eitaa logo
بانو زد 🎀
103 دنبال‌کننده
142 عکس
11 ویدیو
0 فایل
سلااام🎀 من زهراهستم 💗🖐🏻 شایددد دختری توی مسیر پیشرفت محسوب شم 💪🏻🌱 من اینجام🧚‍♀️👀 بده به دوستات لینک رو تا اوناهم بیان وبیشتر شیم ❤ https://eitaa.com/zhmhus کپی از محتویات خودم اصلاااا😊✋🏻 ولی بقیش ؟حلالت😉
مشاهده در ایتا
دانلود
دیگر مانند اورا نخواهیم دید ....)
عضوهای جدید خیلی خوش اومدید ❤️🥺 معرفیم سنجاق شده حتما بخونید
بانو زد 🎀
قسمت سوم داستان🥸🚶🏻‍♀ با تصویر خالی بدون کیارا .. پیاده شد وزیرلب گفت : احتمالا داره بازیم می ده . زی
قسمت چهارم 🤭💔 مادر دختر برگشت و تا چهره دختر رو دید غمگین شد .. دید که اون کیارای خودش نیست و مادر دختر با نگرانی و عصبانیت اومد و داد بلندی روی مرد زد و باعث تحقیر آقای کارشد و کارهم عذرخواهی کرد و گفت که ببخشید اشتباه گرفتم . اوتاشب انجا مانو و ماند خانم گری (مادرکیارا)زنگ زد و با دلواپسی گفت :چراتلفنتوجواب نمی دی ؟ نگران شدم .راستی کیاراجونم خوبه ؟ چرا اینقدر دیر کردین آقای کار گریه افتاد و گفت :کیارا ...کیارااا خانم گری جیغ زد گفت کیارا چییی بگو قلبم تودهنمه
خدایاشکرت که بازم چشمانم به روشنایی نور 🌞 افتاد ....♡ برای شروع یک روز دیگر ... ظهرتون بخیر باشه انشاالله♥️🌞
هرقطرهء خون شهید درختی ازغیرت می رویاند ❤️👌🏻
داستان قسمت پنجم ♥️😌 آقای کاربا گریه گفت کیاراپیش من نیست . خانم گری با عصبانیت گفت پس کجاست زود باش بگو ؟ آقای کار فقط ام ..ام. .می کردو گریه خانم گری خیلی ترسیده بود و گریه می کردآقای کار همه چیو تعریف کرد و خانم گری با بغض و عصبانیت به همراه گریه کردن دادی روی آقتی کار زد و گفت تونمی فهمی بچه رو نبتید تنها بزاری توی ماشین اونم بچه ۳ساله لوس مامانش هان ؟ بعدگفت یا با کیارا میایی یانمیایی بعد تلفن رو قطع کرد و بسیارر گریه کرد تا بی حال شده بود بعدهم از خونه زد بیرون و دربه درپلیس ها بود آقای کار هم همش یا پیش پلیس بود یا توی مغازه های اطراف اونجا
وخداگفت :توریحانه خلقتی ... سلام صبحتون بخیر 🤓🙌🏻