eitaa logo
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
938 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
6 فایل
🍃بسم الله الرحمن الرحیم🍃 🤞🏻 بانو زعفرانی هستم 😊 یه معلم مربی 👩🏻‍🏫 که از کتاب خوندن خسته نمیشه📚 💫معرفی کتاب💫 💫مشاوره کتاب💫 شاید اندکی ✍🏻 برای مشاوره کتاب و هر امری ⬇️ @Adm_zafaran
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ خب خبر ناگوار اینکه صبحونه‌های مدرسه کنسل زنگ تفریح هم باید تو کلاس بمونیم ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ جدیدا خیلی غر دارم غرهایی که حتی دوست ندارم اینجا هم بزنم ... راستش اینکه حرفی بزنم و تهش بی نتیجه باشه، اعصابم رو بیشتر خورد می‌کنه فقط الان تو ذهنم اینه که اردیبهشت بیام بگم امسال با همه سختی‌هاش و اذیت‌هاش تموم شد 😮‍💨 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
‌ در دنیایی که سووشون خوندن مد شده ما سووشون نخونده میریم سراغ یکی دیگه از رمان‌های بانو دانشور تا
‌ این کتاب طاقت‌فرسا هم تموم شد والا که قربون کتابای جلال آل احمد نمی‌فهمم چرا باید هی تو داستان کد آورد نماد و نشانه آورد چرا تا این حد باید ذهن مخاطب رو درگیر کرد اصلا، چه نیازیه که داستان قشر خاصی از جامعه نوشته بشه؟ واقعا چند درصد از مردم دهه ۴۰ و ۵۰، مثل مامان عشی و هستی و فخری زندگی می‌کردن؟ چند درصد سونا می‌رفتن؟ چند درصد پارتی می‌گرفتن؟ چند درصد از آقایون ارتباطات حکومتی داشتن؟ دونستن قصه‌ی ۴ درصدی‌ها، چه دردی از من قراره دوا کنه؟ چه جرقه‌ای قراره تو ذهن من زده بشه؟ باز اگه تحولی قرار بود تو شخصیت رخ بده که من از اون درس بگیرم یه چیزی، ولی شخصیت ها همه متحول میشن بدون اینکه معلوم باشه دلیل تحول چی بوده که لااقل بشه ازش درس گرفت. خلاصه که نوچ، نپسندیدم کتاب رو و ختی رغبت نمی‌کنم درموردش یادداشت یا مرور بنویسم. 📚جزیره سرگردانی ✍🏻 سیمین دانشور ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
‌ دلم یه رمان غیرمذهبی ولی متعهد میخواست. خیلی اینور آنور گشتم تا این رو پیدا کردم. امیدوارم مراد دل
‌ این کتاب هم تموم شد خوب بودا، ولی .... خلاصه کلام اینکه بهم نچسبید. تحول شخصیت‌ها عالی بود داستان پیرنگ داشت قصه داشتیم درام داشتیم ولی خب من موضوع داستان و سیر کلیش رو دوست نداشتم، البته که از اواسط داستان همراه شدم + یکم سیر داستان که پرش به گذشته و حال داشت اذیتم کرد (سلیقه من نیست، ممکنه سلیقه فرد دیگه‌‌ای اتفاقا این باشه که داستان بصورت مهندسی نوشته بشه و اتفاقات سیر خطی نداشته باشه) یه چیز دیگه هم که اذیتم کرد این بود که شخصیت ها خیلی زیاد بود و من خیلی ذهنم قاطی میشد. 📚 معجزه معلق ✍🏻 مریم مطهری راد 🌐 شهرستان ادب ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ بعد دو ماه، سلام بر شبِ جاده. پ.ن: چیه این شبای پاییز، لااقل کاش یه بارونی می‌بارید دلمون وا میشد. ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
ما و فرشته‌ی «اسراف‌کاری» امروز در کلاس داشتیم آیات میانی سوره‌ی «نبأ» را می‌خواندیم. رسیدیم به آیه‌ی: *«یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا»* من طبق معمول، در کنار معنی آیات، توضیح کوتاهی هم اضافه کردم. گفتم: بچه‌ها، اسم چند فرشته را بگویید. ـ عزرائیل ـ جبرئیل ـ میکائیل و ناگهان از انتهای کلاس یکی خیلی جدی گفت: ـ «اَجَل»! (اثر جانبی سریال‌های نمایش‌خانگی 🤦‍♀️) برای این‌که موضوع منحرف نشود، ادامه دادم: « بچه‌ها، یک فرشته هم هست که شیپور بسیار بزرگی دارد و روز قیامت در آن می‌دمد. نامش اسرافیل است.» در همین لحظه یکی از نوابغ عزیز کلاس، با نهایت جدیت و منطق دست بلند کرد و پرسید: «خانم؟ یعنی این فرشته اسراف‌کاره؟ اسمشو واسه چی گذاشتن اسرافیل؟ یعنی چی؟ یهو زیادی فوت می‌کنه؟» در آن لحظه تنها کاری که توانستم بکنم این بود که چند ثانیه به سقف نگاه کنم و سعی کنم جلوی خنده‌ام را بگیرم. خدایااااااا… قدرتِ استقامت بده 🫠 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ حقیقتا نیاز دارم بشینم یدور بدبختی‌های خانوم کوچیک رو ببینم تا بابت روندی که داره تو زندگی پیش میره و به اون سختی نیست، خدا رو شکر کنم ... ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
🍃🍂🍃🍂﷽🍂🍃🍂🍃 ✨زیبایی فقط دررنگ نیست،در نامی‌ست که روی دیوارخانه‌ات،می‌درخشد و خاموش نمی‌شود✨ ┏━━━━🍃🍂🍃🍃🍂🍃━━━━┓ قاب طلایی حضرت زهرا (س) جنس کار با پس زمینه سایز قاب: ۳۰ در ۲۰ سانتی متر و ۳۰ در ۳۰سانتی متر ┗━━━━🍂🍃🍂🍃🍂🍃━━━━┛ 📿 محدود و ویژه 📩 ثبت سفارش و مشاهده دیدن تصویر اینجا👈 @Mhosna2 پیام بده 🌷 ┄┅•|•⊰❁🌸〇⃟🎊❁⊱•|┅┄
‌ ﷽ روز کتاب و کتاب‌خوانی رو به تبریک میگم. آقایی که قدم به قدم، کتابخوانی رو از نوع و شیوه و روش به همه جامعه یاد میده و اگر تو این راه ثابت قدم موندم، بخاطر اقتدا به ایشونه. پ.ن: بی‌ذوق‌ترین دنبال‌کننده های دنیا رو دارم که یه تبریک خشک و خالی بهم نگفتین، حالا ازتون هدیه نخواستم 🥲 والا 😒 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
هدایت شده از نقطه ریویو
🟫 دقیقا لبِ مرز مروری بر کتاب «پرتگاه پشت پاشنه» 👤زهرا زعفرانی: اگر زندگی را خط باریک میان ماندن و افتادن تصور کنیم، پرتگاه پشت پاشنه ما را درست روی همین مرز می‌برد. داستان از جایی آغاز می‌شود که هر تصمیم می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد و هر قدم می‌تواند به نقطه‌ای بی‌بازگشت تبدیل شود. در مرکز روایت کتاب «پرتگاه پشت پاشنه»، مردی ایستاده که زیر فشار انتخاب‌ها و مسئولیت‌ها، میان آرامش و تلاطم، میان ماندن و رفتن، و میان تعهد و رهایی دست‌وپا می‌زند. همسری که گاهی تکیه‌گاه و گاهی سنگینی بار زندگی است، دوستان و همراهانی که میان همراهی و سوق دادن به خطر نوسان می‌کنند؛ و جهانی که مدام او را به لبه‌ی تصمیم‌های بزرگ نزدیک می‌کند. این رمانِ انتشارات خط مقدم، ما را در فضایی از تعلیق، اضطراب و کشفِ آرام‌آرام حقیقت آدم‌ها پیش می‌برد؛ بی‌آن‌که زود همه پرده‌ها را کنار بزند. «پرتگاه پشت پاشنه»، نوشته «مجید اسطیری» است و چهارمین اثر داستانی او به شمار می‌رود. رمان روایت زندگی «شهید عبدالبصیر جعفری»، از شهدای مدافع حرم افغانستانی... 🔅متن کامل مرور را در سایت نقطه ریویو بخوانید: 🌐 https://B2n.ir/rp7497 🔘 نقطه ریویو | پایگاه تخصصی مرور کتاب: 🌐 noghtereview.ir 🟫 @noghtereview