eitaa logo
مهدی رحیمی « زمستان »
6.9هزار دنبال‌کننده
48 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مجموعه اشعار📚: ارواح در ترخیص رقص بر پل چینْوَد انار پا به ماه پاییزهای بی‌چمدان تنهایی دسته‌جمعی بین‌الغزلین رأس ساعت سَر مُراعات بی‌نظیر مُشَبهُ بهتر اسب حیوان نجیبی نیست بعد از کربلا احلیٰ مِنَ الغزل تنآه‌گاه انتقادات و پیشنهادات: @Shhashemi83
مشاهده در ایتا
دانلود
مهدی رحیمی « زمستان »
. باید که فراموش کنم پیرهنت را آن مملکتی را که به بیگانه رسیده.. #مهدی_رحیمی_زمستان 💠@zemestan
. اشکم که روان گشته و تاچانه رسیده در کاسه ی دست تو به پیمانه رسیده از چاه زنخدان تو تا چشم تو از اشک راهی ست که بر عکس به میخانه رسیده با دست نوازشگرت آرام نمودی هر زلزله ای را که بر این شانه رسیده انگشت روانم طرف خال سیاهت موری ست که با عشق به یک دانه رسیده بعد از شب پیله، شب شمع است و پریدن وهمی ست که یک عمر به پروانه رسیده باید که فراموش کنم پیرهنت را آن مملکتی را که به بیگانه رسیده 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
. پای او شاه چراغ ودستها عبدالعظیم چشم ایران چون که مشهد گشت«قم»دل می شود 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ . و التماس به ابعاد طول و عرض کند که تو اجازه دهی یک دو جمله عرض کند به غیر خیره شدن توی چشم سبز ضریح به هرچه بنگرد اینجا نگاه هرز کند به عشق حُب وطن خادم تو دور ضریح بدون اسلحه خود را فدای مرز کند کسی که رد شده است از «ارم» دراین دنیا چگونه باغ جنان را بهشت فرض کند به دور روح خودش شال جسم پیچیده مباد در حرم از سوز عشق لرز کند همیشه پیرزنی هست تا طلایش را برای «گنبذ» تو عاشقانه «نرذ» کند و غیر من بدهی را کدام مقروضی هنوز صاف نکرده دوباره قرض کند 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
. همیشه پیرزنی هست تا طلایش را برای «گنبذ» تو عاشقانه «نرذ» کند... 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
. نامت جنون خیز است حق دارد مؤذن هم وقت اذان با دست خود سر را نگه دارد.. 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
مهدی رحیمی « زمستان »
. نامت جنون خیز است حق دارد مؤذن هم وقت اذان با دست خود سر را نگه دارد.. #مهدی_رحیمی_زمستان 💠http
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ . مانده‌ست جبرائیل ابوذر را نگه دارد یا مالک و سلمان و قنبر را نگه دارد وقتی پیمبر با ولیِّ خود به بالا رفت باید دو دستی باد، منبر را نگه دارد باید کسی مثل پیمبر در زمین هم نه در آسمان دستان حیدر را نگه دارد دست نبی دست ولی را می برد یعنی نام علی نام پیمبر را نگه دارد عید غدیر خم پس از حج معنی‌اش این است باید که حاجی دور آخر را نگه دارد یعنی بگردد دور تو حاجی پس از حجش تا حد عیدُاللّهِ اکبر را نگه دارد نامت جنون خیز است حق دارد مؤذن هم وقت اذان با دست خود سر را نگه دارد خوشبخت هرکس داشت بیعت باعلی اما خوشبخت‌تر آن کس که حیدر را نگه دارد مثل همیشه در نبود حضرت زهرا باید که مولا سهم کوثر را نگه دارد ای کاش آن بادی که بالا داشت منبر را لطفی کند این مرتبه در را نگه دارد این شعر دارد می‌رود درمقتل آن‌جا که مانده چگونه شمر خنجر را نگه دارد 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
. تمام حاصل عمرم همین سه تا اصل است خدا یکی و علی هم یکی و یار یکی ست 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
مهدی رحیمی « زمستان »
. تمام حاصل عمرم همین سه تا اصل است خدا یکی و علی هم یکی و یار یکی ست #مهدی_رحیمی_زمستان 💠https:/
السَّلامُ عَلَى مَوْلانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب . علی که خٓلق کند،جبر و اختیار یکی ست مُخيّريم ولی،اختیار دار یکی ست برای آنکه غرض مستی است از نامش عشاء نشئگی و مغرب خمار یکی ست به وقت جنگ علی است و وقت صلح علی که مقصد از سفرِ رود و آبشار یکی ست علی هزار نفر وقت کِثرٓت است ولی کنار فاطمه انگار هر هزار یکی ست به وحدتی که علی داشته است با آلش مسیر کرب و بلا تا به انتظار یکی ست أٓنٓالحٓقٓش به فنا و أنالعَلی به بقاء برای میثم و منصور گرچه دار یکی ست درست مثل دو ابروی تو به وقت نبرد ز هر دو سر اثر زخم ذوالفقار یکی ست تمام حاصل عمرم همین سه تا اصل است خدا یکی و علی هم یکی و یار یکی ست 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
. تا اینکه گوهرشاد بر صحنش بنازد بعد از نجف دادند ایوان را به مشهد در کربلا دادند درد عاشقی را اما فرستادند درمان را به مشهد 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خورد در لحظه «می» نظم دو تا شانه به هم خورد دستور رسید از ته مجلس به تسلسل پیمانه «می» تا سر میخانه به هم خورد دستی به هوا رفت و به تایید همان دست دست همه قوم صمیمانه به هم خورد «لبیک علی » قطره باران به زمین ریخت «لبیک علی» نور و تن دانه به هم خورد یک روز گذشت و شب مستی به سر آمد یعنی سر سنگ و سر دیوانه به هم خورد پس باده پرید از سر مستان و پس از آن بادی نوزید و در یک خانه به هم خورد 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
يا حَسَنَ بْنَ عَلِي اَيُّهَا‌ الْمُجْتَبى💚 . می‌رسیدی گرم استقبال می‌شد خانه‌ات می‌گشود آغوش در، خوشحال می‌شد خانه‌ات با وجود چهره‌ی ماه تو در هر ماه نو خود، ستاد ثبت استهلال می‌شد خانه‌ات تو حسن بودی و از حُسن بدون وقفه‌ات جایگاه احسن الاحوال می‌شد خانه‌ات از نگاه ماه در هنگام تابیدن به شهر کنج لب‌های مدینه خال می‌شد خانه‌ات تا ببیند در خود اما لحظه‌ای شوق تو را بی‌قرار روز و ماه و سال می‌شد خانه‌ات کاشکی در وا نمی شد روی تو آن روز ظهر کاشکی در مقدم تو لال می‌شد خانه‌ات شمر قبل از شمر _جعده_ با تو کاری کرد که؛ داشت کم کم تنگ چون گودال می‌شد خانه‌ات سم چه سمی که تو نوشیدی و از تاثیر آن؛ لحظه‌ لحظه داشت هی بدحال می‌شد خانه‌ات سم چه سمی که تو نوشیدی و از تاثیر آن؛ با ستون‌هایش شبیه دال می‌شد خانه‌ات هر کسی یک گوشه سر می‌برد بر زانوی غم داشت مثل خیمه‌ی اطفال می‌شد خانه‌ات 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f
. از امام مجتبی داری تو نیمی بیشتر پس اگر عبدالعظیم، عبدالکریمی بیشتر 💠https://eitaa.com/joinchat/2686518998C7a0f41416f