پرارزشترین بخش مطالعھ ریاضی، لحظہای
اسـت کہ بلند میگویی «آها!» ذوق ڪشف و
لذت فھمیدن چیزی جدید، احسـاس ایستادن
بالاۍ یك بلندی و رسـیدن بہ دیدۍ شـفاف و
واضح🌎🦋シ︎
ـ[مریممیرزاخانۍ،برترینزنریاضیداندرجھان]
«خواستن» نقطہی آغازین تمام هدفها اسـت،
نہ “امیدوار بودن“ و نہ “آرزو داشتن“ بلکہ یك
“خواستن شدید از اعماق قلب“ است کہ به تو
قدرتۍ نامحدود میدهد🥤♥️⌃⌃
گروه سرودطلایه دارانگام دوم با کلام.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
🔥ــــــــــــــــــــگامدومےهاـــــــــــــــــــ🎙
اگر میخواهید افکارتان،پیشـنھادهایتان،
خصوصیّات برجستهای که روحیّهی🤞🏾 شـمابحمدالله از آن برخوردار است، در جامعه تأثیر بگذارد، باید با سـواد باشـید، و باید درس را جدی بگیرید !
- رهبر فرزانھ^^
!🌔
قدم بہ قدم، در جـادههای معطر بہ عطر نرگسها
لحظہ بہ لحظہ، در سیاهیِ چراغانی شده شـبها
فانوس بہ فانوس، در آذینبندیِ چشم نواز آسمان
و آیینہ بہ آیینہ از ولادت پدر، تا میلاد پسر .🦋!
از شڪافتھ شدن دیوارههای خاکے کعبہی معلۍ،
تا شکافتن جدارههای زرینکوب شدهی آسمان . .
ـ ـــــــ ‹ آیینہ بہ آیینہ، در انتظار نرگسها › ـــــــ ـ
#آیینہاول
〔در انتظار نرگس🌻〕
آقا جان!
وقتی دل میشود نویسنده، دیگر چیزی جلودارش
نیست، هر ثانیه میتپد به امید این که من یاد شما
بیفتم و شکر گزار خداوند باشم، شکر گزار این که
نفس میکشم به امید وصالتان، به رویای دیدارتان
و به قیام پر شورتان؛ گل زهرا! دردم را از همهکس
بهتر میدانی، یاریام کن که یاورت باشم، شاهدم
کن که شهیدت باشم، عاشقم کن که مجنونت باشم؛
به راستی اگر شما نبودید قلب من به چه امیدی
میتپید؟! یا ابن الحسن قصهی عاشقی پیچیده و
شیرین است و چه خوشبختم من که مجنون شما
هستم و چه لیلی بالاتر از شما ! چه غلام ثروتمندی
هستم که اربابی به سخاوتمندی شما دارم !
بقیه الله، زمین با مناجات تو آرام میگیرد و چشم
آسمان با گریه تو میبارد ، به حق پدرت علی بن
ابی طالب برگرد، بیا و دل بیقرارم را آرام کن، بیا
و چشمان اشک آلودم را به چهره دلربایت منور کن
ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ
صبر کم و بی تابی بسیار و دگر هیچ
در حشر چو پرسند که سرمایه چه داری؟
گویم که غم یار و غم یار و دگر هیچ
✍🏻 بھ قلم امانھ
امروز، مردی گستره آفاق را روشن میکند که
شجاعتش، رنگ شجاعت تمامی شجاعان را،
بیرنگ میکند .
امشب، کودکی خواهد خندید که عدالت را
تفسیری عاشقانه خواهد کرد .
امشب، کسی سکوت کعبه را خواهد شکست که
روزی بر بلندای شانههای خورشید با تبر معرفت،
بتهای زمانه را خواهد شکست .
امشب، ستاره ای خواهد درخشید که درخشش
نجابتش، آغوش مهربان مظلومیت است .
امشب، شب آمدن صاحب ذوالفقار، حیدر کرار
است، آمدنش مبارڪ💛.
پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست
اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛
و با وجود تمامی مشکلات، به تو لبخند بزند تا تو
دلگرم شوی که اگر بدانی چه کسی، کشتی زندگی
را از میان موجهای سهمگین روزگار به ساحل آرام
رویاهایت رسانده است؛ “پدرت” را میپرستیدۍ .