eitaa logo
زیتون سبز🌿
34 دنبال‌کننده
107 عکس
49 ویدیو
1 فایل
این دنیا واسمون کافی نبود پناه آوردیم به ادبیات... زیتون؟! دخترک نویسنده...
مشاهده در ایتا
دانلود
بهش بگیم از ۲۰۲۶ صدات رو میشنویم زشته؟
هدایت شده از هیام...
هرچی بیشتر می‌گذره دلم می‌خواد بیشتر ساکت باشم و راجب هیچی با هیچکس حرف نزنم.
هدایت شده از شب‌گرد
این‌که یه‌سری افراد فکر می‌کنن، چون کسی تند تند کتاب می‌خونه، فکر نمی‌کنه یا اهمیت نمی‌ده واقعاً آزار دهنده‌ست.
کتابای شهریور من.
زیتون سبز🌿
چقدر زیبا:)
آدمی که از نقطه ضعفم سو استفاده کنه دیگه هیچوقت واسم مثل قبل نمیشه.
اندکی ذوق دارم، آن هم برای ادبیات❤️.
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من هم همینطور سیلویا، من هم همینطور...
=))))))))
نیست یاری تا بگویم راز خویش ناله پنهان کرده‌ام در ساز خویش چنگ اندوهم خدا را زخمه‌ای زخمه ای تا برکشم آواز خویش بر لبانم قفل خاموشی زدم با کلیدی آشنا بازش کنید کودک دل رنجه ی دست جفاست با سر انگشت وفا نازش کنید پر کن این پیمانه را ای هم نفس پر کن این پیمانه را از خون او مست مستم کن چنان کز شور می باز گویم قصه افسون او رنگ چشمش را چه میپرسی ز من رنگ چشمش کی مرا پا بند کرد آتشی کز دیدگانش سر کشید این دل دیوانه را دربند کرد از لبانش کی نشان دارم به جان جز شرار بوسه های دلنشین بر تنم کی مانده است یادگار جز فشار بازوان آهنین من چه میدانم سر انگشتش چه کرد در میان خرمن گیسوی من آنقدر دانم که این آشفتگی زان سبب افتاده اندر موی من آتشی شد بر دل و جانم گرفت راهزن شد راه ایمانم گرفت رفته بود از دست من دامان صبر چون ز پا افتادم آسمانم گرفت گم شدم در پهنه صحرای عشق در شبی چون چهره بختم سیاه ناگهان بی آنکه بتوانم گریخت بر سرم بارید باران گناه مست بودم ‚ مست عشق و مست ناز مردی آمد قلب سنگم را ربود بس که رنجم داد و لذت دادمش ترک او کرد چه میدانم که بود مستیم از سر پرید ای هم‌نفس بار دیگر پرکن این پیمانه را خون بده خون دل آن خودپرست تا به پای آن آرم این افسانه را _فرخزاد