خب خبر ناگوار اینکه
صبحونههای مدرسه کنسل
زنگ تفریح هم باید تو کلاس بمونیم
#از_برکات_نبودن_رویه_واحد
#از_برکات_سلیقه_شخصی
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
جدیدا خیلی غر دارم
غرهایی که حتی دوست ندارم اینجا هم بزنم ...
راستش اینکه حرفی بزنم و تهش بی نتیجه باشه، اعصابم رو بیشتر خورد میکنه
فقط الان تو ذهنم اینه که اردیبهشت بیام بگم امسال با همه سختیهاش و اذیتهاش تموم شد 😮💨
#حیف_عمر
#حیف_جوونی
#حیف_کارایی_که_تو_ذهنته_ولی_دست_و_پات_بستست
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
در دنیایی که سووشون خوندن مد شده ما سووشون نخونده میریم سراغ یکی دیگه از رمانهای بانو دانشور تا
این کتاب طاقتفرسا هم تموم شد
والا که قربون کتابای جلال آل احمد
نمیفهمم چرا باید هی تو داستان کد آورد نماد و نشانه آورد
چرا تا این حد باید ذهن مخاطب رو درگیر کرد
اصلا، چه نیازیه که داستان قشر خاصی از جامعه نوشته بشه؟
واقعا چند درصد از مردم دهه ۴۰ و ۵۰، مثل مامان عشی و هستی و فخری زندگی میکردن؟
چند درصد سونا میرفتن؟
چند درصد پارتی میگرفتن؟
چند درصد از آقایون ارتباطات حکومتی داشتن؟
دونستن قصهی ۴ درصدیها، چه دردی از من قراره دوا کنه؟
چه جرقهای قراره تو ذهن من زده بشه؟
باز اگه تحولی قرار بود تو شخصیت رخ بده که من از اون درس بگیرم یه چیزی، ولی شخصیت ها همه متحول میشن بدون اینکه معلوم باشه دلیل تحول چی بوده که لااقل بشه ازش درس گرفت.
خلاصه که نوچ، نپسندیدم کتاب رو و ختی رغبت نمیکنم درموردش یادداشت یا مرور بنویسم.
📚جزیره سرگردانی
✍🏻 سیمین دانشور
#چند_از_چند
#بیستویک_از_صدوده
#معرفی_کتاب
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
دلم یه رمان غیرمذهبی ولی متعهد میخواست. خیلی اینور آنور گشتم تا این رو پیدا کردم. امیدوارم مراد دل
این کتاب هم تموم شد
خوب بودا، ولی ....
خلاصه کلام اینکه بهم نچسبید.
تحول شخصیتها عالی بود
داستان پیرنگ داشت
قصه داشتیم درام داشتیم
ولی خب من موضوع داستان و سیر کلیش رو دوست نداشتم، البته که از اواسط داستان همراه شدم
+
یکم سیر داستان که پرش به گذشته و حال داشت اذیتم کرد (سلیقه من نیست، ممکنه سلیقه فرد دیگهای اتفاقا این باشه که داستان بصورت مهندسی نوشته بشه و اتفاقات سیر خطی نداشته باشه)
یه چیز دیگه هم که اذیتم کرد این بود که شخصیت ها خیلی زیاد بود و من خیلی ذهنم قاطی میشد.
📚 معجزه معلق
✍🏻 مریم مطهری راد
🌐 شهرستان ادب
#بیستودو_از_صدوده
#چند_از_چند
#معرفی_کتاب
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
بعد دو ماه، سلام بر شبِ جاده.
پ.ن: چیه این شبای پاییز، لااقل کاش یه بارونی میبارید دلمون وا میشد.
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
﷽
ما و فرشتهی «اسرافکاری»
امروز در کلاس داشتیم آیات میانی سورهی «نبأ» را میخواندیم. رسیدیم به آیهی:
*«یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا»*
من طبق معمول، در کنار معنی آیات، توضیح کوتاهی هم اضافه کردم.
گفتم:
بچهها، اسم چند فرشته را بگویید.
ـ عزرائیل
ـ جبرئیل
ـ میکائیل
و ناگهان از انتهای کلاس یکی خیلی جدی گفت:
ـ «اَجَل»!
(اثر جانبی سریالهای نمایشخانگی 🤦♀️)
برای اینکه موضوع منحرف نشود، ادامه دادم:
« بچهها، یک فرشته هم هست که شیپور بسیار بزرگی دارد و روز قیامت در آن میدمد. نامش اسرافیل است.»
در همین لحظه یکی از نوابغ عزیز کلاس، با نهایت جدیت و منطق دست بلند کرد و پرسید:
«خانم؟
یعنی این فرشته اسرافکاره؟
اسمشو واسه چی گذاشتن اسرافیل؟
یعنی چی؟ یهو زیادی فوت میکنه؟»
در آن لحظه تنها کاری که توانستم بکنم این بود که چند ثانیه به سقف نگاه کنم و سعی کنم جلوی خندهام را بگیرم.
خدایااااااا…
قدرتِ استقامت بده 🫠
#اسرافیل_عزیز_ببخشید
#فوت_اضافی_ممنوع
#سقف_کلاس_همه_چیز_را_میداند
#به_سقف_خیره_شو_آرام_بمان
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
حقیقتا نیاز دارم بشینم یدور بدبختیهای خانوم کوچیک رو ببینم تا بابت روندی که داره تو زندگی پیش میره و به اون سختی نیست، خدا رو شکر کنم ...
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
🍃🍂🍃🍂﷽🍂🍃🍂🍃
✨زیبایی فقط دررنگ نیست،در نامیست که روی دیوارخانهات،میدرخشد و خاموش نمیشود✨
┏━━━━🍃🍂🍃🍃🍂🍃━━━━┓
قاب طلایی حضرت زهرا (س)
جنس کار #مولتی_استایل با پس زمینه #مخمل
سایز قاب: ۳۰ در ۲۰ سانتی متر
و ۳۰ در ۳۰سانتی متر
┗━━━━🍂🍃🍂🍃🍂🍃━━━━┛
📿 محدود و ویژه
📩 ثبت سفارش و مشاهده دیدن تصویر #قاب_اصلی اینجا👈 @Mhosna2 پیام بده 🌷
┄┅•|•⊰❁🌸〇⃟🎊❁⊱•|┅┄
#قاب_حضرت_زهرا #دکور_ایرانی #دکور_مدرن #خانه_ایرانی #هدیه_مذهبی #فاطمیه #ایام_فاطمیه #هنر_ایرانی
﷽
روز کتاب و کتابخوانی رو به #آقای_کتابخوان تبریک میگم. آقایی که قدم به قدم، کتابخوانی رو از نوع و شیوه و روش به همه جامعه یاد میده و اگر تو این راه ثابت قدم موندم، بخاطر اقتدا به ایشونه.
#روز_کتابخونا
پ.ن: بیذوقترین دنبالکننده های دنیا رو دارم که یه تبریک خشک و خالی بهم نگفتین، حالا ازتون هدیه نخواستم 🥲 والا 😒
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
هدایت شده از نقطه ریویو
🟫 دقیقا لبِ مرز
مروری بر کتاب «پرتگاه پشت پاشنه»
👤زهرا زعفرانی:
اگر زندگی را خط باریک میان ماندن و افتادن تصور کنیم، پرتگاه پشت پاشنه ما را درست روی همین مرز میبرد. داستان از جایی آغاز میشود که هر تصمیم میتواند همهچیز را تغییر دهد و هر قدم میتواند به نقطهای بیبازگشت تبدیل شود. در مرکز روایت کتاب «پرتگاه پشت پاشنه»، مردی ایستاده که زیر فشار انتخابها و مسئولیتها، میان آرامش و تلاطم، میان ماندن و رفتن، و میان تعهد و رهایی دستوپا میزند. همسری که گاهی تکیهگاه و گاهی سنگینی بار زندگی است، دوستان و همراهانی که میان همراهی و سوق دادن به خطر نوسان میکنند؛ و جهانی که مدام او را به لبهی تصمیمهای بزرگ نزدیک میکند. این رمانِ انتشارات خط مقدم، ما را در فضایی از تعلیق، اضطراب و کشفِ آرامآرام حقیقت آدمها پیش میبرد؛ بیآنکه زود همه پردهها را کنار بزند.
«پرتگاه پشت پاشنه»، نوشته «مجید اسطیری» است و چهارمین اثر داستانی او به شمار میرود. رمان روایت زندگی «شهید عبدالبصیر جعفری»، از شهدای مدافع حرم افغانستانی...
🔅متن کامل مرور را در سایت نقطه ریویو بخوانید:
🌐 https://B2n.ir/rp7497
🔘 نقطه ریویو | پایگاه تخصصی مرور کتاب:
🌐 noghtereview.ir
🟫 @noghtereview