🖋| تربیت واقع گرا
▫️ بخش دوم
موضوع نگرانی را با خانواده در میان گذاشتیم و آن ها هم تایید کردند که در خانه هم همینطور است.
کمی که بیشتر گفت و گو کردیم متوجه شدیم پدر و مادر نسبت به خواهر و برادرش، توجه بیشتر و متفاوتی نسبت به او دارند.
خودشان میگفتند شخصیت اورا تقویت میکنند.
اما ظاهر ماجرا این بود که این توجه و شخصیت بخشی، منجر به ایجاد یک غرور کاذب در او شده بود
غروری که مانع از شنیدن حرف مخالف نظر خودش شده بود
مانع از اینکه بشنود و حرف درست را انتخاب کند
تقویت مولفه های بنیادی در تربیت باید به اندازه و به موقع باشد
تربیت نباید گلخانه ای باشد، نباید مصنوعی باشد، طوری که فرزند ما هیچ گاه طعم شکست یا مخالفت با حرف هایش را نچشیده باشد
تصور کند همه مانند پدر و مادر او هستند که از حق خودشان به خاطر او بگذرند یا اشتباهات او را دائما نادیده بگیرند.
باید در محیط خانواده به اندازه و به موقع مقداری طعم شکست را به بچه ها چشاند.
باید کم کم آن ها را با واقعیت های زندگی به شکلی محافظت شده آشنا کرد.
#یادداشت
___________
🏷️ @zekra1
شرق و غرب عٰالـم
برٰای مَن
صَفا و مَروه است !
مَن میدَوم
چرا بـه تـو
نــمیرسم ؟ ...
_______
🏷️ @zekra1
"ذِکْــری | Zekra"
🖋 #روایت_خدمت | روز دوم بخش اول خدمت امروز جنسش متفاوت بود گروهی از دانش آموزان مدرسه مکمل عصر امی
.
توی این پست 👇
https://eitaa.com/zekra1/76
از روایت یک خدمت متفاوت، همراه با بچه های مدرسه مکمل عصر امید گفتم
حالا خروجی این تلاش رو میذارم که شماهم بشنوید
⬇️⬇️
🖋| موقعیـت دنـج مـن
به حتم همه ما تا به حال حضور در موقعیت (زمان + مکان) هایی را تجربه کرده ایم که حالمان را بهتر کرده.
بعضی موقعیت ها وجود دارد که انگار با خلقت ما تناسب خاص خودش را دارد
انگار روحمان در آن وضعیت آرام و قرار خاصی پیدا میکند.
برای من یکی از این موقعیت های دنج اختصاصی ام، کتابخانه بعد از ساعتِ پنج و شش بعد از ظهر است که تقریبا دیگر کسی در آن نیست.
چراغ های اصلی سالن کتابخانه خاموش است و فقط میماند همان چراغ مطالعه بالای سر میزم که تنها فانوس هدایت در آن ظلمات کتابخانه است!
دوست دارم ساعت ها روی همان صندلی بنشینم، فکر کنم، مطالعه کنم، بین قفسه ها راه بروم، از پنجره خیابان را نگاه کنم و اگر پا بدهد یک فنجان چایی هم به ماجرا اضافه شود.
موقعیت دنج شما کجاست؟
به نظرم باید هرکسی یکی دوتا از این موقعیت ها داشته باشد
برای روزهای شلوغ، برای لحظاتی که کارهای مختلف هرکدام سهم خودشان را از ذهن و توان ما طلب میکنند
گاهی باید به موقعیت ها پناه برد
موقعیت دنجی که فقط خودت باشی
تنها که بشوی، سکوت که باشد، صدای او بهتر شنیده میشود
فَإِنِّي قَرِيبٌ
أُجِيبُ دَعْوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِۖ
من نزدیکم
همیشه، دعای دعاکننده را وقتی فقط از من بخواهد، سریع جواب میدهم.
#یادداشت
------------
🏷️ @zekra1
.
باید که ساخت
با شرر عشق ؛
چاره چیست؟
فی بُعدِها عَذابْ
وَ فی قُربِها مَمات...
------------
🏷️ @zekra1
.
🖋| عـصـر امیـد
تا به حال در کانال درباره مدرسه مکمل عصر امید، غیر مستقیم اشاره هایی را داشته ام
سال گذشته اواخر مرداد ماه بود که کار را به صورت رسمی آغاز کردیم
اول کار دو نفر بودیم، استادم و من
بسم الله را گفتیم و زدیم به خط.
کمی که کار جلو رفت دوستان دیگر هم اضافه شدند
اضافه شدن هرکدام ماجرایی دارد
انگار خدا طوری مسیرشان را به کار و بار ما انداخته بود تا مایه همکاری شود
عصر امید یکساله شد و حالا سرزنده تر و امیدوارانه تر با فکر های بزرگ و آینده ای روشن، یکی یکی قدم ها را در مسیر تربیت نوجوان ها بر میدارد ان شاء الله
از ماجرای تاسیس و فراز و فرود های این یک سال روایت زیاد دارم که ان شاء الله خواهم نوشت
اما سعی کردم خلاصه ای از مهمترین نکات مفید برای فعالان فرهنگی را در مصاحبه با مجموعه رادیو کنشگر بیان کنم به امید تکثیر این الگوی مبارک.
#یادداشت
-------------
🏷️ @zekra1
قسمت پنجاه و هفتم رادیو کنشگر
جناب آقای صالحی؛ مدرسه مکمل عصر امید
@Asre_omid1
@zekra1
.
🎙 گفتگوی صوتی
🎥 گفتگوی تصویری (بزودی)
🔍 #مدرسه #نوجوان
.
🎙@radio_koneshgar
✴️ @Asre_omid1
----------
🏷️ @zekra1
علیرضا صالحیقسمت پنجاه و هفتم کنشگر.mp3
زمان:
حجم:
29.4M
مدرسه عصر امید
مکمل فعالیتهای دانشآموزی 📚
.
قسمت پنجاه و هفتم کنشگر
رادیوی فرهنگ و اجتماع 🗣
.
🔺 گفتگو با جناب آقای صالحی
مدرسه مکمل عصر امید
@Asre_omid1
@zekra1
.
0:30 | معرفی میهمان و فعالیتها
3:55 | دغدغه از کجا شروع شد؟
6:30 | قدم اول: #اردو تفریحی
11:50 | برنامهی #سه_ساله
15:00 | چالشها و دستاوردها
18:30 | روش شروع از صفر
21:35 | تجربه، ایده، پیشنهاد
26:00 | ظرفیتهای #هم_افزایی
28:15 | چرا #کنشگر ؟!
.
رادیو کنشگر 🎙
@radio_koneshgar
✴️ @Asre_omid1
----------
🏷️ @zekra1
🖋| آقا مصطفی
خبر فوت بعضی ها مانند یک تلنگر است که تورا از خواب بیدار میکند
از آن خواب هایی که هرچه صدایت میزنند بیدار نمیشوی و به ناچار یک تکان محکم میدهندت تا هوشیار شوی
گویی توی ذهنمان،ناخودآگاه بعضی ها را از دایره مرگ بیرون گذاشته ایم
خیال میکنیم اینها نمیمیرند
این ها رفتنشان به آدم نهیب میزند
رفتن آقا مصطفی از این جنس بود
انگار حیفم میآمد او در این دنیا نباشد
جبهه فرهنگی انقلاب او را نداشته باشد
آشنایی مان برمیگردد به دوران دانشجویی و حلقه مطالعه کتاب "جدال دو اسلام" که به هر ضرب و زوری بود دست آخر هم نتوانستیم به انتها برسانیمش و حسرت ادامه جلسات با آقا مصطفی از همان موقع به دلم ماند.
حواسش جمع بود، یکبار که قرار بود یک اکران بزرگ در دانشگاه داشته باشیم، چند ساعت قبل تماس گرفت و تذکراتی داد
آدم اهل دغدغه و کارفرهنگی کم نداریم،اما بعضی ها خاص اند، جدی اند، واقعی اند، درد دارند، از درون میجوشند برای این مسائل
او اینطوری بود
شخصیتش را دوست داشتم
کافه کتابش را دوست داشتم، از آن نقاط حال خوب کن شاهرود بود برایم
کتابفروشی که به گفته نزدیکان دخل و خرجش به هم نمیخورده اما او از جیب هزینه میکرد تا سرپا بماند
از آدم های جدی بر سر عقیده خودشان خوشم میآید
از آقا مصطفی هم...
کاش نزدیکان او تصمیم بگیرند او را روایت کنند
روحش شاد، مجاهد فرهنگی مقاوم
#یادداشت
------------
🏷️ @zekra1
"ذِکْــری | Zekra"
🖋| آقا مصطفی خبر فوت بعضی ها مانند یک تلنگر است که تورا از خواب بیدار میکند از آن خواب هایی که هر
.
ما كه آخر در اين عالم مىميريم...
پس بگذار براى او بميريم
و زندگى و مرگ ما براى او باشد!
📚 بهار رویش | علی صفایی حائری
---------
🏷️ @zekra1