eitaa logo
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
937 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
6 فایل
🍃بسم الله الرحمن الرحیم🍃 🤞🏻 بانو زعفرانی هستم 😊 یه معلم مربی 👩🏻‍🏫 که از کتاب خوندن خسته نمیشه📚 💫معرفی کتاب💫 💫مشاوره کتاب💫 شاید اندکی ✍🏻 برای مشاوره کتاب و هر امری ⬇️ @Adm_zafaran
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ پفک میخورم برای شام هیات هویج سرخ می‌کنم و کتاب می‌خونم ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ خیلی وقت بود نمایش‌نامه نخونده بودم (میشه گفت از بدو تولدم) 😅 و خوشحالم که اولین قدمم به این دنیا با این کتاب بود. کتابی که هر لحظه‌اش ضربان داشت. پر تعلیق پر هیجان غیرقابل پیش‌بینی شروع عالی پایان عالی قلم روان ترجمه عالی و توصیه می‌کنم زن و شوهرها، بخوانند مخصوصا آقایون برای درک خیلی از احساسات خانم‌ها حتما یه دور بخونن... مخصوصا صحبت‌های لیزا رو ... و خانم‌ها بخونن صحبت‌های ژیل رو برای اینکه بدونن تو کله آقایون محترم چی میگذره 😅 (هرچند اعتقاد دارم شخصیت ژیل خیلی خوب درنیومده) پ.ن: کتاب درمورد یک زن و شوهره، شوهری که بخاطر یه حادثه فراموشی گرفته و زن داره کمکش می‌کنه گذشته‌شو بیاد بیاره ... پ.ن: توصیه می‌کنم با همین نشر و ترجمه بخونید. پ.ن: توصیه به خوندنش، صرفا برای متاهل هاست. اصلا برای مجردها جذابیتی نخواهد داشت و صرفا یا براشون فانتزی ساز میشه یا مسخره ست براشون 😁 📚 خرده جنایت های زناشوهری ✍🏻 اریک امانوئل اسمیت 🌐 قطره ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ اوضاع این شبا اینحوریه که از ساعت ۱۰ شب میریم که بخوابیم. بعد یهو چشممون یه کلیدواژه رو می‌بینه، دوباره ولو میشیم تو حال و تلویزیون رو روشن می‌کنیم. دوباره نیم‌خیز میشیم که بریم بخوابیم، باز همون آش و همون کاسه. صبحم که پامیشیم شیرجه رو گوشی‌. ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ آماده 🌧️🌧️🌧️🌧️ کتاب باشید 😁 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ اولین کتاب این دور مطالعاتی شاتوت، نور خداست. چهل روضه سیدالشهدا علیه السلام کاملا مستند و معتبر ان شاءالله که بتونه کمک کنه برای استفاده بیشتر از این ماه بریم ببینیم تا آخر ۰۴ قراره چه عددی رو تو خودش جا بده؟ 🤔 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ کتاب بعدی ایشونه بسیار هم متنش سخته از کتاباییه که اگر خودم باشم نمیرم سمتش امیدوارم استپ نشم سرش و بتونم بخونم همشو طبق برنامه و انقد خوب باشه که جلد ۱ و ۲ هم بگیرم 😁 بریم ببینیم تا آخر ۰۴ قراره چه عددی رو تو خودش جا بده؟ 🤔 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ این کتاب شریف و عزیز خطبه ها و کلمات پر نور خود خود امام حسینه و مطمئنم قراره سرمست شم از خوندن کلمه به کلمه اش ان شاءالله بریم ببینیم تا آخر ۰۴ قراره چه عددی رو تو خودش جا بده؟ 🤔 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ ایشونم مثل این دارو تلخاست برام از اوناست که حتی کتابفروشی هم میدیدمش نه طرح جلدش نه متنش هیچ جذبم نمیکرد که بخرم. ولی خب خوبی دوره‌های مطالعاتی همینه اصلا اینکه سبک کتابخونی آدم رو گسترش میده تا محدود به یه سری عناوین خاص نباشه بریم ببینیم تا آخر ۰۴ قراره چه عددی رو تو خودش جا بده؟ 🤔 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
‌ اوضاع این شبا اینحوریه که از ساعت ۱۰ شب میریم که بخوابیم. بعد یهو چشممون یه کلیدواژه رو می‌بینه، د
‌ درمورد این موضوعم توجهتون رو به کلیپ زیر جلب مینمایم 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌️ این رو یه کاربر قطری فرستاده و گفته امیدوارم این به ایران برسه، البته حرف دل ما رو هم گفته 😁 🎬 برای بیداری وجدانها @Bidari_Media
‌ قدم نمی‌رسید جعبه‌ی مقدس پرچم ایران پیچ شده را ببینم. بلندی‌ها، همه شلوغ بودند. گوشی را بالا بردم و در بیشترین حد زوم گذاشتم‌. انگشتم رفت تا دایره‌ی سفید را لمس کند، نرسیده، چیزی به پهلویم کوبیده شد و دستم پایین آمد. سرم را نود درجه چرخاندم. -خانومم فیلم نگیر خطرناکه. تنها جزء قابل تفکیک چهره‌اش یک جفت لنز دودی بود‌. مداح از قتلگاه می‌خواند. گلوله‌ای اشک، از هر دو درد، از چشمم مستقیم افتاد روی چادرم. حرکت لب‌هایش را نمی‌دیدم. اما لحنش از زیر پوشیه بیرون زده بود: «شماهایید که گرا می‌دید به دشمن.» انگار نفس نفس می‌زد: «اگه الان اینجا رو بزنن ، من کشته شم... .» آرام آرام خودم را عقب کشیدم تا روضه را از دست ندهم. دلم کمی برای زن سوخت، برای ترسش، برای لرز صدایش. فکر کردم ما زن‌ها چقدر طفلکی هستیم. از آخرین شهید عکسم را گرفتم و پا تند کردم تا به ماشین همسر برسم. فرصت چک کردن کانال‌ها وسط راه نبود. نشستم توی ماشین. - صدا سیما رو زدن. - الکی. - بیا بیین. انگشت سحر امامی که بالا رفت، قطره‌ای دیگر روی چادرم افتاد. این‌بار فکر کردم بعضی آدم‌ها چقدر باصلابت‌اند؛ درست وقتی‌که حق دارند جانشان را بردارند و صحنه را خالی کنند، می‌مانند و صحنه را قوی‌تر می‌سازند. ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book