eitaa logo
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
937 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
6 فایل
🍃بسم الله الرحمن الرحیم🍃 🤞🏻 بانو زعفرانی هستم 😊 یه معلم مربی 👩🏻‍🏫 که از کتاب خوندن خسته نمیشه📚 💫معرفی کتاب💫 💫مشاوره کتاب💫 شاید اندکی ✍🏻 برای مشاوره کتاب و هر امری ⬇️ @Adm_zafaran
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ گوشیمو زدم شارژ می‌خوام بنویسم بنویسم حس شاگردی رو دارم که از تکالیفش عقب افتاده ببخشید اگه پر حرفی می‌کنم ... ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
﷽ مهمان عزیزی داشتم. برای امور درمانی، از شهرستان آمده بودند. ضعف جسمانی، آشفتگی روحی، همه مانع خدمت
‌ از وقتی برای سحری بلند شدم، نشستم به چک کردن اخبار خبری نبود شبکه‌های تلویزیون را عوض کردم. آخرش زدم شبکه قم. دکتر رفیعی داشت صحبت می‌کرد. سحری که خوردیم شروع کردم به چک کردن پیام‌های گروه دوستانه، چند روزی از بچه‌ها خواسته بودم گروه را ترک کنم تا ذهنم کمی آزاد شود. مدرسه و کاروبارهای جانبی، فشار زیادی روی ذهنم آورده بود. نه می‌توانستم باهاشان درموردش صحبت کنم، نه آنها حرف قابل تسلی داشتند که بهم بزنند. حالا که جنگ شده بود تصمیم گرفتم برگردم. بودنم در گروه و خبر از احوال بچه‌ها الان برایم اولویت داشت نسبت به احوالات خودم. داشتم پیام‌های بالا را می‌خواندم که دیدم بچه‌ها تند تند دارند پیام می‌دهند. فلش سمت چپ گوشی را زدم و چشمانم خیره به کلمات منقطع رهبر شبکه خبر ای خدا یا امام زمان ماند. شبکه قم، بی‌هیچ زیرنویس و پیوستی، داشت دعای سحر پخش می‌کرد و تصاویری از حرم نشان می‌داد. دستانم می‌لرزید. توان اینکه کنترل را بردارم و کانال را عوض کنم را نداشتم. مزه‌ی غذا تا ته حلقم بالا می‌آمد و برمیگشت تا ته معده‌ام را می‌سوزاند. کانال را عوض کردم. نور قرمز صفحه روی صورتم سیلی زد. دهانم چند بار باز و بسته شد تا بتوانم صدایی از ته حلقم بیرون بیاورم و تارهای صوتی‌ام بلرزند و همسرم را صدا بزنم و فقط بگویم آقا ... آوار شد ... دنیا و مافیها روی سرم آوار شد چ آن لحظه دعا کردم کاش میشد زمان را، برگرداند چند روز، چند هفته یا چند ماه قبل و باز هم نفس کشید در کشوری که پدر دارد. 🥀روز دوم جنگ 🥀روز دومی که امام نداشتیم، و تازه فهمیدیم چه بر سرمان آمده 🥀روز دوم یتیمی که تازه فهمیده دیگر پدر ندارد ۲. یک شنبه ۰۴/۱۲/۱۰ ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ ﷽ این چند صفحه کتاب مواعظ، از سخنرانی‌های آیت‌الله حق‌شناس است. طبق این چند صفحه، در زمان جنگ ایران و عراق، ایشون توصیه به جمع شدن ۴۰ نفر به بالا و خواندن زیارت عاشورا کردن به سرم زد فردا این کار رو انجام بدیم اگر ۴۰ نفر شدیم. میخوایم زیارت عاشورا بخونیم با ۱۰۰ لعن و ۱۰۰ سلام کامل + دو رکعت نماز + دعای علقمه سر جمع بستگی به سرعت خوندنتون بین ۱ تا ۲ ساعت زمان میبره، فقط نکته مهمش توجه تام به اباعبدلله الحسین در زمان قرائت از ابتدای زیارت تا انتهای دعای علقمه هست. ما می‌خوانیم به نیت کنده شدن شر آمریکا و اسرائیل پلید ... ممنون میشم اگر می‌تونید همراهی کنید به من پیام بدین تا به محض اینکه ۴۰ نفر شدیم دیگه یه تایم ۲۴ ساعته بذاریم و تو اون تایم بخونیم همگی ان شاءالله ❤️ من اینجام: @Adm_zafaran ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
‌ ﷽ این چند صفحه کتاب مواعظ، از سخنرانی‌های آیت‌الله حق‌شناس است. طبق این چند صفحه، در زمان جنگ ای
‌ ما تا الان تقریباً ۲۰ نفر شده‌ایم منتظر حداقل ۲۰ نفر دیگر هستیم که همه با هم ان شاءالله در ساعات مشخص شده بخوانیم قرار است بصورت جمعی، استغاثه کنیم و متوسل شویم به درگاه اباعبدالله ... پ.ن: چون دوستان پرسیدن میگم: قرار نیست ۴۰ روز بخونیم، فقط یکبار قراره دسته جمعی بخونیم ... ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
‌ ما تا الان تقریباً ۲۰ نفر شده‌ایم منتظر حداقل ۲۰ نفر دیگر هستیم که همه با هم ان شاءالله در ساعات
‌ سفر ما به سمت اباعبدالله الحسین، کشتی نجات منتظر ۷ عزیز دیگر هست تا حرکت کند ... منتظریم ... ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ رفقای عزیزم دقایق گردید تا ما شب زیارتی ارباب زیارت عاشورا رو بخونیم 😭 از الان تا فردا شب همین موقع فرصت هست ... ولی چه ساعاتی بهتر از این ساعات ... با توجه کامل به ارباب سیدالشهدا علیه السلام ۱. وضوی با توجهی بگیریم و یک فاتحه برای آیت الله حق‌شناس بخونیم و ازشون بخوایم که ایشون هم با نفس حقشون همراهمون باشن و صلواتی بفرستیم ۲. ارباب را زیارت کنیم با زیارت عاشورا، کامل با ۱۰۰ لعن و ۱۰۰ سلام ۳. دو رکعت نماز زیارت مثل نماز صبح بخوانیم ۴. دعای علقمه رو قرائت و در انتها با صلواتی بیمه کنیم توسلمون رو نیتمون؟ پایان جنگ به نفع جبهه اسلام و سربلندی وطنمون ... بسم الله ... ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
‌ از وقتی برای سحری بلند شدم، نشستم به چک کردن اخبار خبری نبود شبکه‌های تلویزیون را عوض کردم. آخرش ز
‌ ما یک‌شنبه شب‌ها روضه‌ی خانگی داریم. این جلسه را از سال قبل از کرونا راه انداختیم و حتی در کرونا هم، تعطیلش نکردیم. تنها شب‌هایی که جلسه را نمی‌گیریم، شب‌های قدر و دهه اول محرم است. یک‌شنبه، صبح از حرم که برگشتم خوابیدم ... نه برای استراحت، خوابیدم و امید داشتم بیدار که می‌شوم بفهمم سحر خواب مانده‌ام و هیچ خبری نشده. خوابیدم. کابوس دیدم. کابوس شبکه خبر. کابوس پشت کابوس. خواب دردی را درمان نمی‌کرد. شب، جلسه هیئتمان خانه‌ی یکی از اقوام بود. قبلش رفتیم مسجد. قصه‌ی بچه‌های مسجد را جداگانه می‌نویسم. چه نمازی بود آن شب. چه نماز پر بغضی بود. چه تکبیر بعد از نمازی شد، وقتی پیرمرد مسجدی حواسش نبود و گفت: خامنه‌ای امام به لطف خود نگه‌دار ... چه بغضی ترکید از مردم ... 🥀روز دوم جنگ 🥀روز دومی که امام نداشتیم، و تازه فهمیدیم چه بر سرمان آمده 🥀روز دوم یتیمی که تازه فهمیده دیگر پدر ندارد ۳. یک شنبه ۰۴/۱۲/۱۰ ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ مگه میشه ما این عکس رو ببینیم و جگرمون هزارپاره نشه 😭😭😭😭 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ ⌛ ۱۴ روز مونده تا ۱۴۰۵ ✌🏼 امروز همت کردم و نشستم مقدمات دفتر سال جدید رو نوشتن 📝 سوالای جمع‌بندی ۱۴۰۴ 🗓️ مناسبت‌ها 🎯 تقسیم‌بندی اهداف ✨ یه قسمت جدید به نام میل‌ها و رغبت‌ها هم اضافه کردم 🌙 این دو تا قسمت رو گذاشتم اگر عمری بود ان‌شاءالله شبای قدر کم کم ببرم بنویسم. 🥲🥹 ‌ ✊🏼 امسال قراره یادم نره چرا شروع کردم ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book