هدایت شده از موسسۀ تحقیقات راهبردی تمدن اسلامی - متا
💡توئیت مهم مسئول حقوقی جنبش حذف ربا :
دولت محترم چرا مهمترین قانون پولی کشور را اجرا نمیکند ؟
مگر قانون لازم الاجرا نیست ؟
🏅طبق قانون، ارزش ریال باید با #طلا ثابت باشد.
#گروه_معیشت_و_اقتصاد_متا
@MataNevesht BinesheTamadoni.ir
چرا حتی انقلابی ترین افراد هم نمی توانند اقتصاد جمهوری اسلامی ایران را سامان ببخشند؟
بخش اول :
- زیرا خشت اول اقتصاد مثلاً اسلامی ما، بر پایه ی خشت اول اقتصاد غرب بنا نهاده شده است که به شدت کج است و نه تنها تا ثریا دیوار اقتصاد را کج می کند ، بلکه در کنترل کامل خود غربی ها قرار دارد که با کوچک ترین اراده ای با تکان دادن این خشت اول لرزه های سهمگینی بر اقتصاد نظام اسلامی وارد می کنند!
بله خشت اول اقتصاد پول است!!!
پولی که همواره با کاهش ارزش مواجه هست و همواره باعث سرازیر شدن دارایی فقیران به جیب ثروتمندان و دولت می شود!
پولی که ما الان به عنوان پول می شناسیم، قدمتی چند صد ساله دارد و ریشه ی شکل گرفتن آن به خیانت معتمدین مردم بر می گردد.
طی هزاران سال و بعد از پشت سر گذاشتن مبادلات پایاپای(کالا به کالا) و پول های متنوع و اولیه ای همچون ماهی خشک شده ، استخوان بعضی حیوانات خاص، نوعی از صدف های دریایی و ... ، طلا و نقره نقش پول را در زندگی بشر ایفا می کردند.
در هر شهر افرادی بودند که معتمد مردم بودند و افراد زیادی پول های خود را برای در امان ماندن از شر سارقان و یا به دلایل دیگر به ایشان به امانت می سپردند.و در مقابل رسیدی را از این فرد معتمد می گرفتند که نشان دهنده طلبشان از او بود.
به مرور زمان و با گسترش مبادلات تجاری و با اعتماد زیادی که مردم به معتمدین داشتند ، تجار در معاملات خود رسیدهای این معتمدین را به جای سکه های طلا و نقره قبول می کردند.
مثلا تاجری در تهران هزار سکه طلا را به معتمدی که آوازه ی اعتمادش در سراسر ایران پیچیده بود به امانت می سپرد و رسیدی از او تحویل می گرفت.
هنگامی که این تاجر قصد داشت مثلا برای خرید برنج به رشت برود به جای حمل هزار سکه طلا که ممکن بود در بین راه نصیب راهزنان شود ، با خود فقط یک رسید حمل می کرد و برنج فروش رشتی هم این رسید را قبول می کرد و در معاملات بعدی خود آن را به جای سکه های طلا به تاجران بعدی می داد ، تا زمانی که این رسید مجدد به تاجری از تهران می رسید و او با مراجعه به معتمدی که این رسید را مهر کرده بود هزار سکه را تحویل می گرفت.
تا اینجای کار مشکلی نبود و کار مردم و تجار سهل و آسان شده بود.اما مشکل از جایی شروع شد که این معتمدین از اعتماد مردم سواستفاده کردند.بدین نحو که برخی از معتمدین متوجه شدند همواره سکه های زیادی در اختیار آنان است که مدت زمان زیادی طول می کشد تا دارنده ی رسید برای دریافت آن سکه ها مراجعه کند و اگر هم مراجعه کند و سکه ها را بگیرد ، جای آن سکه ها به سرعت با سکه هایی که فرد دیگری می آورد پر خواهد شد.بنابراین به اعتبار این سکه های مردم که قبلاً برایشان رسید صادر شده بود ، رسید های مجدد صادر می کردند و با این رسید معامله می کردند.
مثلا معتمدی از بیست تاجر و از هر کدام هزار سکه امانت می گرفت و برایشان بیست رسید هزار سکه ای صادر می کرد.حال خودش می خواست باغی را به قیمت پنج هزار سکه طلا بخرد اما از خودش سکه ای نداشت.بنابراین پنج رسید هزار سکه ای برای خودش صادر می کرد و بدون آنکه سکه ای پرداخت کند آن باغ را می خرید.
یعنی او بیست هزار سکه نزد خود داشت اما بیست و پنج رسید هزار سکه ای در بین مردم داشت.و از آنجا که کمتر پیش می آمد که تمام دارنده های آن بیست و پنج رسید همزمان برای نقد شدن به او مراجعه کنند، کسی متوجه این خیانت نمی شد.
ادامه دارد...
هدایت شده از زلزله اقتصادی
📢📣📢📣📢📣📢📣📢📣
با ما در کانال زلزله اقتصادی در باره ی بزرگترین سرقت مستمر تاریخ بشری که ۷۰-۸۰ ساله شروع شده و هنوز ادامه داره بیشتر بدونید:
@zelzeleecon
ضمن عرض خوش آمد گویی به دوستانی که به تازگی به این کانال پیوستن ، پیشنهاد می کنم مطالب کانال رو از ابتدا مطالعه بفرمایید تا کلیات مطالب برایتان روشن شود . در ضمن هنگام مطالعه هر مطلب به تاریخ نگارش آن هم توجه بفرمایید . چون خیلی از اعداد و ارقام مربوط به همان زمان نگارش می باشد که متاسفانه در این چند سال دچار تغییرات وحشتناکی گردیده است...