آسمانِ شب، ماهِ تابان را قاب کرده است..
ماه، تمامِ دلتنگیهای زمین را در سکوتی نقرهای میپیچد و به آغوش تاریکی میسپارد..
نمیدانم
فاصلهی من تا ماه چقدر است، یا فاصلهی ماه تا آن ستارهی تنها.
فقط میدانم
که گاه عکسِ آسمان، تنها یادگاری میماند از نوری که هرگز به زمین نرسید
و دلتنگیای که هرگز تمام نمیشود…
من فقط مینویسم و مینویسم و مینویسم ✍🏻 .
تا شاید یه روزی ، این نوشتههارو بخونی و از خوندش لذت ببری ..
بعضی وقتا طراحی میکنم هرچی که تو ذهنم تصور میکنمُ روی کاغذ طراحیش میکنم ، نمیدونم دقیقا چی ذهن شلوغمو آروم میکنه طراحی ، عکاسی یا نوشتن؛ اما اینو میدونم دیگه مثل ِقبل حرف زدن برام کار راحتی نیست ، خیلی از کلماتو نمیتونم به زبون بیارم اصلا تا بخوام به زبون بیارم بدجور بغضم میگیره؛ انگاری یکی گلومو گرفته و به بیرحم ترین شکل ممکن داره خفم میکنه ، برای همین ترجیح میدم سکوت کنم و چیزی نگم و بجاش کارایی رو انحام بدم که حواسم رو پرت کنن .