eitaa logo
کانون ذاکران امام حسین زرند
259 دنبال‌کننده
628 عکس
174 ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
مدح گل باغ ولایی یا سکینه چو زینب با وفایی یا سکینه سکینه مرتضی را نور عینی عزیز فاطمه، دخت حسینی به دریای شرف تو دُرِّ نابی ز نسل مصطفی جان ربابی گلی از گلشن آل عبایی تو تالیِ گل خیر النسایی صفای بیت مولای غریبی به سان عمه جانت غم نصیبی تو دیدی کربلا و رنج و ماتم کنار عمه در ماه محرم چنان زینب صبوری ات عجیب است تو دیدی یوسف زهرا غریب است تو دیدی کربلا، گل های پرپر به دست دشمن بی دین کافر تو دیدی غرق خون جسم برادر که گشته اربا اربا پاره پیکر تو دیدی اکبر در خون تپیده کنار پیکرش بابا رسیده تو گشتی زین مصیبت زار و محزون که شد قنداقه ی اصغر پر از خون تو دیدی غرق در خون حنجرش را کنار خیمه دیدی مادرش را تو دیدی اصغر شش ماهه جان داد به روی دست بابا امتحان داد تو دیدی خجلت سقای طفلان سرافراز است در بین شهیدان تو دیدی دست او از تن جدا شد به راه دین حق جانش فدا شد بدیدی تو لب عطشان عباس تو دیدی تیر بر چشمان عباس تو دیدی که عمو فرقش شکسته کنار پیکرش بابا نشسته تو دیدی کشته ماه علقمه را شنیدی عطر و بوی فاطمه را تو دیدی که پدر شد قامتش خم شد از داغ برادر صبر او کم تو دیدی بر زمین افتاده پرچم تو دیدی غربت مظلوم عالم تو دیدی که پدر، جان بر لب آمد کنار خیمه گاه زینب آمد تو دیدی ناله‌های خواهرش را سرشک غم وداع آخرش را تو دیدی با برادر گفت و گویش تو دیدی عمه می بوسد گلویش تو دیدی غربت و صوت حزینش که سنگ کینه بشکسته جبینش تو دیدی تیر کین قلبش دریده ز قلب نازنینش خون چکیده تو دیدی شمر بر سینه نشسته دل فرزند زهرا را شکسته تو دیدی شمر دون خنجر کشیده سر بابای مظلومت بریده تو دیدی آتش بر خیمه ها را سر بابا به روی نیزه ها را تو دیدی دیده گریان قلب سوزان تن بابا به زیر سم اسبان تو دیدی عمه ی قامت خمیده بزد بوسه به رگ های بریده تو دیدی بر یتیمان بی بهانه عدو می زد به کعب و تازیانه به زخم عمه ات دشمن نمک زد تو را و عمه هایت را کتک زد تو دیدی رنج و ماتم در اسیری تو دیدی در سفر رنج کثیری تو دیدی رنج و داغ و ابتلا را تو دیدی کوفه و شام بلا را تو دیدی که بزد در شهر کوفه سر بابا به روی نی شکوفه سر بابا به روی نی مقابل سرش را عمه زد بر چوب محمل عدو بنموده روزت را چنان شام بزد بر رویِ تان سنگ از لب بام دل تو زین مصیبت‌ها کباب است که جای عمه در بزم شراب است بسوزانده عدو از کین دل او شرر زد از ستم بر حاصل او یزید و رو به رویش تشت زر بود میان تشت زر رأس پدر بود عزیز تو دم از محبوب می‌زد به لب هایش عدو با چوب می‌زد (رضایم) عبد درگاه سکینه که می گریم به یاد آن حزینه عزیز فاطمه دردم دوا کن نصیب نوکرت کرب و بلا کن 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
راوی کرب و بلا دارد روایت می کند از جدایی سر و تن ها حکایت می کند شد سکینه معنی اش آرامش قلب حسین بشنو از دریا زمانی که شکایت می کند چون روایت می کند از کربلا یک روضه اش تا همیشه مجلس مارا کفایت می کند راوی کرب و بلا با روضه های مستند تازه در روز قیامت او قیامت می کند نام زیبایش برای بردن قلب حسین با رقیه با علی اصغر رقابت می کند تا رقیه می رسد محو سکینه می شود هرچه می گوید حسین،عباس اطاعت می کند آه «اَیْنَ عمِّیَ الْعباس» او هم نکته ای ست که خیال بچه‌ها را آه راحت می کند شمر یک بیماری سخت است که در قافله به تمام مردها دارد سرایت می کند درتمام راه هم بر ضرب و شتم بچه‌ها شمر فرمان می دهد خولی اطاعت می کند شاعر: 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🥀🥀🥀🥀🥀🏴🏴🏴🏴🏴 ختم دختر کوچک روزسوم برسانحه تصادف چهلم وسالگرد حضرت رقیه احمد بهزادی بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمان یا رحیم اسلام علیکم یا اهل بیت النبوة وموضع الرسالة ♦️فلك بردی زباغم حاصل من ♦️زدی آتش توآخربر دل من ♦️ندیدی اشک چشم مادرش را ♦️چرا بردی زباغش حاصلش را ♦️عجب نامردی ای دنیای فانی ♦️ربودی دخترم رادرجوانی ♦️زخاک غم گل من راسرشتید ♦️به تقدیرم چنین غم را نوشتی مجلس امروز به مناسبت دختری مهربان خواهر ی دلسوز که درسن کودکی اجل بهش مهلت نداد براثرسانحه دلخراش تصادف ازدنیا رفته برگزار گردیده است خانواده محترم داغ فرزند خیلی سخت است شما چقدر آرزو داشتی خدا به شما اولاد بده وحاضرنبودی کوچکترین صدمه‌ای به فرزندتان برسد ولی افسوس که درسن کودکی ازدنیا رفت خدا به شما صبر بده اما خانواده محترم شما.. مدت هفت روز است که جای خالی نازنین دختر رو احساس می کنید امروزهمه دوستان آشنایان فامیل همسایگان امدند از روز اول درکنارتان بودند به شما تسلیت گفتند ودرمجلس عزیزتان شرکت کردند حالا دلها اماده شد برای رقیه سه ساله امام حسین ناله بزن.. عجب یتیم نوازی کردن هرجا بهانه باباشو میگرفت با سیلی میزدنش خیلی روضه خوندنش طول نکشید،یه وقت عمه سادات دید دیگه صداش نمیاد،خرابه تاریک بود،چشم چشم رو نمیدید،عمه جانش گفت:ساکت باشید خسته بود دوباره خوابش برد...آی خدا نیاره دختر امانت رو دستت جون بده...خانوم زینب آروم آروم آمد جلو، آروم تکونش داد رقیه جان...دید دیگه جواب.. نمیده...حسین.... ، اون زن غساله نازنین بدن دردانه ی ابی عبداله رو غسل میداد یه وقت سوال کرد سرپرست این بچه کیه همه خانم زینبو نشان دادن گفت این بچه به چه بیماری مبتلا شده که بدنش سیاه و کبود شده و از دنیا رفته ، یه وقت دید عمه سادات داره بلند بلند گریه میکنه ، گفت خانم منو ببخش اگه ناراحتت کردم خانم زینب فرمود این دختر امام حسینه ، هروقت بهانه باباشو میگرفت با سیلی میزدنش نمیدانم شاید یاد صورت کبود مادرش افتاد - زمزمه کن یا زهرا الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون التماس دعا 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🏴🏴🏴🏴
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت سکینه(ع) شاهان جهان واله و حيران سکینه هستندگدایی به سره خوان سکینه او دخترک ناز حسین است بدانید جبريل شده خادم و دربان سکینه ملک و ملك و عالم و آدم همه یکسر هستند همه ريزه خور خوان سکینه دانی زچه مشكلت شودحل به جهانی دست طلب انداز به دامان سکینه یکسر همه ی جن و ملك ، عالم و آدم باشند سر سفره احسان سکینه او دخت حسین است نگر حشمت و جاهش اینگونه نگر مرتبت و شان سکینه هرشب زغم هجر پدرگشت پريشان عالم شده امروز پريشان سکینه اوکنده ز بن كاخ پرازظلم وستم را (مجنون) بنگر بردل سوزان سکینه شاعر:حاج آرمین غلامی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
مدح وفات حضرت سکینه(س) ای دختر فهیمه سلطان کربلا با نای خون نشسته به ایوان کربلا در راه شام همقدم نیزه‌دارها خواندی تو روضه از لب عطشان کربلا ای شاهد روایت گودال قتلگاه برجسم پاره پاره نمودی تو تا نگاه زد تازیانه بر بدنت خولی وسنان با کام تشنه ناله زدی در میان آه در خیمه با رباب تو تا ناله میزدی آتش به روی باغ و رخ لاله میزدی ششماهه را میان حرم تشنه دیده‌ای از اشکِ چشم، برلب گل ژاله میزدی ای داغدار کرببلا،  بیقرینه‌ای تو سوگوار حضرت یاس مدینه‌ای درپای درس زینب کبری نشسته‌ای ای یادگار کرببلا تو سکینه‌ای ای شمع شبفروزِ شب تار کربلا شرمنده‌ی تو  گشته علمدار کربلا مشکی تهی ز آب شد و ساقی حرم در خون نشسته دیده خونبار کربلا ای فاطمی نسب گل رنجیده‌ی حسین ای روضه‌خوان حنجر ببریده‌ی حسین وقت وداع به دامن بابا نشسته‌ای دیدی تو اشک جاریِ از دیده‌ی حسین 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
علیهاالسلام 🔹دست نوازش🔹 از اسب فرود آی و ببین دختر خود را بنشان روی دامن، گلِ نیلوفر خود را تنها مرو ای همسفر، از خیمه به صحرا همراه ببر، باغ گل پرپر خود را تا قلب سکینه، کمی آرام بگیرد بگذار روی شانهٔ گل‌ها، سر خود را... با رفتن خود، ای گل داودی زهرا پاییز مکن، باغ بهارآور خود را بگذار که تا روی تو را سیر ببینم آرام کنم، خاطر غم‌پرور خود را یوسف به تماشای تو آمد، که بپوشی پیراهن دل‌بافتهٔ مادر خود را در هیچ دلی، ذرّه‌ای اندوه نماند بگشاید اگر لطف تو بال و پر خود را گر بر سر آنی، که به مهمانی خنجر در باغ شهادت، بِبَری حنجر خود را چون موج بکش، بر سَرِ این ساحل غمگین یکبار دگر، دست نوازشگر خود را... 📝 ‌ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
☑️بند اول آه ثانی با شرر با تموم قدرت میکوبید به در مادرم پشت در میزد بال پر آه میزد بال و پر آه افتاد زیر پا گل نیلوفری یاس مرتضی ناله میزد زهرا وامحمدا آه وامحمدا کشته شد محسن از ضربه ی مسمار در بین اون دیوار و در ☑️بند دوم آه چل تا بی حیا با غلاف شمشیر با چوبِ عصا میزدن مادر رو بین کوچه ها آه چل تا بی حیا آه حال من بده اونی که پشت در میزد عربده تو کوچه مادر رو با سیلی زده آه حال من بده تو کوچه میزدن مادر مارو بی هوا بی علت جلو چشم ما 💠💠💠1⃣1⃣6⃣1⃣💠💠💠 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
علیهاالسلام 🔹آیات شگفت🔹 تشنه بودم، خواستم لب وا کنم، آبی بنوشم ناگهان کوه غمی احساس کردم روی دوشم دیدم آشوبم، تلاطم دارد اشکم، در خروشم می‌رسید از هر طرف فریاد جانکاهی به گوشم: «شیعتی ما إن شَرِبْتُم ماء عَذْبٍ فاذکرونی» راه را گم کرده بودم، آخر آیا می‌رسیدم؟ خسته و تنها در آن صحرا، چه غربت‌ها که دیدم هر غریبی را که دیدم، زیر لب آهی کشیدم دشت ساکت بود، اما این صدا را می‌شنیدم: «اِذ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی» آرزوها داشتم... راهی شدم تا در سپاهش... کاش من هم می‌شدم از کشتگان یک نگاهش آخر راه من و... او تازه بود آغاز راهش راه او آغاز می‌شد از میان قتلگاهش... «لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشورا جمیعاً تَنْظُرونی» می‌زد آتش بر جهانی غربت بی‌انتهایش کودک شش‌ماهه هم می‌خواست تا گردد فدایش ناگهان شد غرق خون با یک سه‌شعبه ربنایش کاش آنجا آب می‌شد آب از هُرم صدایش: «كَيْفَ‌ أَسْتَسْقی لِطِفْلی فَأَبَوْا أَنْ‌ يَرْحَمُونی» بود آیات شگفتی از گلویی تشنه جاری هر دلی بی‌تاب می‌شد با طنین سرخ قاری دخترش راوی خون بود آن میان با بی‌قراری می‌سرود این اشک‌ها را تا بماند یادگاری: «وَ انا السّبط الّذی مِن غَیر جُرم قَتَلونی» 📝 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
. به ازل برمیگرده علاقم به حسین داره بیشتر میشه اشتیاقم به حسین پر از عکس شیش گوشه و تمثال حرم اینجوری شد مزین اتاقم به حسین عشقای زودگذر بسه عشق حسین مقدسه یعنی به ما به زودیا یه کربلا نمیرسه وفاداری تو بزرگواری تو دیدم هرچی خوبیه یه جا داری تو آوردیم تو راه مثه نور ماه و صلی الله علیک یا اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله **** تا ابد جریان داره رفاقت با حسین گریه تو روضه با ما شفات با حسین اگه تو راه روضه رفیقت رو دیدی تو بیارش تا هیئت هدایت با حسین سلام رفیق بچگی به تو میگم همیشگی این همه من صدات زدم میشه یه بار جان بگی سرآغازی تو سر انجامی تو کی خوشبخته مثل من که آقامی تو شبیه تو شاه ندیدم والله و صلی الله علیک یا اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله 🎤 صفر 1403 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
. ✅بنداول امشب دل سینه زنا از غم وغصه حزینه روضه می خونه روضه خون روضه ی بی بی سکینه(س) شبیه عمه زینبش دلش یه عمره مضطره روضه های بنت الحسین سنگینه و زجر آوره شبیه عمه زینبش رفته به دشت کربلا دیده سرای بریده رُو به روی سر نیزه ها واویلتا واویلتا ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ✅بنددوم شبیه عمه زینبش طعم اسیری چشیده پابه پای رقیه رو خارای صحرا دویده شبیه عمه زینبش بوده اسیرسلسله شبیه به رقیه بود کف پاهاش پرآبله شبیه عمه زینبش سنگ خورده از بالای بام ریختن خاکستر روسرش توی محله های شام واویلتا واویلتا ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ✅بندسوم از سیلی وتازیونه کل تنش شده کبود خون بود دلش از شامیا ازقوم بدتر از یهود شبیه عمه زینبش خیلی شنید حرفای بد از خولی و شمرو سنان خورد تازیونه و لگد شبیه عمه زینبش با مادرش بی بی رباب سرباباش و دیده تو تشت تومجلسِ شراب واویلتا واویلتا ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
. بنی_ساعده باز هم بوی دود می‌‌آید فتنه‌ها باز شعله‌ور شده‌اند مصطفی رفت و امتش دور خانه‌ی فاطمه چه شر شده‌اند باز کردند دست شیطان را بند بر دست پنج‌تن بستند جانشین پیمبر است علی دست او را چرا رسن بستند آه این خانه؛ خانه‌ی وحی است گرد این خانه حرف بد نزنید باردار است مادر سادات بر در خانه‌اش لگد نزنید ناله‌ی گل ز پشت در آمد ای‌پدر، ای محول‌لاحوال ساقه‌ام را شکست امت‌تو غنچه‌ام شد به زیر پا پامال مرتضی را کشان‌کشان بردند چشم زینب ز بهت وا مانده فاطمه رفت در پی حیدر رد خونی از او بجا مانده رد‌خون دید زینب مضطر رد‌خون از زنی پسرمرده لحظه‌ای می‌رسد که طفل‌رباب شیر از تیر حرمله خورده رد‌خونی که در هوا پخش است رد‌خونی که از عبا می‌ریخت باورش سخت، سخت‌تر آن‌که خون اصغر ز نیزه‌ها می‌ریخت شاعر: ✍ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
. ✅بنداول امشب دل سینه زنا از غم وغصه حزینه روضه می خونه روضه خون روضه ی بی بی سکینه(س) شبیه عمه زینبش دلش یه عمره مضطره روضه های بنت الحسین سنگینه و زجر آوره شبیه عمه زینبش رفته به دشت کربلا دیده سرای بریده رُو به روی سر نیزه ها واویلتا واویلتا ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ✅بنددوم شبیه عمه زینبش طعم اسیری چشیده پابه پای رقیه رو خارای صحرا دویده شبیه عمه زینبش بوده اسیرسلسله شبیه به رقیه بود کف پاهاش پرآبله شبیه عمه زینبش سنگ خورده از بالای بام ریختن خاکستر روسرش توی محله های شام واویلتا واویلتا ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ✅بندسوم از سیلی وتازیونه کل تنش شده کبود خون بود دلش از شامیا ازقوم بدتر از یهود شبیه عمه زینبش خیلی شنید حرفای بد از خولی و شمرو سنان خورد تازیونه و لگد شبیه عمه زینبش با مادرش بی بی رباب سرباباش و دیده تو تشت تومجلسِ شراب واویلتا واویلتا ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7