلات هستند.
۱- رفتن گاهبهگاه به رستوران محدودتر میشود.
۲- خریدهای متنوع خوراکی و پوشاکی برای برخی که شادی، تفریح و لذتشان خرید بوده، نمیتواند مثل گذشته باشد.
۳- مهمانیها و دورهمیهای خانوادگی و دوستانه به خاطر هزینهها کمتر خواهد شد مگر اینکه مهمانیها سادهتر و کمهزینهتر و در جاهایی غیر از رستورانها ها برگزار شوند.
۴- آنهایی که برای رشد و توسعه اقتصادی برنامه داشتند و برایش تلاش کرده بودند مثل آنهایی که پول جمع میکنند تا ماشین بخرند، آنهایی که قصد ازدواج داشتند و دوست داشتند مراسم باشکوه یا به قول خودشان آبرومندانه ای بگیرند، از اهدافشان دورتر خواهند شد و دوباره باید متناسب با شرایط جدید برنامهریزی متفاوت داشته باشند.
۵- سفرها ناگزیر باید کاهش پیدا کند.
۶- خرید نسخههای جدیدتر وسایل الکترونیکی سخت خواهد بود.
شاید این موارد هیچکدام جزء ضروریات زندگی نباشند، اما زندگی برای بسیاری از مردم بدون اینها سخت و طاقتفرسا خواهد بود. شاید با تمهیداتی بتوان شدت آسیبهای اقتصادی بر این بخش از جامعه را کاهش داد ولی نمیتوان آن را صفر کرد.
حالا باید تصمیم بگیریم که چگونه با این شرایط روبرو شویم ...
@ypezeshkian