نجف...
چه سخت می شود از تو دل کند...
انگار هنوز گوشه ای از دلم کنار همان ضریح مانده است
جایی میان ازدحام عاشقانی که هر کدام با اشکی، با آهی و با دلی شکسته آمده بودند تا پدر مهربان امت را صدا بزنند
یا امیرالمؤمنین...
چگونه می شود از شهری رفت که هر نفسش بوی علی علیه السلام می دهد؟
چگونه می شود از صحنی دل کند که هر سنگش، هر ستونش، هر نسیمش زمزمهی السلام علیک یا امیرالمؤمنین است؟
زیارت ما کوتاه بود
چند ساعت بیشتر مهمان این خانه نبودیم
اما مگر زمان، معیار عاشقی است؟
گاهی یک نگاه، یک سلام، یک قطره اشک، تمام عمر انسان را دگرگون می کند
و من احساس می کنم همین چند ساعت، به اندازه سال ها در جانم اثر گذاشت
امروز که آخرین نگاه را به گنبد طلایی می اندازم، دلم آرام آرام می شکند
انگار هر قدمی که از حرم دور میشوم، چیزی از وجودم جا می ماند
و از علی علیهالسلام فقط یک خواهش دارم:
آقا جان...
اگر لایق نبودم که بیشتر بمانم
لااقل مرا از یاد خودت نبر...
چند هفته پیش، همین صحن و همین حرم، شاهد وداع با رهبر شهید بود
همین آستان، بوی تشییع مردی را به خود گرفته بود که عمرش را در راه ولایت و عزت اسلام گذاشت
امروز که قدم بر این سنگفرش ها می گذارم، انگار هنوز آن بغض ها، آن اشک ها و آن زمزمه های وداع در هوای نجف جاری است
حس عجیبی دارد
گویی دیوارهای حرم هنوز روایتگر آن وداع بزرگ اند و دل انسان بی اختیار به احترام همه مجاهدانی که جانشان را فدای این مسیر کردند، به لرزه می افتد
نجف...
تو فقط یک شهر نیستی
تو پناه خسته ترین دل های عالمی
تو جایی هستی که آدم، پدرانه در آغوش علی علیهالسلام گریه می کند
خداحافظ ای وادی السلام
ای آرامگاه پیامبران خدا
ای سرزمین هود و صالح علیهماالسلام
ای منزلگاه هزاران عالم ربانی، فقیه، عارف و عاشقی که قرن ها در کنار مولایشان آرام گرفتهاند
چه سعادتی نصیب آنان شد که همسایه علی شدند
اما این خداحافظی، پایان راه نیست
اکنون از کنار پدر، راهی دیدار فرزند می شویم
راهی جاده ای که هر قدمش عطر عشق میدهد
راهی مسیری که میلیون ها دل عاشق را به یک مقصد می رساند
راهی حسین علیهالسلام
از این لحظه، هر قدممان سلامی است به کربلا
هر نفسمان زمزمه لبیک یا حسین
و هر اشکمان، امانتی است که علی علیه السلام به دست فرزندش می سپارد
چه افتخاری بالاتر از این
که انسان از آستان امیرالمؤمنین علیه السلام حرکت کند
و تمام مسیر، رو به سوی حسین علیهالسلام قدم بردارد
یا علی...
ما را به حسینت برسان
و یا حسین
وقتی به آستانت رسیدیم
دست رد به سینه این زائران خسته نزن...
نجف را با چشمانی اشکبار ترک می کنیم
اما یقین داریم که دل، همیشه همین جا خواهد ماند
کنار ضریح مردی که اگر دنیا هزار بار تمام شود
باز هم نامش مأمن دل های شکسته خواهد بود
السلام علیک یا امیرالمؤمنین
تا دیداری دوباره...
اما یک حس عجیب، لحظه وداع را برایم سخت تر کرده است...
نمی دانم چرا هر چه از حرم دورتر می شوم، بیشتر احساس می کنم که علی علیه السلام با نگاه پدرانه اش بدرقه مان می کند
انگار می خواهد تا آخرین لحظه نگاهمان کند
انگار میگوید:
برو...
فرزندم حسین منتظر توست...
و من...
میان اشک و لبخند مانده ام
اشک برای جا گذاشتن دل در نجف...
و لبخند برای اینکه قدم در راهی می گذارم که تمام تاریخ عاشقی در آن خلاصه شده است
از همین جا...
از کنار ضریح پدر...
راهی فرزند می شویم...
چه راهی از این زیباتر؟
چه سفری از این باشکوه تر؟
مسیری که ابتدا و انتهایش عشق است...
ابتدایش یا علی...
و پایانش یا حسین...
خوشا به حال خاک این جاده
که هر سال، گونه های خیس میلیون ها عاشق را لمس می کند
خوشا به حال ستون های مسیر
که شاهد نجواهای نیمه شب زائرانی هستند که تمام دارایی شان فقط یک کوله بار و یک دل شکسته است
خدایا...
اگر پاهایمان خسته شد
یاد عطش کودکان کربلا را از ما نگیر
اگر شانه هایمان سنگین شد
یاد اسارت زینب سلام الله علیها را فراموشمان مکن
و اگر اشک هایمان جاری شد
اجازه بده قطره ای باشد در کنار دریای اشک مادری که بر بالین حسینش نشست
امشب نجف را ترک می کنیم
اما مگر می شود از علی جدا شد؟
عاشق، هر جا که برود
دلش دور ضریح محبوبش طواف می کند
یا امیرالمؤمنین
اگر در این چند ساعت، سلاممان ناقص بود
اگر نگاهمان کوتاه بود
اگر اشکمان کم بود
به بزرگی خودت ببخش
و اگر دوباره قسمت نشد که به این آستان برسیم
شهادت بده که آمدیم
با دلی شکسته آمدیم
کنار ضریحت گریه کردیم
و با امید دعای تو، راهی حسین شدیم
حالا دیگر پشت سرمان، گنبد طلایی نجف آرام آرام از نگاه پنهان می شود
و همین که آخرین برق گنبد در افق محو می شود
احساس می کنم چیزی در سینه ام فرو می ریزد
بعضی خداحافظی ها، آدم را پیر می کنند
خداحافظ ای شهر علی
خداحافظ ای پناه دل های بی پناه
خداحافظ ای شهری که هر کوچه اش بوی ولایت می دهد
ما می رویم
اما دلهایمان را امانت کنار ضریح تو می گذاریم
و اگر زائری روزی کنار آن ضریح، دلش بی اختیار شکست
شاید گوشه ای از آن اشک
از دلی باشد که امشب در نجف جا ماند
السلام علیک یا امیرالمؤمنین...
تا سلامی دیگر
اگر خدا بخواهد
و اگر خودت دوباره دعوتمان کنی...
📚 تثبیت ۲۰ جز اول قرآن کریم
🔹 مدرس: استاد دهقان
🔹 روزهای کلاس: یکشنبه ها
🔹 ساعت برگزاری:۳ تا ۴
🔹 تاریخ شروع: ۱ شهریور
🔹 تاریخ پایان: ۲۹ آذر
🔷تاریخ آزمون ورودی: ۲۵ مرداد
(آزمون جز یکم قرآن کریم)
🔷تاریخ آزمون نهایی: ۶ دی ماه
🔹 محیط برگزاری:( اپلیکیشن دیدار)
🔹 مقطع سنی: بزرگسال
📌 ویژگیهای دوره:
✅ مقدار حفظ هفتگی: یک جز
✅ پیشنیاز: حافظ ۲۰ جز
✅دارای مدرک و گواهی پایان دوره
✅تعداد جلسات: ۲۱ جلسه
✅ظرفیت: ۱۵ نفر
✅هزینه کل دوره: ۴۲۰هزار تومان
🔸 جهت ثبتنام، به آیدی زیر پیام دهید👇👇
خانم زارع
@zahrazaree1380
🔷جهت دریافت مدرک پایان دوره، در انتهای دوره به آیدی زیر پیام دهید👇
خانم امیری
@Q_Amiri
🕌 دورههای قرآنی مؤسسه ذکر مبارک
رایگان | مجازی | ویژه خواهران
📲 عضویت در کانال رسمی:
https://eitaa.com/joinchat/821887113C63dcae9074
موسسه قرآنی ذکر مبارک
📚 تثبیت ۲۰ جز اول قرآن کریم 🔹 مدرس: استاد دهقان 🔹 روزهای کلاس: یکشنبه ها 🔹 ساعت برگزاری:۳ تا ۴ 🔹
اگر حافظ حداقل بیست جزء اول قرآن کریم هستی😍💖
و در محفوظات ضعف کمی وجود داره که میخوای اون رو برطرف کنی😥
این دوره مناسبته😎❤️
🕌 السلام علیک یا مسجد الکوفه...
بعضی جاها را نمیشود فقط دید...
باید با دل لمسشان کرد...
امروز، خداوند توفیق داد قدم در مسجد کوفه بگذارم
مسجدی که فقط چند دیوار و چند ستون نیست...
اینجا، بخشی از تاریخ بندگی خداست؛ جایی که قرنها زمزمه «ربنا» در آن پیچیده و سجدههای عاشقان، خاکش را متبرک کرده است.
اینجا، مسجدی است که نامش در روایات اهلبیت علیهمالسلام با عظمت یاد شده است.
میگویند جایگاه عبادت بسیاری از پیامبران الهی بوده
حضرت آدم علیهالسلام، حضرت نوح علیهالسلام، حضرت ابراهیم علیهالسلام و بسیاری از بندگان برگزیده خدا، در این مکان به عبادت ایستادهاند.
اما وقتی نام مسجد کوفه میآید، دل بیاختیار به یاد امیرالمؤمنین، حضرت علی علیهالسلام میافتد...
همینجا بود که شبها برای یتیمان و نیازمندان میاندیشید...
همینجا بود که مردم را به عدالت، تقوا و قرآن دعوت میکرد...
و همینجا بود که در محراب عبادت، هنگام زمزمه «فُزْتُ وَرَبِّ الْکَعْبَة»، خون پاکش بر خاک این مسجد جاری شد و محراب، برای همیشه رنگ غربت گرفت.
در هر گوشه این مسجد که قدم برمیداری، انگار تاریخ با تو سخن میگوید...
ستونهایش شاهد اشکها، دعاها، عبادتها و مظلومیت مولای متقیان هستند.
امروز، کنار محراب امیرالمؤمنین علیهالسلام، فقط یک دعا بر لب داشتم...
خدایا...
دل ما را مانند این مسجد، جایگاه یاد خودت قرار بده. کمکمان کن قرآن را فقط نخوانیم، بلکه با آن زندگی کنیم.
و توفیق بده در مسیر عدالت، صداقت، بندگی و ولایت، رهرو مولا علی علیهالسلام باشیم.
در این لحظه، همه شما عزیزان خانواده بزرگ ذکر مبارک را نیز به یاد آوردم.
دعا کردم خداوند دلهایتان را به نور قرآن زنده نگه دارد، گره از کارتان بگشاید، رزق پاک و آرامش نصیبتان کند و زیارت این مسجد نورانی را روزی یکایک شما قرار دهد.
از مسجد کوفه، بیشتر از هر چیز، این حقیقت را با خود میبرم که... عظمت انسان، در جایگاه و مقامش نیست؛ در سجدههای خالصانهای است که فقط خدا آنها را میبیند.
السلام علیک یا امیرالمؤمنین...
اینجا هنوز عطر «فُزْتُ وَرَبِّ الْکَعْبَة» در هوایش جاری است...
و دل، سخت به ماندن در این خانه خدا دل میبندد.
التماس دعا...
خانم زینلی پور
🌿 السلام علیک یا مسجد السَّهله...
بعضی مکانها را نمیتوان فقط با چشم دید...
باید با دل واردشان شد...
امروز، قدمهایم به مسجد سهله رسید
مسجدی که سکوتش حرف میزند... هوایش بوی انتظار میدهد...
و هر گوشهاش، انسان را به آسمان نزدیکتر میکند.
از همان لحظهای که وارد شدم، احساس کردم اینجا با همه مسجدهایی که دیدهام فرق دارد...
اینجا، دل بیاختیار آرام میشود
انگار زمان، آهستهتر میگذرد تا فرصت بیشتری برای راز و نیاز با خدا داشته باشی.
مسجد سهله، تنها یک بنای تاریخی نیست...
در روایات اهلبیت علیهمالسلام آمده است که اینجا، محل عبادت بسیاری از پیامبران الهی بوده است.
گفتهاند حضرت ابراهیم، حضرت ادریس، حضرت خضر و جمعی از پیامبران در این سرزمین با خدا نجوا کردهاند.
و از همه دلنشینتر اینکه، در روایات آمده است این مسجد، یکی از جایگاههای حکومت حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف پس از ظهور خواهد بود.
شاید به همین خاطر است که اینجا، بیش از هر جای دیگری، عطر انتظار را میتوان نفس کشید...
امشب، میان زمزمه دعاها، بارها با خود گفتم: آقا جان...
چند نفر با اشک، در همین مسجد برای آمدنت دعا کردهاند؟
چند دل شکسته، نام تو را صدا زده است؟
و چند چشم، سالهاست به امید دیدنت، اشک ریخته است؟
در این مسجد، دعا فقط از زبان جاری نمیشود... از عمق جان برمیخیزد.
امشب، همه شما عزیزان خانواده بزرگ ذکر مبارک را نیز به یاد آوردم...
از خدا خواستم دلهایمان را از نور قرآن جدا نکند، ایمانمان را استوارتر سازد، حاجتهای خیرتان را برآورده کند، و روزی همه ما را، نه فقط زائر این مسجد، بلکه یاوران واقعی حضرت صاحبالزمان عجلاللهتعالیفرجه قرار دهد.
مسجد سهله به من یاد داد... انتظار، فقط شمردن روزها نیست...
انتظار یعنی هر روز، خودت را برای آمدن محبوب آمادهتر کنی؛ با قرآنی که بیشتر بخوانی، با نمازی که عاشقانهتر بخوانی، با دلی که مهربانتر شود، و با قدمی که به خدا نزدیکتر برداشته شود.
خدایا...
اگر قرار است روزی در این مسجد، ندای ظهور طنینانداز شود، ما را از کسانی قرار بده که آن ندا را با گوش جان میشنوند و با تمام وجود به سوی ولیّ تو میشتابند.
السلام علیک یا صاحب الزمان...
از مسجد سهله، مسجد امید، مسجد انتظار و مسجد عاشقان، برای فرجت دعا کردیم...
🤲 اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا... 🌹