مهدی رحیمی « زمستان »
نه از او، از کرم قنبر او فهمیدم
میرسد در دو جهان منسب شاهی به علی
بادها! میل نجف دارم و دستم خالیست
گله ام را برسانید شفاهی به علی
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
السَّلاَمُ عَلَيْكَ و عَلی وَلَدِك أَمِيرِالْمُؤْمِنِين
تقدیم به وجود نورانی حضرت ابوطالب سلام الله علیه
نه اینکه سوره ابوطالب است و آیه علی ست
چنانکه قبل علی بوده مبتدای علی ست
همین که لب به سخن باز می کند انگار
هِجا هِجای نبی و صدا صدای علی ست
به استناد حدیث،او پدربزرگ همه است
فقط به خاطر این که پدر برای علی ست
به استناد به اصلاب شامخه،انگار
دلیل پاکی او نیز در ازای علی ست
پدر که جای خودش،جنتش شده تضمین
به روز حشر هر آنکس که آشنای علی ست
بریده باد زبانش کسی که مُشرک گفت؛
به آنکه حد پرستیدنش خدای علی ست
رضایت پسرش در رضایت پدر است
رضای حضرت حق هم که در رضای علی ست
چنانکه بردن نامش گره گشای همه ست
دعا به حق پدر هم گره گشای علی ست
شب مَبیت به بستر،غدیر بر منبر
علی به جای نبی و نبی به جای علی ست
نگو بهشت که عرش است زیر نعلینش
به روی دوش نبی چون که رد پای علی ست
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا قَائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ
رسید و با حضور خویش دنیا را مزین کرد
جواب «لن ترانی» را به دنیا آمد و«لن»کرد
میان چاردیواری کعبه آمد و آن گاه؛
برای اهل معنا چارچوبش را معین کرد
علی صبح ازل برخاست جارو کرد دنیا را
سپس در گردسوز آفتاب و ماه روغن کرد
یکی مانند مالک حاصلش شد از سر تفریح؛
علی قبل از ازل وقتی که میل آفریدن کرد
علی می ساخت انسان را ابوذر را و سلمان را
که دُلدُل شیهه ای سر داد و رستم را تهمتن کرد
برای وصله بر نعلین دنیا بارها دیدند
طناب عدل را نخ کرده و در چشم سوزن کرد
به دور قلب، بازوی ستبری داشت، چون معمار؛
همیشه چارچوب شیشه را از جنس آهن کرد
گرفت از او هویت؟نه،به او از خود هویت داد
علی در زندگی اش هر لباسی را که بر تن کرد
علی رزم عرب را از حضور عقده خالی کرد
علی بزم عرب را با کلام خود مطنطن کرد
و ما در ظلمت مطلق گرفتار عدم بودیم
علی در روبروی هر که یک آیینه روشن کرد
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
.
حفره ای بود پر از خون وسط سینه ی من
مِهرت افتاد به قلبم ضربان شکل گرفت
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠@Zemestan
مهدی رحیمی « زمستان »
. حفره ای بود پر از خون وسط سینه ی من مِهرت افتاد به قلبم ضربان شکل گرفت #مهدی_رحیمی_زمستان 💠@Ze
يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ وَ يَا آخِرَ الْآخِرِينَ
.
دست در دست تو دادیم و جهان شکل گرفت
حرکت کرد زمین بعد زمان شکل گرفت
مُژه ات تیر کجی بود و برای پرتاب
چونکه ابروی تو خم گشت کمان شکل گرفت
همه انگار که ناخواسته لبخند زدند
نامت آن لحظه که در بین دهان شکل گرفت
حفره ای بود پر از خون وسط سینه ی من
مِهرت افتاد به قلبم ضربان شکل گرفت
تا که سلمان وسط ظُهر پس از نام نبی
أَشْهَدُ أَنَّ علی گفت اذان شکل گرفت
مثل خونی که به رگ های بدن جریان داشت
شیعه گی نیز پس از این جریان شکل گرفت
با تو هرجای خرابی شده آباد ترین
بی تو در شهر،خرابات مُغان شکل گرفت
با علی اصغر تو روز جهانی عطش
با علی اکبر تو روز جوان شکل گرفت
سر مولا که سری گشت میان سرها
نقشه ی قتل علی در رمضان شکل گرفت
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خاتَِمَ النَّبِيّينَ اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسالَةَ
ازاین مولود فرُّخ پی هزارو چارصد سال است
زمین دور خودش می گردد و بسیار خوشحال است
فقط این جمله در تایید میلاد نبی کافی ست
که شیطان از نزولش تا همیشه ناخوش احوال است
زمین و آسمان مکه طوری نور بارانند
که دیدار دوتاشان هم تماشا هست هم فال است
پریشان کرده ایران رابه وقت آمدن این طفل
که خاموشی و خشکیدن دراین اجلال،اقبال است
محمد یا امین یا مصطفی یا احمد و محمود
من اَر گنگم جهان هم در بیان او کر و لال است
به پایش ریختند از نورها آن قدر از بالا
که سینه ریز خورشید این وسط ناچیز مثقال است
نگهبان دارد اسمش از پس و از پیش حتی او
برایش حضرت از پیش است و صَلّوا هم به دنبال است
جهان را می زند برهم چنین اسمی که پایانش
به علم جَفْر، دست میم روی شانه ی دال است
به رخ در جاذبه لب دارد و در دافعه لَن را
که پایین لبش نقطه ست و بالای لبش خال است
اگرچه نیستم مثل قَرَن گرم اویس اما
دلم از عشق تو مثل فلسطین است اشغال است
اگر امروز آغاز است بر دین خدا با تو
غدیر خم ولیکن روز اتمام است و اکمال است
تَرَک برداشت ایوان مدائن پیش تو یعنی
که ایوان نجف بر مشکلات شیعه حلّال است
هم اکنون مستم و این شعر تا روز جزا مست است
ملاک سنجش افراد، قطعا سنجش حال است
به پایان آمد این ابیات اما خوب می دانم
هنوز این شعر در وصف محمد میوه ی کال است
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
.
دل رفته به پابوس تو قبل از فلکه آب
ما دور تو گشتیم به میدان نرسیده
ما دور تو گشتیم و به سمت حرم تو
مُردیم به پایان خیابان نرسیده
#مهدی_رحیمی_زمستان
#یا_امام_رضا
💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
يا حَسَنَ بْنَ عَلِي اَيُّهَا الْمُجْتَبى💚
.
اول برایت ساختم یک مشهد فرضی
یک صحن با ده ها رواق و مرقد فرضی
هستی کریم و درخیالم رفت بالاتر
از حد معمولی خود آن گنبد فرضی
تا مرقدت هرسنگ هم رنگ عسل می شد
از سمت«باب القاسمت» این مقصد فرضی
بعد از علی نام حسن، حُسن اذان می شد
هی پخش می شد از حرم این اشهد فرضی
ازبس کریمی درخیالم هم نخواهد خورد؛
برسینه ی هیچ آدمی دست رد فرضی
شب های جمعه کربلا بودند آل الله
یک شنبه شب هازائر این مرقد فرضی
ای کاش چون رؤیای صادق واقعی می شد
یک روز،یک درصد ازاین صددرصد فرضی
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
.
باید که فراموش کنم پیرهنت را
آن مملکتی را که به بیگانه رسیده..
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠@zemestan
مهدی رحیمی « زمستان »
. باید که فراموش کنم پیرهنت را آن مملکتی را که به بیگانه رسیده.. #مهدی_رحیمی_زمستان 💠@zemestan
.
اشکم که روان گشته و تاچانه رسیده
در کاسه ی دست تو به پیمانه رسیده
از چاه زنخدان تو تا چشم تو از اشک
راهی ست که بر عکس به میخانه رسیده
با دست نوازشگرت آرام نمودی
هر زلزله ای را که بر این شانه رسیده
انگشت روانم طرف خال سیاهت
موری ست که با عشق به یک دانه رسیده
بعد از شب پیله، شب شمع است و پریدن
وهمی ست که یک عمر به پروانه رسیده
باید که فراموش کنم پیرهنت را
آن مملکتی را که به بیگانه رسیده
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
.
پای او شاه چراغ ودستها عبدالعظیم
چشم ایران چون که مشهد گشت«قم»دل می شود
#مهدی_رحیمی_زمستان
💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f