- عجلهداشتم تندتندراهمیرفتم.. محکمبهچیزیخوردم آدمبود! منتظربودمبگوید:کوری؟! دستشرابهطرفمدرازکرد بامندستداد لبخندیزد..!! بهگمانمانسانبود.
‹ زِمـزِمـღ ›
ٖؒ﷽بّٖٖؒؒسّٖٖؒؒمّٖٖؒؒ رّٖٖؒؒبّٖٖؒؒ شّٖٖؒؒهّٖٖؒؒـّٖٖؒؒـٖؒدًََُِّاّٖٖؒؒ وّٖٖؒؒ اّٖٖؒؒلّٖٖؒؒصّٖٖؒؒـٖؒ
لینک ناشناس خراب بود
عوضش کردم