eitaa logo
زَر نوشت
76 دنبال‌کننده
94 عکس
5 ویدیو
0 فایل
یه مامان در حال تحصیل👩‍🎓 روزانه نویسی/فرزند پروری/ثبت خاطرات🩷 اینجا دلیه❤ از هر دری سخنی! کپی؟؟؟نکن فور بزن!
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Lost Between Pages✮📖
بزرگسالی اونجاست که دیگه برند مورد علاقه از محصولات شوینده داری
هدایت شده از Lost Between Pages✮📖
بزرگسالی اونجاست که فروشگاه مورد علاقت دیگه لوازم تحریر و چیزای فانتزی نیست بلکه پلاسکوهاست..
هدایت شده از Lost Between Pages✮📖
بزرگسالی اونجاست که ظرف شستن برات تراپی میشه.
اسکار متفاوت ترین محتوای کیفم میرسه به خودم😂 بقیه تو کیفاشون پر جینگیل پینگیل من دریغ از یه رژ برا خودم🗿 چالش نعنا فلفلی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨✨✨✨✨ سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و روز عشقتون مبارک❤️ ✨✨✨✨✨
یکی اینجا مامانش موهاشو دم اسبی بسته🥺🥲
چمیدونم بابا منم بار اولمه دارم زندگی میکنم فدای سرم اگه جایی رو خراب کردم🦦
حرف های ناگفته رو به کسی بزنید که بعدش سبک بشید نه پشیمون.
میگه که: آخه به تو حاصلی ندارد؛غم روزگار گفتن...
امروز باید کاری رو انجام میدادم که از سپردنش به کس دیگه ای حس خوبی نمیگرفتم پس خودم دست بکار شدم! دروغ چرا اول صبح که میخواستم بزنم بیرون خیلیی برام سخت بود! گفتم کی حال داره با بچه و کالسکه وادوات بیرون بره! حتی دنبال پیچوندنش هم بودم اما خب نپیچید! آلاء رو نشوندم تو کالسکه و یا علی از خونه زدم بیرون و کارمو انجام دادم تو مسیر برگشت باید برا خونه خرید هم می کردم‌..‌. ولی یک آن احساس کردم سراسر وجودم به وجد اومده! داشتم حسی رو تجربه میکردم که انگار مدتها بود گمش کرده بودم! استقلال استقلالی که بعد بدنیا اومدن آلاء دیگه تو خودم نمیدیدمش! من تو تمام این یه سال به تعداد انگشتای دست با آلاء تنها بیرون رفتم! و انقدر خودمو وابسته به بودن ماشین و همراهی همسر کرده بودم؛که یه بیرون رفتن ساده با بچه برام از شکوندن شاخ غول سخت تر شده بود... تو مسیر از کافه یه موکا هم گرفتم و برگشتیم خونه...اما حال خوشی که ازش برام بجا موند شد سوخت موتورم تا آخر شب!