شانس! کلمهای که در واژه به معنای بخت و اقبال است. معنایی که هر کس برداشت متفاوتی از آن دارد. ولی به راستی کدامین دیدگاه خرافه و کدامین درست است؟
در این روزها بیشتر مردم شانس را به منظور یک نیروی محرک، که کاملا تصادفی اتفاقات را رقم میزند، میدانند. تفاوتی در خوب و بد بودن ان اتفاق وجود ندارد و تنها تصادف است. لیکن این تفسیر به جاست؟ هنگامی که چنین خرافهای میان مردم رواج پیدا کند؛ خدا دگر چه گوید؟! هنگامی که مردم به جای خداوند توانا به نیرویی معتقدند که حتی خودشان هم تعریف درستی از ان ندانند؛ دگر جهان جایی برای زیستن نیست.
تمام ایمان و اعتقادات مردم پوست انداخته و تبدیل به مشتی خزعبل و دروغ شده است. نمونهای از آن، چنین برداشتی از شانس است. برداشتی که از دیدگاه من، کاملا در تناقض با وجود خداست. زیرا تنها خداوند است که میتواند تمام و یا پارهای از زندگی یک فرد را دستخوش تغییر قرار دهد.
پس دیدگاهی که در تضاد با خدا نباشد چیست؟ دیدگاهی که نگوید سرنوشت تو بر اساس و پایهی شانس توست، چیست؟ بیایید از آغاز بگوییم. سرنوشت در معنای زندگی از پیش نوشته شده است. لیکن به راستی زندگانی ما از پیش مشخص شده است؟ پس قدرت اختیار کو؟!
در واقع منظور از تقدیر و سرنوشت این است که خداوند به همهی اتفاقات و به چگونگی هر چیز، در هر مکان و زمانی آگاه است و هر چیز در جهان دارای نظم و قاعدهای است. با این تفاسیر شانس را تنها میتوان تغییراتی دانست که خداوند بلند مرتبه ایجاد میکند. هرگز شانس نیست، بلکه همیشه خداست.
✍🏻ز.ع
@z_ain_alef
اصلا نمیدونم چی بگم،چرا اینقدر خوب مینویسی اخه😍🥲
نوشتت رو راجب شانس خوندم،محشر بود،یه چیز فرا تر از محشر،دست به قلمت عالیه،همینجوری ادامه بده،موفق باشی رفیق💫
~
متشکرممم.😭💗 شرمنده میکنین:)))