بسم رب الشهدا و الصدیقین
🌷 #معرفی_شهدا
شهید دانشجو محمد حسن کسایی
نام پدر :ابوالفضل
تاریخ تولد : 1330/6/20
محل تولد : مرند
رشته تحصيلی : زبان و ادبیات فارسی
نام دانشگاه : تبریز
تاریخ شهادت : 1366/2/6
محل شهادت : شلمچه
شهید محمد حسن کسایی در سال 1330 در شهرستان مرند چشم به جهان گشود .پس از اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1350 در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز پذیرفته شد .
وی همزمان با تحصیل وارد فعالیت های سیاسی گردیده و به همراه تعدادی از دانشجویان مسلمان اقدام به تشکیل یک گروه مبارزاتی نمود که فعالیت های سیاسی دانشجویان را در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی سازماندهی می نمود .
ایشان پس از پایان خدمت سربازی در نیروی در یایی به استخدام آموزش و پرورش در آمد و در کسوت معلمی به تعلیم و تربیت آینده سازان جامعه پرداخت در این زمان نیز به فعالیت مبارزاتی خود ادامه می دادو در جلسات مخفی مخالفان شاه که با حضور شهیدان محراب آیت الله قاضی طباطبایی و آیت ا…مدنی تشکیل می یافت به نمایندگی از طرف معلمان آذرشهر شرکت می نمود.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس جهاد سازندگی به فرمان امام (ره) ،ایشان جهاد سازندگی شهرستان مرند راتشکیل داده و به همراه تعدادی از جوانان پرشور انقلابی به سازندگی روستاها پرداخت .با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و تشکیل گردانهای انصار جهاد سازندگی ،حضور در میدانهای نبرد را بر هر کاری ترجیح داده و به عنوان فرمانده گردان انصار جهاد سازندگی استان آذر بایجان شرقی در دفاع از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی به پشتیبانی رزمندگان اسلام پرداخت که خدمت خالصانه چندین ساله اش مورد توجه و عنایت پروردگار عالم قرار گرفت و در تاریخ 6 اردیبهشت 1366 در منطقه شلمچه به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
31.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهنگاهِبرادرانهاتسختمحتاجم(:!❤️
#شهیدهادی ذوالفقاری🌷
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استوری📲
دستتون که روی این
خاکا باشه تو دست شهیداس،
میدونی چرا؟!
#وصیتنامهشهـــید
🌷شهـــید_عباس_دانشگر:
میگن آدما دو دستهاند: یا زندهان یا مرده! زندههاشون دو دستهاند: یا خوابن یا بیدار! بیداراشون دو دستهاند: یا معمولیان یا عاشق! عاشقاشون دو دستهاند: کسانی که فقط لاف عشقو میزنن و اداشو درمیارن که همیشه تا آخر باهات نمیان و کسایی که واقعاً عاشقن! کسایی که واقعاً عاشقن فقط یه دستهاند: کسایی که زندگیشون طعم مهربونی، رابطهشون بوی صداقت میده.
باید با هم تلاش کنیم تا عاشق بشیم!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#روایتگری_شهدایی1750
سلام و درود بر پاره های تن شهدا
در بیابانها که انیسی جز حضرت زهرا
سلام الله علیها ندارند.
حاج حسین یکتا و مادر شهید گمنام
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
https://eitaa.com/zirparchamejamieshohada
❤️قرار عاشقی❤️
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلاَةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ.
🌸ب نیابت از اقا امام زمان عج بخوانیم و ثوابش را هدیه کنیم ب اقا جانمون علی بن موسی الرضا علیه السلام🌸
🌹هدیه س ساحت مقدس امام رضا هر کدوم سه صلوات عنایت بفرمایید🌹
🕗•••|↫ #ساعـت_عاشــقۍ
🕗•••|↫ #لبيڪیامہدےعج
#خاطراتحاجمهدی📕
⛰️با حاج مهدی ماموریت های زیادی رفتیم
در یکی از این ماموریت هایی که رفته بودیم،۱۵ روز به ماه رمضان مانده بود.
🌙تا قبل ماه مبارک باید کارهایی را انجام می دادیم که فعالیت های سنگینی بود و به نهایت توان جسمی احتیاج داشتیم.
🔷دو،سه روزی بود مستقر شده بودیم
حاج مهدی گفت:بچه ها من میخوام چند روزی روزه بگیرم و به پیشواز ماه رمضان برم.
😰در اون شرایط روزه گرفتن،واقعا سخت بود،ولی حاج مهدی تصمیم خودشو گرفته بود.
🖐️به حاجی گفتم:من هم هستم و با هم روزه می گیریم.خوشحال شد و گفت:چند نفر باشیم،خیلی بهتره.
🔶در یکی از روزها که بسیار فشار کار زیاد بود ،تشنگی و گرسنگی بر ما غالب شد.
ساعت افطار نزدیک شده بود.
🌇من رفتم بالا تا آماده بشم برای نماز و افطار.اذان گفت.منتظر حاج مهدی بودیم.
بنده احساس کردم حاجی در حال شستشودست و وضو گرفتن هستن.
🪟بعد که رفتم از پنجره نگاه کردم.وای!
حاجی هنوز مشغول کار بود.دراون شرایط!
👈🏻رفتم صدا کردم،گفتم:حاج مهدی بیا افطار.
گفت:چند دقیقه دیگه میام.
❤️بهم گفت:خدا میدونه،وقتی مشغول کار میشم،روزه،تشنگی،گرسنگی...همه رو فراموش میکنم.
🎙راوی:همرزمشهید
#شهید_مهدی_قره_محمدی
#انتشار_برای_اولین_بار