بازهم نقل و نبات و قند و عسل از قلم شاعر نوشته شده که:
اتفاقهایی هستند،
که زندگیات را دوباره میسازند.!
حادثهای به نام تو...
تو.
تو.
تو.
خب دیگه خوشحالی پاییز جور شد.
ستِ گرین لیدی هم تکمیل شد.
قراره مردم زین پس ی آدم سرتا پا سبز مشاهده کنند.
هرروز به شیوهای و لطفی دیگری
چندانکه که نگه میکنمت خوبتری
گفتم که به قاضی نرفت تا دل خویش
بستانم و ترسم دل قاضی ببری.:)
"رافـائِل
هرروز به شیوهای و لطفی دیگری چندانکه که نگه میکنمت خوبتری گفتم که به قاضی نرفت تا دل خویش بستانم
این دیگه اسمش نقل و نبات نیست؛
شده ده کیلو عسل، عسلهااا:)
خوش گفتی سعدی جآن. خوش گفتی.
به قول بابونه:
آدما در تلاطم زندگی های درهم تنیدشون؛
لبخندهای عمیقی میزنن.
و این خیلی خوشگل و قنجی منجیعه. خیلی.