eitaa logo
زندگی از غسالخونه تا برزخ
19.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
2.9هزار ویدیو
13 فایل
مقصد همه ما در ایستگاه اخر (غسالخونه) آیا اماده ای از کانال راضی بودید برای مادر بنده و همه ارواح مومنین فاتحه ای بفرستید بنده غساله نیستم از خاطرات غسال و غساله های محترم استفاده میکنیم جهت اثر گذاری بیشتر راه ارتباطی 👇 @Yaasnabi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
زندگی از غسالخونه تا برزخ
سلسله مباحث مصطفی امینی خواه (گوینده صوت های سه دقیقه در قیامت و صوت شنود و .. با موضوع👇 تاثیر درک
028_Jahad_Ba_Nafs_aminikhaah.ir.mp3
6.92M
سلسله مباحث مصطفی امینی خواه (گوینده صوت های سه دقیقه در قیامت و صوت شنود و .. با موضوع👇 تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت بخش سوم نظام تقدیم جلسه بیست وهشتم کانال شادی و نکات مومنانه ┄┅┅❅🟤🌸🟢🌸🔴🌸🟣❅┅┅┄                @khandehpak
زندگی از غسالخونه تا برزخ
سلسله مباحث مصطفی امینی خواه (گوینده صوت های سه دقیقه در قیامت و صوت شنود و .. با موضوع👇 تاثیر درک
029_Jahad_Ba_Nafs_aminikhaah.ir.mp3
9.38M
سلسله مباحث مصطفی امینی خواه (گوینده صوت های سه دقیقه در قیامت و صوت شنود و .. با موضوع👇 تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت بخش سوم نظام تقدیم جلسه بیست ونهم کانال شادی و نکات مومنانه ┄┅┅❅🟤🌸🟢🌸🔴🌸🟣❅┅┅┄                @khandehpak
6.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱قبرستان وادی السلام در نجف اشرف🌱 قبرآخرین جایگاه آدمی🌿 http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌿شمایی که داری این متنو میخونی آیا میدانی که‌مرگت کی وکجاست؟👆👆 🌸و ماتَدْري نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير(لقمان ۳۴)🌸 🌱وکسی نمی داند درکدامین سرزمین میمیرد. و خداست که دانا و خبیر است...🌱 http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
6.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطره شنیدنی یک غسال جهادی از عنایت ویژه امام رضا علیه السلام به یک میت کرونایی http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
داستان “این مشت آب هم خیرات پدرم” شخصی در خواب دید که ارواح مومنین به سرعت به سوی بهشت در حرکت هستند. در بین ایشان شخصی بود که لنگ لنگان به سوی بهشت قدم برمی داشت. از او سوال کرد: علت اینکه شما به آهستگی در حال حرکت به سوی بهشت هستید، چیست؟ روح مومن پاسخ داد: آن ارواح مومنینی که به سرعت حرکت می کنند بخاطر اینست که اولاد آنها نسبت به اموات خود، اهل خیرات بوده اند اما فرزند من برای پدرش کار خیری انجام نمی دهد. برای همین سیر و حرکت من به سوی بهشت آهسته و کند می باشد. مرد گفت : آدرس منزل فرزند شما کجاست؟ تا به او اطلاع بدهم. روح آن مومن گفت: پسرم رخت شویی دارد و در فلان منطقه ساکن است. آن شخص از خواب بیدار شد و فرزند آن مرحوم را پیدا کرد و وقایع را بدین شکل برایش شرح داد. مرد گفت: فلانی پدرت از تو ناراضی است. او را در عالم خواب دیدم. از تو گله کرد و می خواست که برای او خیراتی داشته باشی. پسر آن مرحوم که وضع مالی مناسبی نداشت و کمی عصبانی بود دست در زیر آب دریا کرد و مشتی آب بیرون ریخت و گفت : این مشت آب هم خیرات پدرم. آن شخص فردا شب در خواب دید که پدر این شخص با تندی حرکت می کند و تعجب کرد! پرسید: داستان از چه قرار است؟ روح مومن جواب داد : آن زمانی که پسرم با عصبانیت آن مشت آب را از دریا بیرون ریخت در کنار ساحل دریا، ماهی ریز و کوچکی به خشکی افتاده بود و در حال مردن بودوقتی پسرم آن مشت آب را به بیرون دریا ریخت و گفت “این هم خیرات پدرم” آن مشت آب بر روی آن ماهی ریخت. آن ماهی جانی گرفت و به داخل دریا پرید و زنده ماند. به برکت همان یک عمل این گونه شدم
داستان “آب کوزه صحن حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)” مرحوم محدث زاده (رحمة الله علیه) نقل می کند: وقتی که پدرم در نجف اشرف فوت کردند، ما چیزی نداشتیم که برای آن مرحوم احسان و اطعام بدهیم. من و برادرم قرار گذاشتیم که بعد از ظهر هر پنجشنبه به نوبت هر کدام یک کاسه با یک کوزه آب سرد برداریم و در صحن حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) به زوار آن حضرت آب بدهیم و ثوابش را نثار پدر کنیم تا بدین وسیله احسانی به پدرمان کرده باشیم. مدتی این کار را انجام دادیم تا اینکه یک شب جمعه پدرم را در خواب دیدم که به سویم می آید ولی زبانش از دهانش آویزان است و رنگش پریده و حال پریشانی دارد. من با عجله از او استقبال کردم و جویای حالش شدم. گفت: فرزندم از تشنگی ناراحتم. عرض کردم: پدر جان الان می روم و برایت آب می آورم. ایشان فرمود: من از آن آب کوزه صحن حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) می خواهم. در این هنگام بیدار شدم. آن روز که جمعه بود برادرم را ملاقات کردم و پرسیدم دیروز آب به زوار دادی؟ گفت: متاسفانه مسامحه کردم و آب ندادم. من خواب شب گذشته را برایش نقل کردم و او بسیار ناراحت شد. http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا