eitaa logo
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
937 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
6 فایل
🍃بسم الله الرحمن الرحیم🍃 🤞🏻 بانو زعفرانی هستم 😊 یه معلم مربی 👩🏻‍🏫 که از کتاب خوندن خسته نمیشه📚 💫معرفی کتاب💫 💫مشاوره کتاب💫 شاید اندکی ✍🏻 برای مشاوره کتاب و هر امری ⬇️ @Adm_zafaran
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ اینم بگم و برم 🚶🏼‍♀️🚶🏼‍♀️🚶🏼‍♀️🚶🏼‍♀️ شدت درون‌گراییم در این حده که همه نشستن دور هم دارن صحبت می‌کنن من در یه حالت معذذذذذبی نشستم یه گوشه دارن نونمو،،، ببخشید کتابمو میخونم 😬 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ با اختلاف با اختلاف بسیار زیاد دلبرترین امضای نویسنده رو شاهدش هستین 🥺 اصلا هر بار می‌خونمش بیشتر چشمام قلبی میشه 🥲😍 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
هدایت شده از گاه گدار
بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون باقی باشد برای بعد از جنگ. فرمان امام‌ ما فرمان جنگ بود. این را تمام می‌کنیم بعد لباس سیاه عزا می‌پوشیم. . «محمدرضا جوان آراسته» zil.ink/mrarasteh
‌ و شهادت می‌دهم که تو قهرمان‌ترین تاریخ ایرانی ... ای امام شهیدم 😭😭😭😭 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ الان دیدار دختران شهید مینابی با رهبر شهیدم 😭😭😭😭😭 این دیدار در عرش اعلی در حال پخش است .... ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
‌ و شهادت می‌دهم که تو قهرمان‌ترین تاریخ ایرانی ... ای امام شهیدم 😭😭😭😭 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
مصاف بود و جنگ بود امام ما حذر نکرد فدائیان خویش را برای خود سپر نکرد! به روی قلب میهنم به افتخار حک کنید که مَرد بود رهبرم، فرار از خطر نکرد! ✍🏻سید حمیدرضا برقعی ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
*خدا زنده‌ست، این را اولِ اخبار باید گفت خدای «انتم ‌الاعلون» وقت نصرت و امداد خدای وعده‌های صادقِ «لا یخلف المیعاد»* ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ صبح که رفتم حرم سرگردان بودم. از این سمت به آن سمت می‌رفتم. شاید یک نیم ساعتی، حیران بودم. دلم آغوشی می‌خواست تا سر به شانه‌اش بگذارم و های های گریه کنم. قلبم داشت می‌سوخت. خدا، خود خدا، یکی از خواهرهای عزیز هم‌دانشگاهی‌ام را سر راهم گذاشت. همدیگر را در آغوش کشیدیم و در این غم بزرگ، زار زدیم. غممان را بلند بلند داد زدیم. در پناه حضرت معصومه داد زدیم که کجاست امام زمان و از امیدمان به اینکه علم این انقلاب را رهبرمان بدست امام زمان بدهد، از امیدمان که ناامید شد، گفتیم. همسرم زنگ زد که برویم. بغض درگلویم مانده بود. دوستم جا به جا شده بود. دلم آغوشی دیگر میخواست. ضریح شلوغ بود. وقت نداشتم. قلبم داشت می‌سوخت. تنهایی توان گریه کردن نداشتم. چند رفیق دیگر دیدم ولی آنجور صمیمی نبودیم که در آغوش هم عزاداری کنیم. خدا، برایم رفیق امام‌صادقی دیگری را فرستاد. در آغوشش دلم را سبک که نه، کمی صیقل دادم تا بتواند محکم پای کار بماند. که نیایم اینجا، زاری کنم و اگر چیزی می‌نویسم، بجای غم روی غم گذاشتن، شجاعت روی شجاعت گذاشتن باشد ... بعون الله ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ صبح توی حرم قرآنم رو باز کردم این صفحه اومد آیات ۷۷ تا ۸۶ سوره مبارکه طه خدا، خودش قرار است فرعونیان را غرق کند. و ما را نجات دهد ... ان‌شاءالله ... که خدا حی لا یموت است .... ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
هدایت شده از روزهای مادرانه
گفتند گنبد آهنین نفوذناپذیر است، ما تل‌آویو را پشت سر هم زدیم گفتند هرگز دست‌تان به ناوهایمان نمی‌رسید، زدیم گفتند با مردم عادی کاری نداریم، بیمارستان و مدرسه و خانه را زدند و تکه‌تکه بچه از زیر آوار بیرون کشیدیم گفتند رهبرتان فرار کرده و رفته طبقه ۴۴زیر زمین، رهبرمان توی خانه‌اش بود. همان خانه‌ای که حتی روی نقشه هم اسمش را نوشته‌اند "بیت رهبری". شب قبلش بهش گفته بودند به پناهگاه برو، گفته بود مگر مردم همه در پناهگاهند، که من بروم؟! آه... آن‌ها هر بار دروغ گفتند، و تو همواره صادق بودی. مرز بین احرار و اشرار از همیشه روشن‌تر است. و اگر ما در جبهه صدق و حقیم، از این همه زخم و اندوه چه باک! ‌ ؟
‌ صدای سیدحسین مومنی در خانه پیچیده و با هر کلمه‌اش زار می‌زنم حکایت میرمَهْنا رو از زبان نادر ابراهیمی می‌خوانم و فکر می‌کنم به همه آنچه از این روزها باید روایت شود، روایت شود تا بعدها، که ما نبودیم، نیایند بگویند حکایت سیدعلی خامنه‌ای افسانه‌ای بیش نیست که نگویند حاج قاسم و حاجی‌زاده و رئیسی، فقط یک قصه بودند آنقدر بگوییم و بنویسیم تا دهان هر یاوه‌گویی به اراجیف باز نشود. ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
🏴🇮🇷 خدایا؛ ما امروز خمینی و بهشتی و مطهری و رجایی و رییسی و حاج قاسم و نصرالله را دوباره یک‌جا از دست دادیم. اما اکنون این ماییم و این نصرت تو تا تحقق آرزوهای امام شهیدمان... @mesle_maadari