eitaa logo
ḠIitcḧنفور تِبه بعده تِب بفور
659 دنبال‌کننده
34 عکس
26 ویدیو
5 فایل
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ -‌ 𝗍݁ꨲ𝗌ꨲ https://eitaa.com/majhorror 𝗌ꨲ‌𖫲𝗎𝖻ꨲ𑪊‌ ‌ ‌‌ ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
درود ، میخواستم یه داستانی رو براتون تعریف کنم . من اسمم حلیناعه و تو کرج زندگی میکنم ،همین دو روز پیش رفته بودم دسشویی (خونمون دو طبقه اس ، و طبقه ای زیر هم ، یه خانومی هست که کالایی از شرکت میگیره و با هم کاراش میارن اونجا میدوزن ، و ماشین شرکت هم بعضی وقتا دیر میاد دنبال کالاها ) اون شب حدود ساعتایی ، 4\5بود . دسشویی تو حیاطه‌ ، بعد وقتی داشتم از دسشویی میومدم دیدم اون خانومه اونجاست و داشت با گوشیش ور میرفت ، سلامی کردم فکر کردم که اومده دنبال ِ کارا ، داشتم از پله ها بالا میرفتم که یهو گفت وایسا گفتم بله و اینا، گفت میشه اینو برام بخونی عجیب بود چون تاجایی که یادمه سواد داشت ولی وقتی اون نوشته رو دیدم حالم بهم خورد ، ولی واقعا نتونستم بخونمش . بعدشم با لحنی عجیبی گفت مهم نیست برو خونتون ، اومدم خونه درست نتونستم بخوابم . فردا صبحشم‌ رفتیم دکتر به مامانم گفتم بره ازش بپرسه اون شب اومده بود یانه؟ مامانم وقتی برگشت گفت ، گفته که اونروز اصلا نیومده بوده کارکنه که ماشین ِ شرکت بیاد ِ دنبال ِ کارا .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بابت فور معذرت چنلو چک نکرده بودم