هدایت شده از 𝒯𝐸𝒜𝑀…
و سلام بر آنان که
در دیدار اندک اند
و در یاد بسیار...
محمود درويش
غرق غروب رفتنت ماند دلم
در فکر سکوت رفتنت ماند دلم
دریا یادگار تلخی از عشق تو بود
تنها کجا رفتی که تنهاست دلم
شب به تنهایی خودش، مامور بر آزار ماست
وای از آن ساعت که با غم هم تبانی می کند..
من از نیش عزیزان آنچنان آزرده احوالم
که بیشک بوسه خواهم زد زبان مار کبرا را.