eitaa logo
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
938 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
6 فایل
🍃بسم الله الرحمن الرحیم🍃 🤞🏻 بانو زعفرانی هستم 😊 یه معلم مربی 👩🏻‍🏫 که از کتاب خوندن خسته نمیشه📚 💫معرفی کتاب💫 💫مشاوره کتاب💫 شاید اندکی ✍🏻 برای مشاوره کتاب و هر امری ⬇️ @Adm_zafaran
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم ایشون رو بخونیم ... 😳 امیدوارم ترسناک نباشه شب خوابمون ببره 😱👻 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
همین قدر بدون فیلتر 😉 دیشب تا صبح بیدار موندم که کلاسی که ازش عقب موندم رو برسونم، نه کتاب خوندم‌ نه به کارای خونه رسیدم ... و لذتش اون وقتی بود که تو جلسه مباحثه تونستم مسلط جواب بدم 😍 آخ که کاش هر روز یه ۵ ساعت به من اضافه میدادن فارغ از دنیا فققققط کتاب بخونم 😍 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
والا که نفهمیدم چطور ساعت دو شد 😳 از بس این لپ تاپ امشب سرکارم گذاشت و باهام زاه نیومد 😔 بشینم یکم درس بخونم تا اذان صبح بعدش برم لالا 😴🥱 ان شاءالله که اینا آمادگی بدنم برای اربعینه 😶 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
باید یه نقشه ذهنی تحویل بدم تا فردا ظهر ...😐 فقط یک پنجمش انجام شده🤭 أنا محتاج بالقهوه ☕ ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
باید یه نقشه ذهنی تحویل بدم تا فردا ظهر ...😐 فقط یک پنجمش انجام شده🤭 أنا محتاج بالقهوه ☕ ┄═❁๑🍃๑🌸๑
بجای قهوه 🍉 خوردم 😁 الان فقط یه پنجمش مونده که اونم باید یه صوتی رو گوش بدم‌ و بعد تکمیلش کنم 👍🏻 از خودم راضی ام خدا ازم راضی باشه ☺️ ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
امروز تکه‌ای از خودم را کندم و گذاشتم لایِ کتاب ؛ جایش‌ماند ! میدانم زخم می‌آید که تو را یادِ چیزی ؛ روزی ؛ وقتی بیندازد ؛ مهم نیست ! من باید حالم را خوب‌کنم ؛ این منِ امروز ؛ من نیستم ؛ باید روزی کتاب را بازکنم و به تکه‌یِ خشک شده‌یِ خودم که شبیه هیچ ‌وقتم نیست ؛ نگاه کنم و بلندبخندم و از آدم‌ها بپرسم : این تکه صاحبی ندارد . . . ؟ ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
وووی اذان کی شد ساعت ۴ 😶‍🌫 من هموز تو‌ اذان ساعت ۳ مونده بودم ... من برم لالا🥱 پ.ن: میترسم نماز خواب بمونم ... کتاب بخونم تا اذان بعد لالا ☺️ ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
«سحرٺۅݩ بہ زیبایے بیݩ الحࢪمیݩ!» ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
گره کرببلامون بدست این خانم باز میشه ها ! 😢 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
بریم ایشون رو بخونیم ... 😳 امیدوارم ترسناک نباشه شب خوابمون ببره 😱👻 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
هی از شکنجه ها خوندم ... هی روضه ی دیشب روضه خون هیات تو ذهنم زمزمه شد ... و منی که هنوز باور نمی کنم زجر و شمر دختری سه ساله را ... 😭😭😭😭😭 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
‌ کتاب . . کتاب مثل بارونیه ک تورو ب اوج میرسونه؛ تو یه بندش میفهمی تنها نیستی و نویسنده هم حس تورو داشته.. تو یه بند دیگش چیزیو میفهمی ک ی عمر به اشتباه انجامش میدادی تو یه بندش به وجد میای و تو یه بند دیگش میفهمی چقد زندگی میتونه سخت یا آسون باشه.. به نظر من کتاب مثل زندگیه... وقتی به دنیا میای کتاب زندگیت رو شروع میکنی و باید تا تهش رو بری. تو این راه از آدم های دورت درس میگیری، به وجود خیلی چیزا پی میبری و به زندگی کردن ادامه میدی.. و حتی بعضی جاهاش خسته میشی و فک میکنی آخر راهی و میخوای بیخیال همه چی بشی اما وقتی برگ های دیگه ی زندگیتو ورق میزنی میبینی هنوز خیلی مونده خیلی... ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book