ز همه دست کشیـدم كه تو باشـی همهام
با تو بـودن ز همه دسـت کشیدن دارد ،
به یه مرحله ای از بی اعتمادی رسیدم که
حس میکنم سایه خودم قراره بر علیه ام
توطئه کنه و من خبر ندارم.
باز یادت در دلم امشب قیامت میکند
اشک بر چشمان من عرض ارادت میکند
از تو مانده خاطراتی تلخ و شیرین یادِ من
فاصله امشب شده قاضی قضاوت میکند