جلسه بیستوهفتم: حقیقت زندگی دنیا و آخرت
گوشهایم را به تو میسپارم؛ به تو که راز این دنیا را فاش کردهای:
«بدانید که زندگی دنیا بدون آخرت
با همۀ رقابتها و حرصها و ولعهایش، بازی بچههاست!
معلوم نیست برای چه چیزی به درد میخورد!
کار بیهوده است!
و فقط به درد زینت و زیباکردن میخورد؛ ولی واقعاً نیازی را برطرف نمیکند
و فقط مسابقۀ فخر است!
ولی درحقیقت سودی ندارد!»
چه دنیای بدی است دنیای من!
دنیایی که برایش دست و پا میزنم!
دنیایی که غم، دلم را پر میکند برایش!
دنیایی که بهخاطرش حسادت میکنم!
بخیلم برایش و حرصش را میخورم!
چه دنیای کثیفی است دنیایی که میخواهم!
دنیای من با دنیایی که تو خواستهای فرق میکند!
تو آفریده بودی زمین را که از آن گذر کنیم؛
آفریده بودی که در آن کشت کنیم؛ خوبی کنیم، مهربانی بکاریم، دستهدسته مردمداری و تقوا و انفاق بکاریم.
دنیای من اما هیچ شبیه دنیایی که تو خواسته بودی نبود!
من خیال کرده بودم زندگیام روی زمین ابدی است!
برای یک متر جای بیشتر، چه روزها که دویدم و چه ساعتها که تباه کردم!
نیروی جوانیام را، شبهای بیخوابیام را، روزهای طولانیام را
گذراندم بیآنکه تو را در نظر گرفته باشم؛
بیآنکه یادم باشد زمین را آفریدهای برای گذر!
بیآنکه یادم باشد گفته بودی: بیا و بگذر از نعمتهای زودگذر زمین، بگذر!
تو برایم سرایی مهیا کردهای که به خواستههای بیحد و مرز دلم پاسخ بدهی
اصلا مگر میشود نیازی در من باشد و تو بیپاسخ گذاشته باشیاش؟!
این زمین تنگ و کوچک و فریبنده است!
تو پاسخ مرا در جهانی دادهای که همهچیزش ابدی است!
ساعت و ثانیه ندارد؛ تمامی و اندوه ندارد؛
بینهایت ثروت، بینهایت زیبایی، شوکت و قدرت و لذت در آن جاریست!
من اینجایی نبودم! تو مرا برای سرایی آنچنین آفریده بودی!
وای بر من که به همین زمین بیسامانِ بخیل دل ببندم!
همینجا که پس از چالهاش چاهیست و پس از هر خوشیاش ناخوشی!
تو به من وعده خوشیهای مدام دادهای و وعده تو حق است!
باید از این مسابقه بیبرنده دست بکشم؛
مسابقهای برای زیاد کردن اموال و اولاد و برای فخرفروشی
بالا بردن خانهای که فقط زینت است؛
خریدن زمینی که فقط تفاخر است!
باید از این مسابقه دست بکشم!
هیچکس را ندیدهام که ذرهای از زمین تو را، به آسمان برده باشد!
هیچکس را ندیدهام که عاقبتش خفتن به زیر خراوارها خاک نبوده باشد!
درد ما این است که فراموش میکنیم!
که چشمهایمان کمبیناست و فقط تا نوک بینیمان را میبیند!
اگر اندوه وجودم را پر میکند، اگر غصه دلم را میگزد، اگر تنهاییام بسیار است
برای اسیری روحم در این قفس تنگ است!
من اینجایی نبودم! من را برای این زمین نیافریدهای!
همین است که بر خاکش ذرهای آرام ندارم؛
که برایم زندان است!
تو من را برای خودت آفریدهای؛ برای بینهایت خودت!
هرکجا که با تو باشم، بهشت است و هرکجا که بی تو، جهنم!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#موشن: بازیچه
🔸به پویش ملی «زندگی با آیهها» خوش آمدید
🔹همراه با هدایای نفیس روزانه مانند:
کمک هزینه:
سفرحج عمره،کربلا،مشهد و هزاران هدیه دیگر
🔹برای شرکت عدد ۵ را به شماره ۳۰۰۰۱۵۵۴ ارسال فرمائید.
🏆مهلت تا عید سعید فطر
#مروج_قرآن_باشیم
#زندگی_با_آیه_ها
#رسانه_باشیم
#نشرحداکثری
#همدان
#بهار
تلفن تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر
۰۹۱۸۹۱۴۸۹۹۴
✍اداره تبلیغات اسلامی شهرستان بهار
🌐zendegibaayeha.ir
🌐https://eitaa.com/zendgibaayehabahar
⛔️ادامه محتواهای مربوط به روز بیست و هفتم شامل:
🔸تفسیرحجت الاسلام قرائتی؛
🎥 تبیین فرازها توسط حجت الاسلام حاج ابوالقاسم
🔸توضیحات استاد چیت چیان؛
🎙 کتاب صوتی خانم فضه سادات حسینی
✅ توضیحات سرکار خانم عبدالباقی
و ...
در لینک زیر موجود می باشد 👇
https://mzbah.com/%db%8c%da%a9-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%d9%87/
جلسه بیستوهشتم: ضرورت آمادگی و مراقبه برای مرگ
چه غصهای وقتی تویی که میبینی! که آگاهی!
نیست برگی که بریزد به زمین مگر به خواست تو!
من دلخوش به همین دیدن توام.
در خلوت و شلوغیام؛ در پنهان و آشکارم!
تویی که میبینی و میدانی و محاسبه میکنی!
تا تو هستی، چه باک از دیگران؟
اگر تو میدانی، چه فرقی میکند دیگران بدانند یا نه؟!
من بیم از دست دادن تو را دارم!
بیم آنکه چه چیز برای خودم پیش فرستادهام؟
برای فردایم که قرار است روبهروی تو باشد؛
که نشانم دهی چگونه فراموشت کردم و چگونه به یادت آوردم!
هر کجا که قدمی بیخشنودی تو برداشتهام، پشتههای پشیمانی برایم آورد!
هرزمان که تو را دور دیدم، به گرفتاری و شقاوت نزدیک شدم!
من دلبسته دیدار توام؛ دلبسته ملاقات تو!
خودت گفته بودی: «تو به سوی پروردگارت در حال حرکت هستی و او را ملاقات میکنی!»
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود؟ چه برایت بیاورم که لبخند بزنی؟
هر چه زیبایی دارم، ذرهای از زیبایی توست!
هر چه خوبی دارم، ذرهای از دریای خوبیهای توست!
چه برایت بیاورم که شایسته خدایی و بزرگیات باشد؟
هر چه میگردم، هر چه میدوم؛ هرچه جلو میروم و جستجو میکنم
در زمین هیچ نمییابم؛ هرچه هست، بازی و فریب و سراب است!
هرچه دست و پا میزنم و تقلا میکنم؛ تنها به یک چیز میرسم: قلبم!
من قلبم را پاکیزه برای تو نگه داشتهام!
چشم میبندم بر گناه؛ لب میبندم از دروغ؛ گوش میبندم از حرام؛ دست میکشم از بدی؛
پا میگذارم به راه تو؛ که قلبم آماده دیدار تو باشد!
که آینه قلبم را به تو تقدیم کنم!
تو میدانی و میبینی!
از همه چیز خبر داری!
میدانی در دل من چه میگذرد؛ در سرم چه هوایی است!
تو از قدمهایم خبر داری؛ از نیتهایم!
و ذرهذره حرکتهای من را ثبت میکنی؛ برای فردا! برای روز دیدار!
و جایگاه ابدیام روشن میشود!
من برای آن روز به تو پناه میآورم
آخر من چه کسی را دارم جز تو؟
من از خودم به تو پناه میآورم!
ای خدایی که میدانی و میبینی و میبخشی و محبت داری!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#موشن: بذار بابات بیاد..
🔸به پویش ملی «زندگی با آیهها» خوش آمدید
🔹همراه با هدایای نفیس روزانه مانند:
کمک هزینه:
سفرحج عمره،کربلا،مشهد و هزاران هدیه دیگر
🔹برای شرکت عدد ۵ را به شماره ۳۰۰۰۱۵۵۴ ارسال فرمائید.
🏆مهلت تا عید سعید فطر
#مروج_قرآن_باشیم
#زندگی_با_آیه_ها
#رسانه_باشیم
#نشرحداکثری
#همدان
#بهار
تلفن تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر
۰۹۱۸۹۱۴۸۹۹۴
✍اداره تبلیغات اسلامی شهرستان بهار
🌐zendegibaayeha.ir
🌐https://eitaa.com/zendgibaayehabahar
⛔️ادامه محتواهای مربوط به روز بیست و هشتم شامل:
🔸تفسیرحجت الاسلام قرائتی؛
🎥 تبیین فرازها توسط حجت الاسلام حاج ابوالقاسم
🔸توضیحات استاد چیت چیان؛
🎙 کتاب صوتی خانم فضه سادات حسینی
✅ توضیحات سرکار خانم عبدالباقی
و ...
در لینک زیر موجود می باشد 👇
https://mzbah.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%9f/