eitaa logo
بانو زد 🎀
104 دنبال‌کننده
137 عکس
11 ویدیو
0 فایل
سلااام🎀 من زهراهستم 💗🖐🏻 شایددد دختری توی مسیر پیشرفت محسوب شم 💪🏻🌱 من اینجام🧚‍♀️👀 بده به دوستات لینک رو تا اوناهم بیان وبیشتر شیم ❤ https://eitaa.com/zhmhus کپی از محتویات خودم اصلاااا😊✋🏻 ولی بقیش ؟حلالت😉
مشاهده در ایتا
دانلود
{بسم الله الرحمان الرحیم }.°| سلام ظهرتون بخیر🥲
قسمت سوم داستان🥸🚶🏻‍♀ با تصویر خالی بدون کیارا .. پیاده شد وزیرلب گفت : احتمالا داره بازیم می ده . زیر ماشین، زیر صندلیا ،توی جوب و حتی داخل مغازه های اطرافم نگاه کرد اما اثری از کیارا ندید . همه جارو با دقت و ناراحتی نگاه کرد کلی پیاده رفتتت تاجاههای مختلف اما نبود که نبود ناگهان چشمش به دختری با موهای طلایی افتاد گفت :آره آره اون خودشه و باخوشحالی دوان دوان طرف اون رفت . و دستش رو گرفت ، و با خوشحالی فراوان گفت کیارا تواینجایی تا اومد جمله بعدی رو بگه...
جمعه ها می آیند و می روند اما خبری از ظهورتونمی آید 🥺🌱 <اللهم عجل ولیک الفرج >>
پیغمبر فرمودند:ا اگربهشت را می خواهی هرگونه دوست داری،مردم باتورفتار کنند با ان هارفتار کن ،وهرچه را خوشنداری که مردم باتوکنند با آن ها مکن 🌱✋🏻
دیگر مانند اورا نخواهیم دید ....)
عضوهای جدید خیلی خوش اومدید ❤️🥺 معرفیم سنجاق شده حتما بخونید
بانو زد 🎀
قسمت سوم داستان🥸🚶🏻‍♀ با تصویر خالی بدون کیارا .. پیاده شد وزیرلب گفت : احتمالا داره بازیم می ده . زی
قسمت چهارم 🤭💔 مادر دختر برگشت و تا چهره دختر رو دید غمگین شد .. دید که اون کیارای خودش نیست و مادر دختر با نگرانی و عصبانیت اومد و داد بلندی روی مرد زد و باعث تحقیر آقای کارشد و کارهم عذرخواهی کرد و گفت که ببخشید اشتباه گرفتم . اوتاشب انجا مانو و ماند خانم گری (مادرکیارا)زنگ زد و با دلواپسی گفت :چراتلفنتوجواب نمی دی ؟ نگران شدم .راستی کیاراجونم خوبه ؟ چرا اینقدر دیر کردین آقای کار گریه افتاد و گفت :کیارا ...کیارااا خانم گری جیغ زد گفت کیارا چییی بگو قلبم تودهنمه
خدایاشکرت که بازم چشمانم به روشنایی نور 🌞 افتاد ....♡ برای شروع یک روز دیگر ... ظهرتون بخیر باشه انشاالله♥️🌞