.......:
شفایافتگان
حرم مطهر امام رضا (علیهالسلام)
در آینۀ مطبوعات
1. اعجاز امام رضا (ع): شخص در حال مرگ به زندگی بازگشت
در یازدهم ماه جمادی الثانی [1268 قمری] شخصی از زوار بیمار و مشرف به مرگ گردید. کسان او از مشاهده حالت احتضار، خیلی گریه و زاری کردند.
مادرش از روی کمال اعتقاد به اعجاز جناب امام همام علیبنموسی الرضا علیه السلام متوسل به آن بزرگوار شد و گفت: «که من از پدران خود به خاطر دارم که اگر کسی در حال مرگ باشد و قفل درب ضریح مقدس را در جام آبی شسته آن آب را به آن مرض بدهند شفا خواهد یافت».
کسان آن شخص همین عمل را کردن
کسان آن شخص همین عمل را کردند و چند قطره از آن آب به گلوی او ریختند. از اعجاز آن بزرگوار و حسن عقیده زن مزبور حالت احتضار آن شخص مریض به صحت مبدل شد و از جای خود حرکت کرد و گفت: «که بعد از خوردن آب مزبور جناب امام رضا علیه و علی آبائه آلاف التحیه و الثناء را به چشم خود مشاهده کردم و از توجه آن حضرت مرض من به صحت مبدل گردیده آثار صحت و قدرت بر حرکت بر من ظاهر شد».
کسان او از ظهور این معجزه و صحت یافتن مریض خود تقدیم شکرگزاری و نذر و نیاز نمودند.1
#شفایافتگان،........
https://eitaa.com/zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
💠 مجموعه کلیپ چشم انتظار 🎙 حجت الاسلام نصوری ▫️کلیپ شماره ۱ #کلیپ_مهدوی 🔹🔸🔹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
13.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 مجموعه کلیپ چشم انتظار
🎙 حجت الاسلام نصوری
▫️کلیپ شماره ۳
#کلیپ_مهدوی
🔹🔸🔹
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
تقسیم ثروت به طور مساوی تقسیم ثروت به طور مساوی بی عدالتیها و ظلمهایی که در عالم میشود، به خاطر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
.......:
رضایت و خشنودی عمومی
رضایت و خشنودی عمومی
در حکومت عدل پرور حضرت ولی عصر علیه السلام تمام
[صفحه ۴۳]
مردم از او خشنود میشوند حتی پرندگان هوا و درندگان صحرا، چنانکه در احادیث شریف آمده است: فیفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطیر و الوحوش و الحیتان فی البحر. [۱].
اهل زمین و آسمان با پرندگان هوا، درندگان صحرا و ماهیان دریا، همه و همه از او خشنود میشوند. خشنودی در دل زندگان و مردگان نیز پیدا میشود، چنانکه در حدیث آمده است: و لا یبقی مومن الا دخل علیه تلک الفرحه فی قلبه و فی قبره. [۲]
.
مومنی باقی نماند جز اینکه این خشنودی به او میرسد، یا در قلبش و یا در قبرش.
پاورقی
[۱] الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص ۸۲.
[۲] اعلام الوری، ص ۴۳۵.
بی نیازی همگانی
در زیر سایه حکومت عدالت گستر آن امام همام، همگان مستغنی میشوند به اندازه ای که در روی زمین محتاجی پیدا نمی شود که زکات و صدقات را بپذیرد، چنانکه در روایات مختلف بیان شده است:
[صفحه ۴۴]
لیاتین علی الناس زمان یطوف الرجل فیه بالصدقه من الذهب ثم لا یجد احدا یاخذها منه. [۱].
زمانی برای مردم خواهد رسید که انسان شمشهای طلا با خود حمل میکند که در راه خدا انفاق کند، ولی کسی (فقیری) را پیدا نمی کند که آن را قبول کند. فلا یجد الرجل منکم یومئذ موضعا لصدقته و لا لبره لشمول الغنی جمیع المومنین. [۲].
انسان در آن روز (در زمان حکومت حضرت ولی عصر علیه السلام) برای صدقات و مبرات خود جایی پیدا نمی کند، چون بی نیازی همه مومنان را فرا میگیرد. حتی در زمان آن نازنین، دلهای مردم همه بی نیاز میگردد و حرص و طمع و صفت زیاده طلبی از قلوب آنها زایل میشود و دلها نیز صفت بزرگواری پیدا میکنند: و یجعل الله الغنی فی قلوب هذه الامه. [۳].
در روزگار او پروردگار بی نیازی را در دل این امت قرار میدهد. در زمانی کنونی که دوران غیبت آن عزیز است، هر کس گدایی آستان ملک پاسبانش را آموخت، از غیر او مستغنی
[صفحه ۴۵]
گردید و بی نیاز شد، زیرا گدایی در خانه اش از سلطنت دنیا و آخرت بمراتب
ارزشمندتر است. حقیر در یکی از غزلیاتم که به عنایتش سروده شده است، آورده ام:
دل من از غم هجران رخت غمگین است
بار هجران تو بر سینه من سنگین است
به گدایی تو بر پادشهان فخر کنم
پادشاهی که گدایت نبود مسکین است
کاسه لیسی سر سفره تو ما را بس
کاسه لیس در تو زندگیش تامین است
شادم از آن که اسیر غم عشق تو شدم
گر چه تلخ است فراق تو، غمت شیرین است
همه گویند که از عشق تو دیوانه شدم
عشق تو کیش من و دین من و آیین است
چه کنم گر نکنم گریه ز هجران رخت
گریه آبی است که بر آتش دل تسکین است
لحظه ای بر در کاشانه مادر بنگر
که هنوز از اثر خون پسر رنگین است
تازیانه چو عدو بر تن مامت میزد
دیده باب تو از دیدن آن خونین است
هاشمی را به سراپرده اسرار بخوان
چون که در خادمیت سابقه اش دیرین است
پاورقی
[۱] صحیحی بخاری، ج ۲، ص ۱۳۶.
[۲] اعلام الوری، ص ۴۳۲.
[۳] الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص ۶۴.
#آثار دعا براي فرج امام زمان علیه السلام
نویسنده:
حسین هاشمی نژاد
https://eitaa.com/zandahlm1357
هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
هنر آن است ڪه بمیرے پیش از آنڪه بمیرانندت و مبدا و منشا حیات آنانند ڪه چنین مردهاند...
.......:
@zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
.......: هم باید ساکت بود و هم به گونه ای خاص به پرسشهای سوالات زیاد درون پاسخ گفت. نمی توانی بپرسی.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
.......:
طناب مزدور کش
شلیکها شروع میشود. این دفعه بچهها پشت سر یک تپه کوچک پناه گرفته اند. ولی سنگر کمین عراق اجازه حرکت نمی دهد. بی امان شلیک میکند. گاهی هم چند لحظه صبر میکند و وقتی جلوی خود را دید دوباره شلیک میکند. دوشکاچی هنگام شلیک نمی تواند جلوی خود را خوب ببیند. چون آتش دهانه دوشکا، دید تیرانداز را کم میکند. اما این عراقیها هیچی نمی فهمند. یک سره شلیک میکنند. بالا و پایین و چپ و راست.
برادر حمید از کنار ستون میگذرد. یک رشته طناب هم در دست دارد. کسی متوجه نشد چرا او با خودش طناب آورد. قبل از عملیات هم هر کسی از او سوال کرد، پاسخ مناسبی نداد و با آن لهجه ی آذری زیبایش، گفت: «این طناب دنبال گلوی حرامزاده میگردد».
حالا همین حمید آقا با آن طناب حرامزاده کش به جلوی ستون میرود. از ستون جدا میشود و در تاریکی گم میشود... یا حضرت عباس! کجا میرود؟ میخواهد چه بکند؟ اگر میتوانست این دوشکا را خفه کند خیلی خوب میشد. بعد از چند دقیقه دوشکا خفه شد و دیگر شلیک نمی کند. برادر حمید موسوی میآید. اما با زحمت. چیزی را به همراه میکشد. یک عراقی را به پشت میکشد.
[صفحه ۴۲]
او را خفه کرده. جای فکر کردن نیست. فقط معلوم است او رفته و از پشت سر دوشکاچی عراقی را خفه کرده و آمده.
کوهپیمایی توأم با درگیری پراکنده در ارتفاع تا صبح ادامه مییابد. از پشت هر درخت و سنگی انتظار شلیک میرود. شاید یک عراقی کمین کرده باشد و به ستون حمله کند. تعداد زیادی از نفرات گردان در بین راه مانده اند. علاوه بر
شهید و مجروح عده ای از پای درآمده و خسته شده اند. ولی نباید ایستاد و نیروها باید خود را به بالا برسانند. نماز صبح در گرگ و میش آسمان یعنی شدت نبرد. با پوتین. بعضیها با تیمم. رو به قبله در یک استراحت کوتاه و باز هم حرکت.
حالا که هوا روشن شده، متوجه عظمت کار میشوی. عجب کوه بزرگی. هیچ کس در آن پیدا نیست. آن همه نیرو در آن گم شده. فقط آن پایین و در دشت و اطراف شهر، صدها دستگاه نفربر و تانک و خودرو و آمبولانس در حرکت اند و این همه نشان از عظمت عملیات دارد. حتما نیروی زیادی وارد کار شده اند. شاید حدود هشت لشکر بزرگ. به بالا که نگاه میکنی. گویی هنوز در ابتدای راه قرار داری. نفسی تازه میکنی و دوباره به راه میافتی. دیگر حرکت گردانی نیست. حتی به دسته تبدیل شده. در هر گوشه ۳۰ - ۲۰ نفر دنبال یکدیگر راه افتاده و بالا میروند. شاید این طوری بهتر باشد. از حجم تلفات کم میشود. باید پراکنده بود، تا ضمن حفظ نیروها بتوان تمام نقاط ارتفاع را پاکسازی کرد. هوای روشن یعنی صبحانه. یک چیزی برای خوردن،
حتی اندک. آذوقههای باقیمانده خارج میشود و هر کس در گوشه ای مشغول خوردن است. نان و خرما، تن ماهی، یک تکه شکلات خشک و سفت، آجیل و... عملیات ادامه دارد ولی اینجا مانند جنگ در دشت نیست. حدود خط درگیری کاملا مشخص نیست. این طرف کمی پایین تر و آن طرف کمی بالاتر درگیری وجود دارد. وضعیت پاتک هم مشخص نیست. اینجا تانک وجود ندارد، ولی گلولههای زیادی به زمین میخورد.
احتمالا عراق سعی میکند این عملیات را با تأخیر در رسیدن به اهداف مواجه کند.
[صفحه ۴۳]
در گوشه و کنار و سر راه، چند نفر مجروح و شهید از شب قبل باقی مانده اند اگر مجروحان خودشان به فکر خودشان باشند. بهتر است، چون کمتر حمل مجروحی پیدا میشود که توان داشته باشد یک مجروح را دهها متر به پایین ببرد. هر چند آمبولانسها از جادههای موجود استفاده میکنند، و خود را به بالا میرسانند، ولی مجروحان ساده خودشان راه پایین را در پیش گرفته و به سمت دشت میروند. معلوم نیست عراقیها چرا این همه سنگر در این سینه کش ارتفاع درست کرده اند. هر جا میروی، سنگر میبینی، انفرادی و اجتماعی. جادههای باریک و مالرو هم سنگرها را به یکدیگر متصل کرده. حتی میتوان از روی این جادهها به سنگرهای دست نخورده عراقی رسید. هیچ عراقی در سنگرها وجود ندارد. آن هنگام که نیروهای سپاه اسلام در دشت و دامنه با سنگرهای کمین درگیر شده اند، سربازان این سنگرها، فرار کرده و به عقب رفته اند. ولی برای رفتن اول باید بروند بالای ارتفاع بعد از آن طرف سرازیر شوند. پس آن بالا خیلی خبرهاست. باید رفت بالا. دنبال ستون. به فرمان مسئول
گروهان. نظم چندانی مشاهده نمی شود ولی هدف این است که نیروهای باقی مانده به قله برسند.
سنگرها به وسیله ی نیروها پاکسازی میشوند و از میان آنها وسایل زیادی به دست میآید. بهترین غنیمت رادیو است. یکی از بچهها روشن میکند و با صدای بلند روی یک گونی از سنگر میگذارد تا بقیه هم بشنوند.
«... رزمندگان اسلام شب گذشته در یک عملیات بزرگ، خطوط مقدم عراق... »
گزارشگر در
حال گزارش جنگ است. کلیات عملیات به اطلاع مردم میرسد و هزاران مادر و پدر خانواده نگران فرزندشان، دست به دعا بر خواهند داشت.
بچهها میخندند، یکدیگر را میخندانند. از داخل س
نگرها چیزهای عجیبی به دست میآید. بعضیها به جای پاکسازی، جارو میکنند و هر چه داخل سنگرهاست به بیرون میریزند و بعد تفتیش میکنند. پتو. لباس. ساک. رادیو. غذا. ظرف. پوتین. نان. شیر خشک. کنسرو گوشت. گاهی اوقات هم آنقدر
[صفحه ۴۴]
انفجار گلولهها کم میشود که آدم فراموش میکند در حال عملیات نظامی است. صدای مسئول گروهان و مسئول دسته یک لحظه هم قطع نمی شود. بنده ی خداها براساس وظیفه، به دنبال تک تک نیروها راه میافتند و آنها را به ستون و حرکت مجدد میخوانند.
دفاع مقدس
سینای شلمچه
https://eitaa.com/zandahlm1357
7.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظه کشف پیکر مطهر شهید دوران دفاع مقدس در منطقه کله قندی مهران در ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱
•┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈••