eitaa logo
ḠIitcḧ
652 دنبال‌کننده
34 عکس
24 ویدیو
5 فایل
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ -‌ 𝗍݁ꨲ𝗌ꨲ https://eitaa.com/majhorror 𝗌ꨲ‌𖫲𝗎𝖻ꨲ𑪊‌ ‌ ‌‌ ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام داستان ترسناک من ما هر شب تابستون پیش عمم بودیم و کنار خونه عمم یک ساختمون بلند بود که یک عروسک ترسناک اونجا بود که موهاش بلند و بافته شده بود و پیرهن سفید و پر خون بود ما همش اونو می دیدیم که یک شب سنگ زدیم بهش افتاد و چون که خیلی ترسناک بود ما آتیشش زدیم و باز شب بعدش اون اونجا بود ما اون خونه رو ترک کردیم ولی خب هنوز اون اونجاست
سلام داستان دارم یه شب بود داشتم گوشی گرفتم توی اینستا بودم ساعت چهار صبح بود همه جا تاريک احساس میکنم یکی بهم نگاه میکنه نگاهش کردم صورتش معلوم نبود سياه بود ولی فقدر چشاش سفید رگ چشمش قرمز بود هیچ کاری نکردم خودمو زدم که ندیدمش به چپ نگاه می کردم و به رست نگاه می کردم توی قلبم گفتم بسم الله الرحمن الرحیم بعد یه چیزی سياه از جوی چشاشم رد شود
یک روز که میخاستیم از خونه قبلی بریم شب موندیم یه شب اصلا خوابم نمی برد و رفتم تو بالکن هوای بخورم وقتی برگشتم داخل خونه دیدم در یخچال بازه و ایندفعه آب هی باز بسته میشه موهام باز بو د ولی صبح که بیدار شدم دیدم موهام بافت هولندی بودن
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لف ندید سلی نت نداره
ḠIitcḧ
لف ندید سلی نت نداره
هستم ولی خدا میدونه تا کی😂💔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا