یه دختری بود که هر شب دقیقاً ساعت ۳:۰۷ روی گوشیش یه نوتیف میاومد.
یه پیام… بدون اسم، بدون عکس پروفایل. فقط یه جملهی ساده:
«بیداری؟»
اولش فک میکرد شوخیه. بعدش ترسید. چون هر چی سرچ کرد، اون شماره اصلاً وجود نداشت.
و عجیبتر اینکه… هر شب، درست همون لحظه، صدای نوتیف پیام از گوشیش میاومد،
حتی وقتی گوشیشو خاموش میکرد.
یه شب بالاخره جواب داد:
«کیای؟ از کجا شمارهمو داری؟»
هیچ جوابی نیومد…
فقط یه لوکیشن.
محل دقیق خونش.
و زیرش نوشته بود:
«پشتت رو نگاه نکن.»
داستان: اتاق زیر شیروانی شماره ۷
صدای قفل شدن در اتاق زیر شیروانی مثل خرد شدن استخوان بود. سارا میدانست که نباید در آنجا را باز میکرد، اما کنجکاوی، آن زخم کهنه و قدیمی روی روحش، او را وادار به این کار کرده بود. پیرمردی که خانهی قدیمی را به او فروخته بود، تنها یک نکته را با صدای خشدار تکرار کرده بود: «هرگز به اتاق شماره ۷ نرو. هرگز.»
این خانه بیش از صد سال قدمت داشت، اما اتاق شماره ۷ در انتهای راهرو، نه یک در چوبی معمولی، بلکه یک صفحهی فلزی ضخیم با چهار قفل سنگین داشت. سارا آنها را شکست.
وقتی وارد شد، بوی عجیبی به مشامش خورد؛ ترکیبی از خاک نمور، کهنگی و چیزی شیرین و فلزی شبیه به خون خشک شده. نور تنها منبع، یک لامپ آویز لرزان بود که سایههای کشیده و وهمآور بر دیوارهای آجری میانداخت. اتاق خالی بود، جز یک چیز.
در مرکز اتاق، درست زیر جایی که لامپ آویزان بود، یک صندلی چوبی قدیمی قرار داشت. صندلی هیچ چیز عجیبی نداشت، اما سارا متوجه شد که هیچ گرد و خاکی روی آن ننشسته است، در حالی که تمام کف اتاق پوشیده از لایهای ضخیم از غبار بود. انگار کسی مرتباً آنجا مینشست و کفشهایش را میتکاند.
نزدیکتر که رفت، متوجه شد که دستههای صندلی با رشتههای نازکی از مو بافته شدهاند. موهایی سیاه، بلند و به طرز عجیبی براق. قلب سارا شروع به تپیدن در گلوی خود کرد. او میخواست برگردد، اما نور آویز شروع به چشمک زدن کرد و با هر بار خاموش و روشن شدنش، لحظهای کوتاه تاریکی مطلق ایجاد میشد.
در یکی از این لحظات تاریکی، سارا صدای خشخشی شنید، صدایی که به سختی میتوان آن را شنید، انگار کسی در حال جویدن چیزی بسیار سخت بود. وقتی نور دوباره برگشت، صندلی خالی بود. سارا نفس راحتی کشید و برگشت تا از اتاق بیرون برود…
اما همین که دستش به چارچوب فلزی در رسید، صدای جویدن دوباره بلند شد؛ این بار بسیار نزدیکتر.....
ادامشو تو بنویس بفرست
سکرت